ارزشداوری مثبت ما برای مفاهیمی چون علم و قدرت
✍️ مصطفی ملکیان
🔹در امور عامه ی فلسفه می گویید امور عدمی دال بر نقصانند و امور وجودی دال بر کمالند . مثلا گفته می شود علم یک امر وجودی است و جهل چیزی نیست جز عدم العلم. یا قدرت یک صفت کمالی است و عجز چیزی نیست جز عدم القدرة. و این خیلی واضح است. اما من می گویم هیچ وضوحی ندارد. از کجا می گویید قدرت یک امر وجودی است و عجز، عدم آن امر وجودی است . بنده می گویم عجز یک امر وجودی است و قدرت چیزی نیست جز عدم العجز. با یک عدم گذاشتن که مسئله حل نمی شود. همان طور که قدرت عدم العجز است، عجز هم عدم القدره است . شما می گویید که جهل چیزی نیست جز عدم العلم ، بنده می گویم علم هم چیزی نیست جز عدم الجهل . می خواهم نتیجه بگیرم که ما به گونه ای تلقی می کنیم که گویا کمال یک مفهوم واقعی(factual) است، اما کمال یک مفهوم ارزشی (evaluative) است، ما ارزش داوری می کنیم. ما برای علم و قدرت ارزش مثبت قائلیم آن وقت می گوییم علم و قدرت دلالت بر کمال می کند.
معنای زندگی | صفحه 89
🔹در امور عامه ی فلسفه می گویید امور عدمی دال بر نقصانند و امور وجودی دال بر کمالند . مثلا گفته می شود علم یک امر وجودی است و جهل چیزی نیست جز عدم العلم. یا قدرت یک صفت کمالی است و عجز چیزی نیست جز عدم القدرة. و این خیلی واضح است. اما من می گویم هیچ وضوحی ندارد. از کجا می گویید قدرت یک امر وجودی است و عجز، عدم آن امر وجودی است . بنده می گویم عجز یک امر وجودی است و قدرت چیزی نیست جز عدم العجز. با یک عدم گذاشتن که مسئله حل نمی شود. همان طور که قدرت عدم العجز است، عجز هم عدم القدره است . شما می گویید که جهل چیزی نیست جز عدم العلم ، بنده می گویم علم هم چیزی نیست جز عدم الجهل . می خواهم نتیجه بگیرم که ما به گونه ای تلقی می کنیم که گویا کمال یک مفهوم واقعی(factual) است، اما کمال یک مفهوم ارزشی (evaluative) است، ما ارزش داوری می کنیم. ما برای علم و قدرت ارزش مثبت قائلیم آن وقت می گوییم علم و قدرت دلالت بر کمال می کند.
معنای زندگی | صفحه 89