
روانشناسی انسانگرا، نظریه شخصیتآمریکایی۱۹۰۸–۱۹۷۰
«آنچه یک انسان میتواند باشد، باید باشد.»
آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی و از بنیانگذاران اصلی روانشناسی انسانگرا بود. او با طرح «سلسلهمراتب نیازهای انسانی» و مفهوم «خودشکوفایی» تأثیر عمیقی بر روانشناسی، علوم انسانی و مطالعات مربوط به رشد فردی گذاشت.
آبراهام مزلو در سال ۱۹۰۸ در بروکلین نیویورک در خانوادهای مهاجر از یهودیان روستبار به دنیا آمد. او در دانشگاه ویسکانسین تحصیل کرد و در سال ۱۹۳۴ دکترای روانشناسی خود را دریافت کرد. مزلو در آغاز به پژوهشهای رفتارگرایانه و روانشناسی تجربی پرداخت، اما بهتدریج از تمرکز صرف بر رفتار قابل مشاهده فاصله گرفت و به مطالعه تواناییها، خلاقیت و ظرفیتهای مثبت انسان روی آورد.
مزلو یکی از چهرههای اصلی جنبش روانشناسی انسانگرا در میانه قرن بیستم بود؛ جریانی که در برابر تأکید افراطی رفتارگرایی بر شرطیسازی و برخی رویکردهای روانکاوی بر تعارضهای ناخودآگاه شکل گرفت. او بر این باور بود که انسان دارای گرایش ذاتی به رشد، معناجویی و تحقق استعدادهای خود است.
مهمترین ایده او «سلسلهمراتب نیازها» است که نخستینبار در مقاله «نظریهای درباره انگیزش انسان» (۱۹۴۳) مطرح شد و بعدها در کتاب «انگیزش و شخصیت» (۱۹۵۴) گسترش یافت. در این نظریه، نیازهای انسان از نیازهای زیستی و امنیت تا نیازهای تعلق، احترام و در بالاترین سطح، خودشکوفایی دستهبندی میشوند.
مزلو همچنین درباره افراد خودشکوفا، تجربههای اوج، خلاقیت و معنای زندگی پژوهش کرد. آثار او بر روانشناسی مثبتگرا، آموزش، مدیریت، مطالعات سازمانی و اندیشههای معاصر درباره رشد انسان اثر گذاشته است. او در سال ۱۹۷۰ درگذشت و همچنان یکی از شناختهشدهترین نظریهپردازان روانشناسی انسانگرا به شمار میآید.
هنوز مطلبی برای این اندیشمند ثبت نشده است.