
زبانشناسی و فرهنگنویسیایرانی
زبان همانطور که میتواند وسیلۀ روشنگری باشد، میتواند ابزار فریب و اغفال نیز باشد.
محمدرضا باطنی (۱۳۱۳–۱۴۰۰) زبانشناس، فرهنگنویس، نویسنده و مترجم ایرانی بود. او از پیشگامان معرفی زبانشناسی نوین در ایران و مؤلف آثار مرجعی چون «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی» و فرهنگهای دوزبانۀ معاصر است. دیدگاههای او دربارۀ تحول زبان و نقد رویکردهای تجویزی، تأثیر ماندگاری بر مباحث زبانی و فرهنگی گذاشت.
محمدرضا باطنی در ۱۵ دی ۱۳۱۳ در اصفهان در خانوادهای تنگدست زاده شد. به دلیل بیماری پدر و فقر خانواده، در دوازدهسالگی ناچار به ترک تحصیل شد و به کار پادویی در بازار اصفهان پرداخت. پس از چند سال، همزمان با کار، در مدارس شبانه تحصیل کرد و در بیستوسهسالگی دیپلم ادبی گرفت. سپس وارد دانشسرای عالی شد و در ۱۳۳۹ در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی فارغالتحصیل گردید. بهعنوان شاگرد اول، در ۱۳۴۰ برای ادامۀ تحصیل به انگلستان اعزام شد و از دانشگاه لیدز مدرک کارشناسی ارشد زبانشناسی گرفت. در لندن زیر نظر مایکل هالیدی روی نحو زبان فارسی کار کرد، اما به دلیل مسائل سیاسی و تمدید نشدن بورس نتوانست دورۀ دکتری را در آنجا به پایان برساند. رسالۀ خود را به فارسی برگرداند و در ۱۳۴۶ از دانشگاه تهران در رشتۀ زبانشناسی همگانی و زبانهای باستانی دکترا گرفت. از همان سال بهعنوان استادیار در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران مشغول تدریس شد و دروس جدیدی چون روانشناسی زبان، جامعهشناسی زبان و معناشناسی را معرفی کرد.
پس از انقلاب فرهنگی، در ۱۳۶۰ در چهلوهفتسالگی به بازنشستگی اجباری تن داد. از آن پس یکسره به تحقیق، ترجمه و فرهنگنویسی پرداخت. از ۱۳۶۴ همکاری خود را با انتشارات فرهنگ معاصر آغاز کرد و فرهنگهای دوزبانۀ انگلیسیـفارسی (از جمله فرهنگ پویا) را تألیف و سرپرستی نمود که یکی از آنها برندۀ جایزۀ کتاب سال شد. آثار مهم او در زبانشناسی عبارتند از «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی» (با بیش از بیستوهفت بار تجدید چاپ)، «نگاهی تازه به دستور زبان»، «مسائل زبانشناسی نوین»، «چهار گفتار درباره زبان» و «زبان و تفکر». او همچنین مترجم آثاری در حوزۀ زبانشناسی، فلسفه و علوم شناختی بود.
باطنی زبان را پدیدهای پویا و اجتماعی میدانست و با رویکرد تجویزی به زبان فارسی مخالف بود. مقالۀ مشهور او با عنوان «اجازه بدهید غلط بنویسیم» در نقد کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی، بحثهای گستردهای دربارۀ تغییر و تحول زبان برانگیخت. او بر این باور بود که تغییر جزو ذات زبان است و تلاش برای متوقف کردن آن بیهوده است. باطنی در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ در تهران درگذشت.