
فلسفه و جامعهشناسیآلمانی۱۹۲۹–۲۰۲۶
مدرنیته پروژهای ناتمام است.
یورگن هابرماس (۱۹۲۹–۲۰۲۶)، فیلسوف و نظریهپرداز اجتماعی آلمانی و از چهرههای اصلی مکتب فرانکفورت بود. او با طرح مفاهیمی چون حوزهٔ عمومی و کنش ارتباطی، تأثیر عمیقی بر فلسفه، جامعهشناسی و دموکراسی لیبرال گذاشت.
یورگن هابرماس، فیلسوف و نظریهپرداز اجتماعی آلمانی، از مهمترین چهرههای فلسفه و علوم اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم بود. او را معمولاً به نسل دوم نظریهٔ انتقادی و سنت مکتب فرانکفورت پیوند میدهند، هرچند اندیشهاش تنها در این چارچوب خلاصه نمیشود و از پراگماتیسم، فلسفهٔ زبان، جامعهشناسی، کانت، مارکس و سنت دموکراسی لیبرال نیز تأثیر گرفته است.
هابرماس در ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در دوسلدورف به دنیا آمد و در گومرزباخ رشد کرد. تجربهٔ نوجوانی در آلمان نازی و آگاهی پس از جنگ از جنایات نازیسم، یکی از نقطههای بنیادین شکلگیری نگاه سیاسی و اخلاقی او بود. او بعدها دموکراسی، گفتوگوی عقلانی و نقد عمومی را نه صرفاً مفاهیمی نظری، بلکه شرطهای جلوگیری از بازگشت اقتدارگرایی میدانست. دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد نیز بر همین نقش تجربهٔ ۱۹۴۵ در شکلگیری افق فکری او تأکید میکند.
هابرماس در دانشگاههای گوتینگن، زوریخ و بن تحصیل کرد و رسالهٔ دکتری خود را دربارهٔ شلینگ نوشت. در سال ۱۹۵۶ به مؤسسهٔ تحقیقات اجتماعی فرانکفورت رفت و چند سالی دستیار تئودور آدورنو بود. سپس در ماربورگ رسالهٔ استادی خود را با عنوان دگرگونی ساختاری حوزهٔ عمومی نوشت؛ اثری که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد و نام او را در نظریهٔ اجتماعی تثبیت کرد.
مفهوم «حوزهٔ عمومی» یا «گسترهٔ همگانی» یکی از مشهورترین مفاهیم هابرماس است. او این حوزه را فضایی میان دولت، بازار و زندگی خصوصی میدانست؛ جایی که شهروندان دربارهٔ مسائل عمومی بحث میکنند، افکار عمومی شکل میگیرد و قدرت سیاسی میتواند از مسیر گفتوگو و نقد عقلانی مشروعیت پیدا کند. از نظر او، سرمایهداری متأخر، رسانههای تجاری و منافع اقتصادی، این حوزه را از حالت انتقادی و مشارکتی دور کردهاند.
در سالهای بعد، هابرماس در دانشگاه هایدلبرگ و سپس در دانشگاه فرانکفورت تدریس کرد. از ۱۹۷۱ مدیریت مؤسسهٔ ماکس پلانک در اشتارنبرگ را بر عهده گرفت و در همین دوره زمینهٔ نگارش بزرگترین اثر خود، نظریهٔ کنش ارتباطی، را فراهم کرد. این کتاب در سال ۱۹۸۱ منتشر شد و در آن هابرماس نظریهای دربارهٔ عقلانیت ارتباطی ارائه داد: عقلی که نه در سلطه، ابزارسازی یا منفعت فردی، بلکه در گفتوگوی آزاد، استدلالپذیر و میانذهنی آشکار میشود.
از مفاهیم مهم دیگر او میتوان به «اخلاق گفتمان»، «دموکراسی مشورتی»، «زیستجهان و نظام»، «استعمار زیستجهان»، «میهندوستی قانون اساسی»، «اندیشهٔ پسامتافیزیکی» و «جامعهٔ پساسکولار» اشاره کرد. هابرماس همچنین همواره روشنفکری عمومی باقی ماند و در بحثهایی مانند گذشتهٔ نازی آلمان، اتحاد آلمان، آیندهٔ اروپا، دین در حوزهٔ عمومی، مهندسی ژنتیک و بحرانهای دموکراسی مداخله کرد.
هابرماس در اردیبهشت ۱۳۸۱ به ایران سفر کرد و در دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز و انجمن حکمت و فلسفه سخنرانی داشت. این سفر در فضای فکری ایران بازتاب گستردهای پیدا کرد، بهویژه به دلیل توجه او به نسبت دین، سکولاریسم، عقلانیت عمومی و دموکراسی.
هابرماس در ۱۴ مارس ۲۰۲۶ در اشتارنبرگ، در ۹۶ سالگی درگذشت. ناشر او، سوهرکامپ، خبر درگذشتش را اعلام کرد و رسانههایی چون گاردین او را یکی از اثرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم دانستند.