اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
يرى رضا كوهكن، عضو الهيئة العلمية في مؤسسة الحكمة والفلسفة بإيران، أن رد رئيس المؤسسة على الانتقادات كان غير أكاديمي ومشوباً بالتجريح الشخصي. ويعتبر تجاهل حقوق ذوي الإعاقة والسلوك المخالف للأخلاق مثالاً على عدم التطابق بين القول والفعل.

قبل فترة، وُجّه نقد إلى حجة الإسلام والمسلمين عبد الحسين خسروبناه، رئيس مؤسسة الحكمة والفلسفة البحثية في إيران، وقد ردّ عليه في قناته الخاصة بأسلوب غير علمي في قالب "سؤال وجواب". هناك، بدلاً من أن نشهد نقداً للنقد، شهدنا جرحاً للناقد بل جرحاً للكثيرين، بمن فيهم أعضاء الهيئة العلمية لمؤسسة الحكمة والفلسفة البحثية؛ وهو يدرك جيداً أن "الجرح" هو أسلوب الإمام فخر الدين الرازي، وليس أسلوب العلماء الشيعة أمثال الخواجة نصير الدين الطوسي. وفي ذلك الموضع، أنهى كتابته بهذه الجملة: "هذه الألاعيب الطفولية لا تخلّ بواجباته القانونية والشرعية". ليتهم لم يسحبوا الشرع إلى الساحة، وكانوا يجيبون على النقد بالشكل الذي يليق بمن درس الفلسفة ويترأس مؤسسة بحثية للحكمة والفلسفة، أو على الأقل يلتزمون الصمت.
"الشرع" هو "شارع"، أي طريق يهدي إلى الحق. وبعثة النبي الأكرم (ص) كانت لإتمام وإكمال "مكارم الأخلاق"، وبالتالي فإن وظيفة الشرع الذاتية هي أن يهدي إلى الأخلاق والعرفان. فهل من الإنصاف، بدلاً من الرد على الانتقادات، أن يُعمّم بتبسيط مُخلّ على أعضاء الهيئة العلمية، الذين يقرّ خسروبناه نفسه بأنهم يتمتعون بمستوى علمي يضم حالياً ثلاثة أساتذة كاملين وستة أساتذة مشاركين، فيقول عنهم إنهم انتهازيون راحويون نفعيون، وأن جذور الأمور الأخيرة تعود إلى ذلك؟
في الكتابة المذكورة، أبرز التزامه بالقانون، واعتبر أن تفلّت من أسماهم بتبسيط "المعارضة" من القانون هو علة المشكلات والمعضلات؛ وهو بالطبع يدرك جيداً المدلول المعنوي لكلمة "معارضة"، لكنه استخدمها عن عمد. ممن يحمل لقب "رئيس مؤسسة الحكمة والفلسفة البحثية في إيران"، يُنتظر غير ما يُنتظر من الصحفيين؛ فالتدقيق الفلسفي يرفع من دقة بيان المرء ورقته، ويجعله حساساً تجاه معنى الكلمات واستعمالها. لكنه بالتأكيد يذكر الحكاية التالية، وهي نموذج من نماذج كثيرة.
أحد أعضاء الهيئة العلمية، بعد أن سلك من أجل استيفاء حقوقه كل السبل المدنية، كمراسلته شخصياً ومقابلته وجهاً لوجه، ولم يصل إلى نتيجة، قام في خطوة مدنية تالية بطرح مطالبه في اجتماع مشترك له، بصفته رئيساً، مع أعضاء الهيئة العلمية. وبالطبع، سلك خسروبناه نفس المسلك الذي يسلكه اليوم، ولهذا السبب تحديداً، يبدو تذكّر تلك الحكاية ضرورياً: التهديد والترهيب وحلف اليمين بالله جلاله أمام الجمع كله بأنه سيصفّي حسابه؛ وهنا أصيب أعضاء الجلسة بالذهول وأدركوا الوظيفة التي يؤديها الله بالنسبة له. لقد قام بالتشهير واعتبره هو والآخرين مذنبين، وضغط عليه لكي يعتذر أمام الجمع عن ذنب لم يقترفه، والحمد لله أن المرء لا يصل أحياناً إلى مبتغاه؛ لعل في هذا تنبيهاً له. حينها حدثت واقعة لا يعلم بها جميع منتسبي المؤسسة فحسب، بل تحفظها حتى الغربان والحمامات الجميلة في المؤسسة. لقد داس على القانون والشرع والأخلاق والعرفان كلها دفعة واحدة، وأصدر أمراً بقطع سلة السلع الرمضانية عن ذلك العضو في الهيئة العلمية، سلة السلع التي كانت تُمنح لجميع منتسبي المؤسسة من موظف إلى...
في تلك الكتابة، أظهر نفسه وكأنه هو من يناصر القانون وأعضاء الهيئة العلمية يعادونه؛ ربما يريد أن يُوحي بأن كل من يعارضني، أنا خسروبناه، سيكون مصيره إلى المحكمة لتأخذ له حقه منهم. لكن، بحق الله، هل يؤمن خسروبناه بالقانون؟ لقد رأى بالتأكيد أنني من ذوي الإعاقة، لكنه على الأقل يذكر أنني طلبت منه، استناداً إلى قانون وزارة العلوم ومرفقاً صورة بطاقة الإعاقة خاصتي، أن أستفيد من مزاياها القانونية. لكن رده لم يكن سوى إهانة لي ولجميع أعضاء الهيئة العلمية: "لقد افترضنا جميع أعضاء الهيئة العلمية من ذوي الإعاقة"، ويا للأسف لم أتمتع بأدنى حقوقي القانونية.
ولإعلام الأستاذ خسروبناه، ففي فرنسا، في ديار العلمانيين هذه حيث ينشغل هو بكل جدية في "نقد" العلمانية، ومع أنني لا أحمل بعد بطاقة الإعاقة هنا، إلا أنهم بمجرد أن يرون أنني معاق، منحوني ما يقرب من خمسة وتسعين بالمائة من الحقوق الفردية والاجتماعية للمعاقين. حقاً، ما الذي يسمح له بأن يهين خلق الله بهذه السهولة؟ ومع أنني لا أكنّ أي ولع تجاه "محمد" الغزالي، وأميل أكثر إلى أخيه "أحمد"، إلا أنني لا أستطيع أبداً إنكار العظمة الروحية لـ"محمد" الذي ما إن توصل إلى نتيجة مفادها أن يعمل على "ذاته" بدلاً من العمل للآخرين، حتى ترك "النظامية" واتخذ من "الهروب من المدرسة" مهنة له.
إن شارع شرع الإسلام المبين يتطلب مقدمات لازمة، منها تعديل المزاج، كما أكد عليه بشدة علماء الإسلام والتشيع الكبار، أمثال حسن زاهد غريب الكرماني وابن أبي جمهور الأحسائي. عسى أن أكون أنا، هذا العبد، عاملاً بما أقول، وأن يرزقني الله، أنا الكاتب، توفيق العمل به.
.
.
.
.
الدين
الفلسفة
الفلسفة
العلوم الاقتصادية
الدين
نقاش حول هذا المقال١٣ تعليق
ظاهرا در مواردی که خسروپناه به دست خودش از چهره واقعیاش رونمایی میکند، جناب عبداللهی و استاد دکتر حاج آقا حجت الاسلام غفاری و عاشوری، میرزا بنویس، خسروپناه قدرت تکلم خود را به یکباره از دست میدهند. خدای من کجاست آقای محمدی که از خسروپناه گلایه کند که چرا این قدر سخیف است. توییتهایی که خسروپناه در پاسخ نقد علمی خداپرست نوشته بود از خاطر کسی نمی رود. ظاهرا بصیرت مدیریتی خسروپناه از سطح قطع کردن بن کتاب خداپرست و بن کالای کوهکن و گرفتن اتاق ضیاء موحد فراتر نمیرود. البته خوب شاید نباید خیلی توقع داشت، کپی کار از ویکی پدیای فارسی وقتی قدم در راه تمدن سازی بگذارد محصول کارش همین بیشتر نمی شود دیگر. رسوایی امروز خسروپناه تحقق وعدۀ الهی است. به لطف خدا از این هم رسواتر و بیابروتر خواهد شد.
رطب خورده منع رطب کی کند. کسانی می توانند از انتحال انتقاد کنند که یک خط نوآوری در آثار خود داشته باشند. اساتید، فارغ التصیلان دکتری ترجمه و جابجا کردن واژگان و بهم ریختن ترتیب بیان و گیج کردن خواننده را اثر فلسفی میدانند. از سروش و هرمنوتیک ترجمه ای گرفته تا مدعی ترین و معتبرترین فلاسفه حال حاضر یک خط نوآوری جدی یک نظر شخصی که حاصل اندیشه اوریجینال باشد را نام ببرید.
با سلام در پاسخ به سخنتان دو نکته را خدمتتان عرض میکنم: ۱- از کسی نقل کردهاید که: «خیلی ازعلمای شیعه گفتن حجاب واجب نیست» در حالیکه هیچیک از علمای شیعه - که احتمالا فقها مد نظرتان است - قائل به اختیاری بودن حجاب - چه برای مرد و چه برای زن - نیستند. آنچه که برخی فقها به آن قائلند اجباری نبودن حجاب در ملأ عام است. یعنی آنچه که این روزها تحت عنوان حجاب اجباری در کوی و خیابان مطرح میشود. ۲- فرمودین که «حتما سوال من رو هم همینطور پاسخ میدن بافلسفه». به نظر میآید که شما معنای فلسفه را به درستی درک نکردهاید. هرگونه پرسش از چرایی مطلبی فلسفه نیست. پاسخ به این پرسش که چرا قیمتها گران شده است در عین اینکه پاسخ به یک چرایی است، پاسخی فلسفی نیست. پس برای دریافتن پاسخ پرسشتان بهتر است به سایتهای پاسخگویی به سوالات شرعی از منظر کلامی مراجعه فرمایید و جایگاه و مقام فلسفه را با علم کلام خلط نفرمایید. اما در پایان دو نکته را نیز به عنوان تذکر عرض میکنم: ۱- بهتر است هنگام نوشتن کمی دقت و حوصله به خرج دهید و از علائم نگارشی استفاده کنید، حداقل در پایان جملاتتان نقطه بگذارید. ۲- بهتر است به قواعد دستور زبان توجه کنید تا مثلا لازم نباشد که شاهد این جمله باشیم: «قصد توهین شرع روهم ندارم» قطعا درست این جمله چنین است: «قصد توهین به شرع رو هم ندارم». امیدوارم موفق و پیروز باشید.
سلام والا من خانم هستم قصد توهین شرع روهم ندارم توهمین سایت خوندم که راجب حجاب مطلب گذاشتن از احمدقابل اونم کاملابی طرفانه ونوشتن هم که خیلی ازعلمای شیعه گفتن حجاب واجب نیست اون حدوحدودش منظورمه مادرکمترجایی شاهد همچین توضیحاتی هستیم گفتم حتما سوال من رو هم همینطور پاسخ میدن بافلسفه وگرنه خودم رساله رو حفظم برااینچیزا
از قرار معلوم آقایان اساتید محترم از روال قانونی ناامیدند که اسرار شخصی و وقایع محل کار خود را به طور یکطرفه افشا !!! می کنند... حق دارند؛ بالاخره سبد کالا اولا چیز بی ارزشی نیست ثانیا کاملا به بنیادهای فلسفه و هویت آن طرف آبی تحقیقات مربوط است.
با توجه به انتشار یکطرفه مطالب دلیل روشن است
چه جالب. خبری از مدافعان دو آتیشه ی حاج آقا خسروپناه نیست. کجان اون الفبایی که تارسکی و گودل رو میبستن به مصباح و رشاد تا ثابت کنند حاج آقا بیسواد نیست و دکتراش قلابی نیست و با هیاهو رو موضوع کپی کاریهای حاج آقا از ویکیپدیا ماله میکشیدن؟ لابد دکتر کوهکن هم کیسه دوخته واسه لاحاف ملا که فعلن مثه لباس پادشاه قراره زشتیهای حاج آقا رو آشکارتر کنه! واقعا دردناکه این متن. آدم از خودش بدش میاد که عمرش رو حیف کرده و فلسفه خونده!
ممنون ازپاسختون کاربر ناشناس لطفا کارشناسان سایت هم پاسخ بدن
نازی خانم یا آقا در پوشش "اسم خانم" 1-خواهرزاده ات را پوشک کن. 2-به رساله توضیح المسائل رجوع کن. شما دنبال تمسخر دین و شرع هستید وگرنه این سوال بچه گانه را در یک سایت فرهنگی مطرح نمی کردید!!
سلام سوالی ذهن منو بخودش مشغول کرده که نمیدونستم کجا مطرحش کنم و اومدم اینجا ببخشید اگراینجانباید میزاشتمش سوالم اینه که میشه فلسف نجس بودن ادرار کودک روبگید وحتی خون بینی یا خونهای دیگر خواهرزاده ی من که پیش مازندگی میکنه روفرشا ادرار میکنه و اونقدر فرشارو شستیم که دیگه حوصله اینکارو نداریم و یکبار روی اغلب فرشا ادرارکرد کسی به من گفت که که این ظاهر دین هست ونمیدونم به چه علت میگن نجسه حالا ازشما تقاضا دارم که هم راجب ادرار و هم خون بهم بگید فلسفه نجس بودنشون چیه که ما نمیتونیم نماز بخونیم بخاطر این دوتا؟
دلیل شرعی نجاسات - ویکیپرسش http://wikiporsesh.ir/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B4%D8%B1%D8%B9%DB%8C_%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA
سلام. ببين خواهر من! شما بايد توي بعضي چيزا قبول کني که دين چي گفته؛ مثلا همين دو رکعت بودن نماز صبح؛ ما که نمي دونيم خدا چرا نماز صبحو دو رکعت واجب کرده؛ فقط قبول کرديم. تو مسيحي ها هم اينجوريه. ما همسايه مون مسیحي هستند، اون قدر حساسه به نجس بودن. ميگه روحاني مون گفته اگه خونه نجس باشه، ملائکه به خونه نميان. بهرحال! مواظب خواهر زاده باش که ادرار نکنه.!
از مطالعه ی این مطلب ناخودآگاه اشکم سرازیر شد. بر وضعیت فلسفه در کشور گریستم ( از وضعیت رشته های دیگر خبر دقیقی ندارم)که چگونه فردی که نه حتی مدرک کارشناسی فلسفه دارد (هرچند مجرمانه مدعی دکتر بودن است) و نه حتی صلاحیت علمی فلسفی دارد ( با برررسی مقالات وی این مطلب روشن گردید. به نقدهای ناقدان رجوع شود یا یک مقاله ی به اصطلاح علمی وی خوانده شود!) و نه حتی صلاحیت اخلاقی وی ( که با پاسخ هایی که در کانالش به ناقدان داده و نیز امثال این نوشته کوهکن و بسیاری وقایع دیگر که دوستان از آن مطلع اند و شاید بیشتر آشکار شود؛ واضح است) دارد؛ رییس یکی از مراکز علمی خوب فلسفی در کشور ( البته ماقبل از ریاست خسروپناه بر آن؛ و الا اکنون نیز به تعبیر استاد بازنشسته شده یِ آن مرکز به دست خسروپناه؛ یعنی دکتر معصومی همدانی « انجمن رو به نابودی است» ( در جلسه ی رسمی در آی پی ام در حضور دکتر وحید، دکتر محسن جوادی و... بیان کردند) است. بگذریم از سرقت های علمی متعدد وی ( که بخشی از آنها در مقالات برخی دوستان منتشر گشت و برخی دیگر در سینه ی دوستان است و برخی را نیز شاگردان مصباح یزدی در موسسه امام خمینی مطلع اند) و نیز شاگردانش که به طور اتوبوسی با رانت وی بدون داشتن صلاحیت علمی و قانونی از موسسه امام خمینی مصباح یزدی و نیز دانشگاه دست چندم غیر انتفاعی و غیر دولتی باقر العلوم که مخصوص طلاب است، هییت علمی کرد. این واقعه نه در کوه قاف اتفاق افتاده است، بلکه در کشوری که مزین به نام شریف اسلامی است رخ داده است. ان شالله به برکت خون شریف شهدا در این کشور، ظلم خسروپناه پایدار نخواهد بود.