
جامعهشناسی نظری و کارکردگرایی ساختاریآمریکایی۱۹۰۲–۱۹۷۹
«ابتداییترین ارتباط نیز بدون میزانی از تبعیت از قراردادهای نظام نمادین امکانپذیر نیست.»
تالکوت پارسونز جامعهشناس آمریکایی و از برجستهترین نظریهپردازان جامعهشناسی در سده بیستم بود. او با صورتبندی نظریه کنش، تحلیل نظامهای اجتماعی و الگوی کارکردی AGIL، نقشی محوری در گسترش کارکردگرایی ساختاری و جامعهشناسی نظری ایفا کرد.
تالکوت پارسونز در سال ۱۹۰۲ در کلرادو اسپرینگز آمریکا به دنیا آمد. در کالج آمهرست زیستشناسی، اقتصاد و علوم اجتماعی خواند و سپس تحصیلات خود را در مدرسه اقتصاد لندن و دانشگاه هایدلبرگ ادامه داد. او در هایدلبرگ با جامعهشناسی آلمانی، بهویژه آثار ماکس وبر، آشنا شد و در سال ۱۹۲۷ دکترای خود را دریافت کرد. پارسونز همان سال به دانشگاه هاروارد پیوست و بخش عمده زندگی دانشگاهی خود را در آنجا گذراند.
نخستین اثر مهم او، «ساختار کنش اجتماعی» (۱۹۳۷)، تلاشی برای ترکیب انتقادی اندیشههای ماکس وبر، امیل دورکیم، ویلفردو پارتو و آلفرد مارشال بود. پارسونز در این کتاب نظریه «کنش ارادی» را صورتبندی کرد و نشان داد که کنش انسانی را نمیتوان صرفاً با منفعتطلبی فردی یا عوامل مادی توضیح داد؛ ارزشها، هنجارها و اهداف نیز در جهتدهی به کنش نقش دارند.
او در کتاب «نظام اجتماعی» (۱۹۵۱) جامعه را شبکهای از نقشها، نهادها و الگوهای هنجاریِ بههمپیوسته تحلیل کرد. پارسونز بعدها الگوی AGIL را بسط داد که بر اساس آن هر نظام برای تداوم خود باید چهار ضرورت کارکردی را برآورده سازد: انطباق با محیط، دستیابی به هدف، یکپارچگی و حفظ الگوهای فرهنگی. از دیگر آثار مهم او میتوان به «بهسوی نظریهای عمومی درباره کنش»، «اقتصاد و جامعه» با همکاری نیل اسملسر و «جوامع: چشماندازهای تکاملی و تطبیقی» اشاره کرد.
اندیشه پارسونز از دهه ۱۹۴۰ تا دهه ۱۹۶۰ بر جامعهشناسی آمریکایی نفوذ گستردهای داشت. نظریه او به سبب انتزاع زیاد، تأکید بر نظم و ثبات و توجه ناکافی به تعارض، نابرابری و دگرگونی اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفت؛ بااینحال، نظریه کنش، مفهوم نظام اجتماعی و کوشش او برای پیوند دادن جامعهشناسی با اقتصاد، روانشناسی و انسانشناسی همچنان از بخشهای مهم تاریخ نظریه اجتماعی به شمار میروند. پارسونز در ۸ مه ۱۹۷۹، هنگام سفری علمی، در مونیخ درگذشت.
هنوز مطلبی برای این اندیشمند ثبت نشده است.