اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
کتاب «خدا و محدوده عقل» اثر ویلنبرگ، گفتوگویی میان لوئیس، هیوم و راسل را دربارهی خدا، اخلاق و ایمان به تصویر میکشد. ترجمهی سلطانزاده با ارائهی متونی نوین، فاصلهی حوزهی اندیشهی ایران با جهان را کاهش میدهد.

تفکر انتقادی را در عصر جدید به کانت نسبت میدهند. اما پیش از وی نیز در فلسفه های دکارت , اسپینوزا , لاک , بارکلی و هیوم شرایط آن فراهم شده بود.دکارت در رساله قواعد هدایت ذهن نسبت به تواناییهای سوژه در شناخت و محدودیتهای آن توضیحاتی میدهد.این آغاز نگرش انتقادی و به نوعی عصر روشنگری است.اسپینوزا این تفکر را به حد اعلا میرساند به طوری که باورهای دینی رایج و منتسب به تورات که مدعی وحی بود را کاملا رد میکند.نحله انگلستان نیز به نقد باورمندی به جسمانیت پرداختند و هیوم در بالاترین سطح خود امکان درک از دنیای اطراف را برای انسان عملا غیر ممکن دانست و دسترسی به معرفت را امکان نا پذیر می دانست.هیوم در کتاب تاریخ طبیعی دین , سعی در تفکیک بین شرک آلودگی و توحیدی بودن آن داشت.وی معتقد بود توحید دینی منتج به تعصب و شرک به تساهل ختم میشود.او معتقد بود در توحید دینی جایی برای سایر ادیان و خدای ادیان دیگر نیست و ما بقی ملحد و مرتد تلقی میشوند. اما در شرک امکان پلورالیسم فکری وجود دارد.
با آغاز مسیحیت و سیطره آن بر جهان در دوران قرون وسطی , بین دین و خداباوری پیوندی نا گسستنی ایجاد شد.پس از شروع رنسانس و نقد تفکرات قرون وسطی فلاسفه بسیاری سعی در احیای تفکر خداباوری و تفکیک آن از مسیحیت نمودند. ابتدا دکارت به احیای برهان آنسلم پرداخت اما مسیحیت قرون وسطایی را به چالش کشید.پس از دکارت این لایب نیتس بود که به تفسیر ناتورالیستی از دین پرداخت. وی جهان را به مانند یک ماشین مکانیکی با قوانین خاص خودش تفسیر کرد.
نزاع بین علم و دین بزرگترین نزاع عصر جدید است.قدمت این نزاع به پس از انقلاب صنعتی تا به امروز میرسد.در طول این مدت بسیاری تلاش کردند این 2 را با هم آشتی بدهند.بسیاری از هواداران دین در تلاش برای رهایی دین از حمله عقل آن را مقوله ای غیرعقلانی و شهودی تبیین کردند.یعنی راه استدلال بر آن بسته است و تنها می بایست با شهود به درک آن رسید.
نگرانی از گسست اخلاقی پس از حملات عقل به دین یکی از بزرگترین چالشهایی بود که فلاسفه با آن روبرو شدند.دین شناسانی چون شلایرماخر و ردولف اتو رابطه دین و اخلاق را بی معنا میدانستند و این دو را در تضاد میافتند. ماکیاویلی اخلاق مسیحی را نماد بردگی برای انسان میدانست.آرای فروید و مارکس نیز به این بدبینی نسبت به دین دامن زد.
اما باید به این نکته توجه داشت که تعهد اخلاقی میتواند با دین به عنوان یک پدیده فرهنگی تعاملی سازنده داشته باشد.
***
باید دقت داشت معنای هر واژه به زمینه کاربرد آن بستگی دارد.بسیاری از کلمات در وادی فلسفه معانی دیگری مییابند .به همین سبب امیدوارم خوانندگان با توجه به زیرنویسها و منابع ذکر شده نسبت به برداشت از ترجمه دقت بیشتری را مبذول دارند.
این کتاب توسط دانشگاه کمبریج گردآوری گردیده است.اساسا انجام کارهای آکادمیک در زمینه فلسفه برای خواننده ایرانی خیلی مانوس نیست.اینکه یک دانشگاه حمایتهای مالی و پژوهشی را برای تحقیق یا مقایسه تفکرات مختلف ایجاد کند , در ایران سابقه چندانی ندارد.این گردآوری بر اساس اصول پذیرفته شده در این دانشگاه و ساختارهای آن انجام شده است.حال ممکن است در روند ترجمه بخشی از این عملکرد یا ساختار, گم یا از دید خواننده پنهان شود.امیدوارم این کاستی ها بر نتیجه تاثیر محسوسی نداشته باشد.
در مجموع باید این سبک کارها را مورد ارزیابی قرار داد تا خود را با روند و نحوه کارهای پژوهشی در دانشگاههای پیشرو جهان انطباق دهیم.ترجمه آثاری نوین که در قرن 21 چاپ شده است از دیگر کاستیهای حوزه اندیشه در ایران است.
سالهاست که در ایران متون چند صد سال قبل ترجمه میشوند.به راستی باید پذیرفت در حیطه فلسفه ما به لحاظ دسترسی و ترجمه متون نوین عقب هستیم.به همین دلیل در این حوزه در جهان موثر عمل نمیکنیم. من در این اثر سعی دارم با ترجمه اثری جدید، قدمی هر چند کوچک در این راستا بردارم.
سی.اس.لوئیس یکی از محبوبترین مدافعان مسیحیت قرن بیستم است همچنین دیوید هیوم و برتراند راسل از مهمترین منتقدان مسیحیت میباشند. در این کتاب ,این سه غول اندیشمند در گفتگو با یکدیگر قرار گرفتند تا پرتویی به دشوارترین پرسشهای مهم زندگی که تاکنون بوده بتابانند. این کتاب دیدگاههای این افراد را در موضوعات گوناگونی ازجمله : وجود خدا، رنج، اخلاق، منطق، لذّت، معجزات و ایمان بررسی میکند. دیده میشود که در کنار تفاوتهای سازشناپذیر و کشمکشها، حیطههایی از توافقاتی تعجب آور پدیدار میشود. امروزه در میانه تبادلات مصرانه و بیروح میان ملحدان جدید و مؤمنان قرن بیستویک، خوانندگان کنجکاو بینشهای هوشمندانهای را در گفتگوی منطقی این سه متفکر بزرگ خواهند یافت.
اریک جی. ویلنبرگ نویسنده این کتاب مشغول به تدریس در دانشکده فلسفه در دانشگاه دی پاو است. وی نویسنده کتاب ارزش و فضیلت در یک جهان بیخدا (2005) است که توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشرشده هست.
در انتها از تمامی خوانندگان عزیز و اساتید و اهل فن تقاضا دارم تا نقدها و کاستیهای این کتاب را با من در میان بگذارند. یقینا در ادامه نسبت به اصلاح و بهبود آثار آتی نظرات صاحب اعمال خواهد گردید. امیدوارم این پویایی باعث رشد و شکوفایی آثار آتی گردد.
.
.
.
.
.
.
گفتگو دربارهی این مطلب۸ دیدگاه
به نظر کتاب جالبی میاد. این بحثی که اینجا در گرفته نشون میده باید هر دو سوی بحث و بخونم.
آقایا خانم محترم یکم اینکه یکی از منابع را تقریبا کامل آوردم تا نشان بدهم بالاخره مناظره تاریخی میان بوهر و اینشتاین مبنی بر اینکه خدا تاس می اندازد یا خیر؟ به نفع بوهر که خطاب به آینشتاین می گفت لازم نیست تو به خدا بگویی چه کار کند، به نفع بوهر خاتمه یافت. دوم اینکه بابت این اعتماد به نفسی که دارید و خود را از هیات تحریریه مجلهnature که به همراه science معتبرترین مجلات علمی جهان هستند بالاتر می بینید!!!به خنده می افتم. سوم اینکه شما متن را کامل نخواندید که ببینید بستن راه گریز در این آزمایش به طور کامل محقق شده است یعنی اینکه اگر بخواهیم فرض شما را درست بگیریم یا به نقض نسبیت می رسیم یا اینکه هر چی می بینیم توهم است!!! که در این صورت خدایی مورد اعتقاد شما هم توهم به طریق اولی است. چهارم اینکه هر وقت توانستید به من نشان دهید که در کدام بخش از معادله حاکمه لژاندر تراز های انرژی خود را نشان می دهند،آنوقت ارزش دارد به بحث ادامه دهیم.
به جای دفاع از ادعای خود ، فقط نام دانشمندان و نام مجلات را می آورید! این نام ها چیزی را ثابت نمی کنند. چرا سوال مطرح شده را پاسخ ندادید؟ انکار کنندگان خدا همیشه به بن بست می رسند ویا از بحث فرار می کنند. انکار خدا، شمارا نیز مجبور به فرار از بحث نمود.
قانونهای کوانتم، خود دلیل واضحی بر قانونمند بودن جهان است.
اتفاقا کوانتوم نشان می دهد که اگر خدایی باشد جهان را با تاس انداختن اداره می کند.
اتفاقا علم می کوید که در جهان بی نظمی حاکم است نه فقط در مکانیک کوانتومی بلکه در حتی در مکانیک کلاسیک رجوع کنید به science,257,33 G.J.Sussman &J.Wisdom,Science,257,56 I.peterson.Newton's clock:chaos in the Solar System,freeman
پاسخ به فرشید:نظر یک جمله ای شما نشان می دهد که از فیزیک و کوانتم بهره ای ندارید. مردم با آوردن چند نام ، فریب نمی خورند.اینکه نتایج آزمایشهای فیزیک را میتوان در مدلها و مجموعه ای از اصول شناسایی نمود و ازجمله کوانتم، خود بهترین دلیل بر قانونمند بودن ونظم جهان وپدیده های آن است. چرا تمام سیستم های فیزیکی از اصول مشخصی پیروی میکنند. چرا قانونهای کوانتم و تمام قانونها برقرار شده اند؟چرا تمام اتمهای یک عنصر دارای حالت های کوانتمی یکسان ومقادیر مجاز یکسانی هستند؟ به این ترتیب کوانتم نیز نشان دهنده بر قراری قانونها ونظم در جهان است. تابع موج یک سیستم کوانتومی بستگی به سابقه آن یعنی برهمکنشها واندازه گیری های قبلی دارد و واندازه گیری های جدید نیز حالت آنرا تغییر می دهد. این نیز نوعی قانونمندی و نظم است.
علم میگوید که جهان وجود دارد ومنظم ، قانونمند و منسجم است ، واساسا علم در پی کشف قانونهای جهان است.عقل ، این قانونها و وجود عالم را بدون دلیل نمی داندودرپی دلیل آنها فقط خدا رامییابد. به این ترتیب علم و عقل ، توحید را ثابت میکنند. یگانگی خدا واضحترین حقیقتی است که علم وعقل زودتر از هر حقیقت دیگر به آن میرسند.