میل به خوبی در ژرفای روان آدمها حتی در جنایتکارترین آنها
✍️مصطفی ملکیان
🔹افلاطون میگوید جنایتکارترین جنایتکاران عالم هم، در سر سویدای خود، دوست دارند خوب باشند. اگر روانشناسی ژرفای افلاطون را قبول داشته اشیم – که البته بنده قبول دارم – این درست به نظر میآید که آنها هم وقتی میشنوند یک نفر راستگو است، در اعماق وجودشان احساس میکنند او چیز خوبی دارد که من ندارم. وقتی میشنوند که کسی هیچ ظلمی به کسی نکرده است میدانند که او چیز خوبی دارد که خودشان ندارند. این را میگوییم عشق جبلّی و گوهرین و ذاتی انسان به خوبی که در واقع، سعی آدم در خوبتر و خوبتر و خوبتر شدن است.
💢کتاب عمر دوباره، صفحه 76
🔹افلاطون میگوید جنایتکارترین جنایتکاران عالم هم، در سر سویدای خود، دوست دارند خوب باشند. اگر روانشناسی ژرفای افلاطون را قبول داشته اشیم – که البته بنده قبول دارم – این درست به نظر میآید که آنها هم وقتی میشنوند یک نفر راستگو است، در اعماق وجودشان احساس میکنند او چیز خوبی دارد که من ندارم. وقتی میشنوند که کسی هیچ ظلمی به کسی نکرده است میدانند که او چیز خوبی دارد که خودشان ندارند. این را میگوییم عشق جبلّی و گوهرین و ذاتی انسان به خوبی که در واقع، سعی آدم در خوبتر و خوبتر و خوبتر شدن است.
💢کتاب عمر دوباره، صفحه 76