سه رویارویی انسان با جهان: واقعیتها، دانشها و کنشها
✍️مصطفی ملکیان
🔹کردار یعنی دگرگونیهایی که در جهان درون و بیرون خود پدید میآوریم. انسان در برابر سه مقوله قرار دارد که باید تکلیف خود را با آنها روشن کند:
1️⃣واقعیتها: بسیاری از واقعیتها وجود دارند که ممکن است بسیار مهم باشند، اما به کردار ما مربوط نمیشوند؛ در نتیجه، به سرشت و سرنوشت ما و نیز به شادی و ابتهاج درونیمان ارتباطی ندارند. مهمترین نمونهی این واقعیتها، وجود خدا و وحدت وجود است.
2️⃣دانشها: برخی دانشها برای ما سودی ندارند و بعضی تنها گزارش دیدگاهها و یافتههای دیگراناند. پیامبر فرموده است: «آنچه به تو مربوط نیست، رها کن، حتی اگر چیز زیبایی باشد.» بنابراین، بسیاری از چیزها را نباید آموخت. بخشی از دانستههای ما همچون «زهر شیرین» هستند؛ دانشی ناسودمند که گاهی زیانآور هم هست. چنین آگاهیهایی باری بر دوش ما میگذارند و حرکت ما را به سوی شادی والا و ابتهاج درونی کند میکنند.
3️⃣ کنشها و افعال: شمس تبریزی میگوید: «شخصی بر خاندان خود میگریست و من بر خود او میگریستم. میگفتم: بر خاندان چه میگریی؟ آنان به خدا پیوستند. چرا بر خود نمیگریی؟ اگر بر حال خود آگاه بودی، بر خود میگریستی.» ما نیز باید در اندیشهها، گفتوگوها، بحثها، اثباتها و نفیها، و حتی دوستیها و دشمنیها، از خود بپرسیم: «به من چه؟»
▪️جلسه اول درسگفتار اخلاق کاربردی
🔹کردار یعنی دگرگونیهایی که در جهان درون و بیرون خود پدید میآوریم. انسان در برابر سه مقوله قرار دارد که باید تکلیف خود را با آنها روشن کند:
1️⃣واقعیتها: بسیاری از واقعیتها وجود دارند که ممکن است بسیار مهم باشند، اما به کردار ما مربوط نمیشوند؛ در نتیجه، به سرشت و سرنوشت ما و نیز به شادی و ابتهاج درونیمان ارتباطی ندارند. مهمترین نمونهی این واقعیتها، وجود خدا و وحدت وجود است.
2️⃣دانشها: برخی دانشها برای ما سودی ندارند و بعضی تنها گزارش دیدگاهها و یافتههای دیگراناند. پیامبر فرموده است: «آنچه به تو مربوط نیست، رها کن، حتی اگر چیز زیبایی باشد.» بنابراین، بسیاری از چیزها را نباید آموخت. بخشی از دانستههای ما همچون «زهر شیرین» هستند؛ دانشی ناسودمند که گاهی زیانآور هم هست. چنین آگاهیهایی باری بر دوش ما میگذارند و حرکت ما را به سوی شادی والا و ابتهاج درونی کند میکنند.
3️⃣ کنشها و افعال: شمس تبریزی میگوید: «شخصی بر خاندان خود میگریست و من بر خود او میگریستم. میگفتم: بر خاندان چه میگریی؟ آنان به خدا پیوستند. چرا بر خود نمیگریی؟ اگر بر حال خود آگاه بودی، بر خود میگریستی.» ما نیز باید در اندیشهها، گفتوگوها، بحثها، اثباتها و نفیها، و حتی دوستیها و دشمنیها، از خود بپرسیم: «به من چه؟»
▪️جلسه اول درسگفتار اخلاق کاربردی