
روانکاوی و روانشناسی زنانآلمانی-آمریکایی۱۸۸۵–۱۹۵۲
اگر میخواهی به خودت افتخار کنی، کارهایی بکن که بتوانی به آنها افتخار کنی.
کارن هورنای (۱۸۸۵–۱۹۵۲) روانکاو آلمانیتبار آمریکایی بود که با نقد نظریههای فروید و تأکید بر نقش فرهنگ و محیط در شکلگیری شخصیت، یکی از پیشگامان روانشناسی زنان و نظریه نئوفرویدی بهشمار میآید. او مفهوم «اضطراب اساسی» و نیازهای روانرنجور را مطرح کرد و بر امکان خودتحلیلی و رشد شخصیت تأکید داشت. آثار او تأثیر عمیقی بر روانکاوی معاصر گذاشته است.
کارن دانیلسن در ۱۶ سپتامبر ۱۸۸۵ در بلانکنزه نزدیک هامبورگ آلمان زاده شد. او یکی از نخستین زنان آلمانی بود که وارد دانشکده پزشکی شد و در ۱۹۱۱ مدرک پزشکی خود را از دانشگاه برلین دریافت کرد. پس از ازدواج با اسکار هورنای، به روانکاوی علاقهمند شد و تحت نظر کارل آبراهام آموزش دید. از ۱۹۲۰ در مؤسسه روانکاوی برلین تدریس میکرد.
در ۱۹۳۲ به آمریکا مهاجرت کرد و ابتدا در شیکاگو و سپس در نیویورک فعالیت نمود. هورنای با انتقاد از نظریه حسادت به آلت مردانه فروید، روانشناسی زنان را بر پایه عوامل فرهنگی و اجتماعی بازتعریف کرد و مفهوم «حسادت به رحم» را مطرح ساخت. او معتقد بود تفاوتهای روانی مردان و زنان بیش از آنکه زیستی باشد، ریشه در ساختارهای اجتماعی دارد.
مهمترین آثار او عبارتند از «شخصیت روانرنجور زمانه ما»، «راههای جدید در روانکاوی»، «خودتحلیلی»، «تعارضهای درونی ما» و «روانرنجوری و رشد انسان». در این آثار، او اضطراب اساسی را نتیجه روابط مختل دوران کودکی میدانست و ده نیاز روانرنجور را توصیف کرد. هورنای همچنین بر اهمیت خودشناسی و امکان تغییر شخصیت تا پایان عمر تأکید داشت. او در ۴ دسامبر ۱۹۵۲ در نیویورک درگذشت.