
فلسفه زبان و ذهنآمریکایی
هیچ چیز در جهان، هیچ شیء یا رویدادی، اگر موجودات اندیشنده وجود نداشتند، نه صادق میبود و نه کاذب.
دونالد هربرت دیویدسون (۱۹۱۷–۲۰۰۳) فیلسوف آمریکایی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فلسفه تحلیلی در نیمه دوم قرن بیستم بود. او با نظریههایی چون تفسیر رادیکال، مونیزم ناهنجار، و مثلثبندی، سهم بنیادینی در فلسفه زبان، فلسفه ذهن و نظریه کنش داشت. آثار او همچنان نقطه مرجع اصلی در بحثهای مربوط به معنا، محتوا و رابطه ذهن و جهان بهشمار میآیند.
دونالد هربرت دیویدسون در ۶ مارس ۱۹۱۷ در اسپرینگفیلد ماساچوست زاده شد. پس از تحصیل در هاروارد (جایی که با وایتهد و کواین آشنا شد) و خدمت در جنگ جهانی دوم، دکترای خود را در ۱۹۴۹ از هاروارد دریافت کرد. او در دانشگاههای مختلفی از جمله استنفورد، پرینستون، راکفلر و بهویژه دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس کرد و تا پایان عمر استاد فلسفه در آنجا بود.
دیویدسون بیشتر بهخاطر مجموعهمقالاتش شناخته میشود تا کتابهای نظاممند. مهمترین آثار او عبارتند از «اقدامات، دلایل و علتها» (۱۹۶۳)، «حقیقت و معنا» (۱۹۶۷)، «تفسیر رادیکال» (۱۹۷۳)، «رویدادهای ذهنی» (۱۹۷۰) که نظریه مونیزم ناهنجار را مطرح کرد، و مقالات مربوط به مثلثبندی در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰.
در فلسفه زبان، او با الهام از تارسکی نظریه معنا را بر پایه شرایط صدق بنا کرد و استدلال نمود که فهم زبان مستلزم اصل خیرخواهی (principle of charity) است. در فلسفه ذهن، مونیزم ناهنجار او مدعی است که رویدادهای ذهنی با رویدادهای فیزیکی اینهماناند اما هیچ قانون روانفیزیکی دقیقی وجود ندارد. مفهوم مثلثبندی او نیز برای حل مسئله محتوای ذهنی و عینیت جهان بهکار گرفته شد: محتوا تنها در تعامل سهجانبه میان دو سوژه و جهان مشترک شکل میگیرد.
دیویدسون در ۳۰ اوت ۲۰۰۳ درگذشت. میراث او همچنان در فلسفه معاصر زبان، ذهن و متافیزیک زنده است.