
روانکاوی و فلسفهٔ اجتماعیآلمانی۱۹۰۰–۱۹۸۰
عشق، قدرت و تواناییِ روحِ انسان است؛ نیرویی است که دیوارهای جداکنندهٔ انسان از همنوعانش را فرو میریزد و او را با دیگران یگانه میسازد.
اریش فروم (۱۹۰۰–۱۹۸۰) روانکاو، روانشناس اجتماعی و جامعهشناس انسانگرا بود که از چهرههای شاخص مکتب فرانکفورت به شمار میرفت. او تلاش کرد میان روانکاوی و جامعهشناسی پیوند برقرار کند و آثارش همچون «گریز از آزادی» و «هنر عشق ورزیدن» شهرت جهانی یافتند.
اریش فروم، زاده ۲۳ مارس ۱۹۰۰ و درگذشته ۱۸ مارس ۱۹۸۰، روانکاو، روانشناس اجتماعی، جامعهشناس و اندیشمند انسانگرا بود. او از چهرههای مهم مکتب فرانکفورت و از نویسندگانی است که کوشید میان روانکاوی، جامعهشناسی، اخلاق و نقد فرهنگ مدرن پیوند برقرار کند.
فروم در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد و در دانشگاههای هیدلبرگ و مونیخ و سپس در انستیتو روانکاوی برلین تحصیل کرد. او پس از مهاجرت به آمریکا در دانشگاه کلمبیا فعالیت کرد و بعدها در مکزیک کرسی روانکاوی را در دانشگاه مستقل ملی مکزیک بنیان گذاشت. فروم در سالهای پایانی زندگی به سوئیس رفت و همانجا درگذشت.
اندیشه فروم بر این پرسش متمرکز بود که انسان چگونه میتواند در جامعه مدرن، آزاد، سالم، خلاق و مسئول زندگی کند. او باور داشت بسیاری از رنجهای روانی انسان ریشهای فرهنگی و اجتماعی دارند و تنها با درمان فردی فهمیده نمیشوند. در آثار او موضوعاتی چون عشق، آزادی، اخلاق، تنهایی، ازخودبیگانگی، دین، خشونت، مصرفگرایی و معنای زندگی جایگاهی محوری دارند.
فروم با نثری روشن و قابل فهم برای مخاطب عمومی نوشت و همین ویژگی باعث شد آثارش در سراسر جهان خوانندگان گستردهای پیدا کند. کتابهایی مانند «گریز از آزادی»، «هنر عشق ورزیدن» و «داشتن یا بودن؟» او را به یکی از اثرگذارترین نویسندگان حوزه روانشناسی فرهنگی و فلسفه انسانگرای قرن بیستم تبدیل کردهاند.