درپانزدهمین فصل از سلسله جلسات آگورا مروری خواهیم داشت بر سیر فلسفه در یونان و روم باستان
درسگفتار فلسفه در یونان و روم باستان
.
.
جلسه نخست: خرمگس در محکمه، سقراط به مثابه فیلسوف-شهروند
تاریخ: 13 آگوست 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه سوم: ارسطو
تاریخ: 27 آگوست 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه چهارم: سیسرون و قوانین
تاریخ: 3 سپتامبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه پنجم: سنکا
تاریخ: 10 سپتامبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه هفتم: فلوطین و نوافلاطونیان
تاریخ: 25 سپتامبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه هشتم: اپیکور و اپیکوریان
تاریخ: 1 اکتبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
Letter to Menoeceus
.
.
جلسه نهم: هراکلیتوس
تاریخ: 8 اکتبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه دهم: سینیک ها
تاریخ: 15 اکتبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
سینیک ها ( synics)
.
.
جلسه یازدهم: دمکراسی آتنی و کنونی بودن آن
تاریخ: 22 اکتبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
جلسه دوازدهم: جمهوری در دوره باستان و دوره مدرن
تاریخ: 29 اکتبر 2016
متن مرتبط با موضوع این جلسه:
.
.
.
.
گفتگو دربارهی این مطلب۱۳ دیدگاه
اگر براتون مقدوره درسگفتارهایی چون اسپینوزا، ویتگنشتاین و کانت از سروش دباغ و آلبر کامو و شوپنهاور و... از رامین جهانبگلو رو هم قرار بدین، سپاسگزارم
نکات خوبی در این سخنرانی(جلسه اول) گفته شد؛ هر چند به تفصیل بیشتری نیازمند است اما یک خطای فاحش در کلامشان بود. محاکمه ی سقراط به هیچ وجه به خاطر مسائل سیاسی نبود. سقراط به دلیل آنکه در افکار عمومی آن زمان مردم آتن مناقشه می کرد مغضوب بیشتر مردم آتن شد. در محاکمه ی وی 500 نفر از مردم آتن به عنوان هیئت منصفه در مجموع(280 در مقابل 220) رأی به اعدام وی دادند. بنابراین سقراط برای دموکراسی یا برای مقابله با حاکمی مستبد جام شوکران را ننوشید.
ضمن عرض سلام درباره علل اجتماعی محاکه سقراط برتراند راسل در تاریخ فلسفه غرب نوشته که در زمان اعدام سقراط (399 ق م ) ، که چند سالی از شکست آتن از اسپارت گذشته بود ؛(تاریخ شکست : 404 ق م) و اسپارت دولتی (اشراف سالاری) در آتن بوجود آورد به نام دولت سی تن جبار که رئیس آن ها و بعضی از اعضای آن ، سابقاً شاگرد سقراط بودند ، که البته این دولت مورد تنفر مردم بود و ظرف یکسال هم توسط مردم برچیده شد و بعد از آن ، یک دموکراسی با موافقت اسپارت در آتن شکل گرفت ولی به شرط دادن عفو عمومی به دشمنانش (اشراف سابق) تا آن ها را مورد تعقیب و آزار قرار ندهد . مردم به سقراط بد بین بودند ؛ چون عده ای از اشراف ، شاگردان سابق او بوده و مردم اشراف را بد و توطئه گر و عامل فساد دین و جامعه و همچنین عامل شکست و توطئه علیه آتن در جنگ های پیشین می دانستند . لذا سقراط را به بهانه های واهی به دادگاه کشانیدند .
اتفاقا محاکمه ی سقراط کاملاً سیاسی بود. این دیگه اظهر من الشمس است عزیز
دوست گرامی. سیاست درمعنای قدیم، در دنیای قدیم،خصوصا در یونان باستان،کاملا معنا و سرشت و منطق جداگانهای از امروز داشت. سیاست درمعنای قدیم،همه امور زندگی اجتماعی، از جزیی ترین تا کلی ترین روابط، از بین دونفر گرفته، تا اموری مثل محاکمه اشخاص، که محاکمه سقراط نمونه ای از آن بود. نفس محاکمه متهمان، صرفنظر از جرمی ک مرتکب شده بود، امری مربوط به جمع، و لذا امری سیاسی قلمداد میشد. بقول استاد طباطبایی، یکی از دلایل گژفهمی ما از امور جامعهشناسی و سیاست، عدم آشنایی ما با "تاریخ تحول مفاهیم علوم انسانی" هست. هر مفهوم و واژهای، در سیر تاریخ و زمان، معنای دگرگونی پیدامیکند.
بر تقابل فلسفه با سیاست تاکید شد
با سلام جلسه دوم نداره؟
سلام و درود جلسه دوم ضبط نشده اما جلسات بعدی به زودی قرار میگیرند.
سلام لطفا فایل های ویدئویی را از طریق دیگری قرار دهید تا بتوانیم مشاهده کنیم این فایها فیلتر هستند بسیار ممنون و متشکر
من جلسه اول را گوش دادم و به نظرم وقت تلف کردن بود. اولا ایشان فاقد مهارتهای لازم برای تدریس هستند از جمله بیان مناسب ثانیا ایشان یک خلاصه ای از خلاصه ها را ارائه می کند. ثالثاایشان یک تفکر لیبرالی (ایدولوژیک)دارند که در تمام بحث نمودار می گردد. رابعا ایشان اصلا با خود متون کاری ندارند خامسا در نهایت از این سخنرانی یک ساعته چیزی در نمی آید جز تشویش ذهن با ادعاهایی بدون دلیل.مثل اینکه سقراط چون طرفدار دموکراسی بود جام شوکران نوشید(کذا!)در حالی که هرکسی همت کند و رساله مرگ سقراط (کریتون) را بخواند با دلیل سقراط آشنا می شود(نامیرایی روح).یا ادعایی دیگر مبتنی بر اینکه سقراط به عقاید شهروندها اهمیت میدادو به همین دلیل با انها بحث می کرد!از همه بدتر تفکیک سقراط از افلاطون که از نظر روش شناسی نادرست است. طنز ماجرا اینجاست که دکترای فلسفه از سوربن حتی نمیداند که معلم اول لقب ارسطو است نه سقراط!
با سلام خدمت دوست عزیزم در ابتدا ترجیحی نمی دهم به همه انتقاد های شما پاسخ بدم چون در این جایگاه نیستم... اما فقط در یک مورد، به سقراط معلم اول گفته می شود در فلسفه... با داشتن کمی مطالعات فلسفی خواهید دانست که سقراط و روش بستری را فراهم آورد که فلسفه به علم تبدیل شود و و شاگردان او چون افلاطون و سپس شاگرد افلاطون، ارسطو ادامه دهنده مسیری بودند که سقراط آن را بنا نهاده بود. و این رو هم باید دانست که سقراط به دلیل اهمیت دادن به مردم و توده، روشنگری را وظیفه خود می دانست و همینطور برای نظرات دیگران بسیار ارزش قائل بود. جز این بود هر عصر در کوچه ها راه نمی افتاد و با مردم خرده پا بحث نمی کرد... درست است که دموکراسی و آرای مردم زمان سقراط علت مرگش بود ولیکن می توانست با پس گرفتن سخنان خود قائله را تمام کند ولیکن ارزشی که او برای روشن کردن حقیقت بر مردم قائل بود به سقراط اجازه نداد که از سخنان خود بر گردد پس به نوعی مرگ او برای مردم بود.
سلام بر شما دوست عزيز برأي من بسيار جالب بود كه شما انها لا شنيدن سخنراني اول تا اين اندازه توانستيد كسي رو كه تمام طول زندگيش فلسفيده رو به باد انتقاد گرفتيد من تقريبا به ٤٠ تا إز أين سخنرانيها گوش دادم وچيزي جز بيان اعتقادات گوناگون چيني نشنيده أم كه نشان إز جهتگيري اين استاد باشه مگر جايي كه اعتقاد هودسون رو بيان ميكنند بنابراين بنظرمن زماني كه انسان در مورد منظومه فكري إنسان ديگري اطلاع كافي نداشته باشه بهتره خويشتندار باشه و معلومات خودش رو بررسي كنه.
طنز تلخ آن است که مدرس بدون تفکر (لیبرالی) می خواهیم. یا سرش را ببریم یا پایش را تا قدش به اندازه ی تخت ذهن مسئله دار ما شود.