
فلسفه، اقتصاد سیاسی، جامعهشناسیآلمانی۱۸۱۸–۱۸۸۳
فیلسوفان جهان را تنها به شیوههای گوناگون تفسیر کردهاند؛ اما مسئله این است که آن را تغییر دهیم.
کارل هاینریش مارکس (۱۸۱۸–۱۸۸۳) فیلسوف و اقتصاددان آلمانی بود که به عنوان بنیانگذار ماتریالیسم تاریخی و از پدران علوم اجتماعی مدرن شناخته میشود. مهمترین اثر او کتاب سرمایه است که نقدی بر اقتصاد سیاسی سرمایهداری محسوب میشود.
کارل هاینریش مارکس (۵ مهٔ ۱۸۱۸ – ۱۴ مارس ۱۸۸۳) فیلسوف، اقتصاددان، نظریهپرداز اجتماعی، روزنامهنگار و از مهمترین چهرههای اندیشهٔ سیاسی مدرن بود. او در ترییر، در ناحیهٔ راینِ پروس، به دنیا آمد و در دانشگاههای بن و برلین تحصیل کرد. رسالهٔ دکترای او در فلسفه دربارهٔ تفاوت فلسفهٔ طبیعت نزد دموکریت و اپیکور بود؛ نشانهای از آنکه مارکس، پیش از آنکه به نقد اقتصاد سیاسی و نظریهٔ انقلاب شناخته شود، از دل سنت فلسفی آلمان و منازعه با هگل و هگلیان جوان برخاسته بود.
مارکس در جوانی به روزنامهنگاری سیاسی روی آورد و به سبب مواضع انتقادیاش ناچار شد از آلمان به پاریس و سپس بروکسل برود. در پاریس با فریدریش انگلس آشنا شد؛ دوستی و همکاریای که تا پایان عمر مارکس ادامه یافت. حاصل این همکاری، آثاری چون خانوادهٔ مقدس، ایدئولوژی آلمانی و مشهورتر از همه مانیفست حزب کمونیست بود. مانیفست که در ۱۸۴۸ منتشر شد، یکی از اثرگذارترین متون سیاسی جهان مدرن است و تاریخ جامعه را از منظر کشمکش طبقاتی توضیح میدهد.
در مرکز اندیشهٔ مارکس، نقد سرمایهداری قرار دارد. او معتقد بود جامعه را باید نه از راه ایدههای انتزاعی، بلکه از راه شیوهٔ تولید، مناسبات مالکیت، کار و تضادهای مادی فهمید. این نگاه بعدها «ماتریالیسم تاریخی» نام گرفت. به باور مارکس، تاریخ جوامع انسانی با دگرگونی شیوههای تولید و کشمکش میان طبقات اجتماعی پیش میرود؛ در سرمایهداری نیز تعارض اصلی میان بورژوازی، یعنی صاحبان ابزار تولید، و پرولتاریا، یعنی فروشندگان نیروی کار، شکل میگیرد.
مهمترین اثر مارکس سرمایه است؛ پروژهای عظیم در نقد اقتصاد سیاسی که جلد نخست آن در ۱۸۶۷ منتشر شد و جلدهای بعدی پس از مرگ او با کوشش انگلس انتشار یافت. مارکس در این اثر مفاهیمی چون کالا، ارزش، کار، ارزش اضافی، انباشت سرمایه، بتوارگی کالا و بحرانهای درونی سرمایهداری را تحلیل کرد. او میخواست نشان دهد سرمایهداری صرفاً یک نظام اقتصادی نیست، بلکه شکلی تاریخی از سازمان دادن زندگی اجتماعی است.
مارکس در سال ۱۸۴۹ به لندن رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند. سالهای لندن، با فقر، بیماری، کار طاقتفرسا در کتابخانهٔ موزهٔ بریتانیا و نوشتن آثار اصلی او همراه بود. او همچنین در انجمن بینالمللی کارگران، معروف به انترناسیونال اول، نقش فعالی داشت. مارکس در ۱۴ مارس ۱۸۸۳ در لندن درگذشت و در گورستان هایگیت به خاک سپرده شد.
میراث مارکس بسیار گسترده و مناقشهبرانگیز است. اندیشهٔ او بر جامعهشناسی، اقتصاد سیاسی، تاریخنگاری، فلسفه، نقد ادبی، نظریهٔ ایدئولوژی، مطالعات فرهنگی و جنبشهای سیاسی اثر عمیق گذاشت. او در کنار امیل دورکیم و ماکس وبر، از بنیانگذاران اصلی علوم اجتماعی مدرن دانسته میشود و در کنار نیچه و فروید، یکی از چهرههایی است که بنیادهای آشکار و پنهان فرهنگ مدرن را به پرسش کشید.