
فلسفه پراگماتیسم، فلسفه تحلیلی، فلسفه زبانآمریکایی۱۹۳۱–۲۰۰۷
«حقیقت چیزی نیست که در انتظار کشف شدن باشد؛ چیزی است که باید در جریان گفتوگو و همکاری انسانی ساخته شود.»
ریچارد رورتی فیلسوف آمریکایی و از مهمترین چهرههای پراگماتیسم معاصر بود که با نقد بنیادگرایی معرفتشناختی و دفاع از نگرشی نئوپراگماتیستی شناخته میشود. کتاب مشهور او «فلسفه و آینه طبیعت» نقش مهمی در تحول مباحث فلسفه تحلیلی و گذار به فلسفه پساتحلیلی داشت.
ریچارد رورتی در سال ۱۹۳۱ در نیویورک متولد شد. او در دانشگاه شیکاگو و دانشگاه ییل تحصیل کرد و پس از آن در دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه پرینستون و دانشگاه ویرجینیا به تدریس فلسفه پرداخت. رورتی ابتدا در سنت فلسفه تحلیلی آموزش دید، اما بهتدریج به سوی پراگماتیسم آمریکایی، بهویژه اندیشههای ویلیام جیمز و جان دیویی، گرایش پیدا کرد.
مهمترین اثر او، «فلسفه و آینه طبیعت» (۱۹۷۹)، نقدی گسترده بر تصور سنتی فلسفه بهعنوان جستوجوی بنیانهای قطعی برای معرفت بود. رورتی استدلال میکرد که فلسفه نباید خود را همچون بازنمایی دقیق ذهن از جهان تصور کند، بلکه باید بهعنوان نوعی گفتوگوی فرهنگی و ابزاری برای حل مسائل انسانی فهمیده شود.
رورتی در آثار بعدی خود مانند «پیامدهای پراگماتیسم» و «آرمانشهرگرایی لیبرال» به دفاع از نئوپراگماتیسم، کثرتگرایی، دموکراسی لیبرال و نقش زبان در شکلدهی به تجربه انسانی پرداخت. او با تأکید بر مفهوم «واژگان نهایی» و اهمیت گفتوگو میان فرهنگها، بر این باور بود که حقیقت را نباید جدا از شیوههای انسانی توصیف و کاربرد زبان جستوجو کرد.
اندیشههای رورتی واکنشهای گستردهای برانگیخت و از سوی فیلسوفانی با گرایشهای گوناگون، از واقعگرایان تا برخی فیلسوفان تحلیلی، مورد نقد قرار گرفت. با این حال، او یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان نیمه دوم قرن بیستم در پیوند دادن پراگماتیسم، فلسفه زبان و نظریه اجتماعی به شمار میرود.
هنوز مطلبی برای این اندیشمند ثبت نشده است.