همنشین خود را لقمه بدانید
✍️مصطفی ملکیان
🔹از خاصیت اُسمُزی(ظروف مرتبطه) روانشناختی نباید غافل شد.
خوبی کردن مسری و واگیردار است.
من زمانی در کنار جمعی در منزل علامه طباطبایی بودم. ایشان میگفتند:
آدم وقتی غذا می خورد، و لقمه ای را میجوید و بخش نرم شده و خرد شدهیِ آن را به پایین فرو میدهد و بخش سخت تر را بیشتر میجود، فکر میکند که همهیِ این ها را خود آگاهانه انجام میدهد، در صورتی که چنین نیست.
انسان لقمه ای را در دهان میگذارد و بعد به خود میآید و میبیند که در حال جویدن لقمهی بعدی است.
🔹علامه از این تعبیر برای توضیح رابطه ی دوستانه استفاده میکردند. ایشان میگفتند در رابطه ی دوستانه این چنین نیست که شما بگویید که من فضیلتهای خوبی مثل صداقت و وفای به عهد او را از او یاد میگیرم، اما تندخویی او را یاد نمیگیرم. انسان بعد از چند سال به خود می آید و می بیند که دست تکان دادن و حرف زدنمان هم شبیه به دوستمان شده است.
خود انسان ممکن است متوجه نشود که سخن گفتن و حرکاتش، شبیه به دوستش شده باشد، اما ناظران بیرونی، به خوبی درک می کنند.
🔹 در دوران کودکی و نوجوانی، در محله ی ما افرادی بودند که مشهور بودند به پاک و پاکیزه و مهذب بودن. من در زمانی که این ها را در کوچه و بازار می دیدم، سعی می کردم کمی مرتب تر عمل کنم و اعمالم را بیشتر تحت کنترل قرار دهم. من از این افراد نمی ترسیدم، اما یک شرمی در کار بود در برخورد با سایر افراد هم که معمولی بودم.
خوبی از انسان های خوب به بیرون نشت می کند و میزان این نشتی، بستگی به وسعت اخلاقی آن فرد دارد.
➖سخنرانی حکمت؛سال ۸۸
🔹از خاصیت اُسمُزی(ظروف مرتبطه) روانشناختی نباید غافل شد.
خوبی کردن مسری و واگیردار است.
من زمانی در کنار جمعی در منزل علامه طباطبایی بودم. ایشان میگفتند:
آدم وقتی غذا می خورد، و لقمه ای را میجوید و بخش نرم شده و خرد شدهیِ آن را به پایین فرو میدهد و بخش سخت تر را بیشتر میجود، فکر میکند که همهیِ این ها را خود آگاهانه انجام میدهد، در صورتی که چنین نیست.
انسان لقمه ای را در دهان میگذارد و بعد به خود میآید و میبیند که در حال جویدن لقمهی بعدی است.
🔹علامه از این تعبیر برای توضیح رابطه ی دوستانه استفاده میکردند. ایشان میگفتند در رابطه ی دوستانه این چنین نیست که شما بگویید که من فضیلتهای خوبی مثل صداقت و وفای به عهد او را از او یاد میگیرم، اما تندخویی او را یاد نمیگیرم. انسان بعد از چند سال به خود می آید و می بیند که دست تکان دادن و حرف زدنمان هم شبیه به دوستمان شده است.
خود انسان ممکن است متوجه نشود که سخن گفتن و حرکاتش، شبیه به دوستش شده باشد، اما ناظران بیرونی، به خوبی درک می کنند.
🔹 در دوران کودکی و نوجوانی، در محله ی ما افرادی بودند که مشهور بودند به پاک و پاکیزه و مهذب بودن. من در زمانی که این ها را در کوچه و بازار می دیدم، سعی می کردم کمی مرتب تر عمل کنم و اعمالم را بیشتر تحت کنترل قرار دهم. من از این افراد نمی ترسیدم، اما یک شرمی در کار بود در برخورد با سایر افراد هم که معمولی بودم.
خوبی از انسان های خوب به بیرون نشت می کند و میزان این نشتی، بستگی به وسعت اخلاقی آن فرد دارد.
➖سخنرانی حکمت؛سال ۸۸