اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
شهد مفهوم «الفكرة» مسارًا تكوينيًّا في تاريخ الفلسفة منذ اليونان القديمة وحتى العصر الحاضر. تتناول محاضرات محمد مهدي أردبيلي هذا المفهوم بدراسة جينيالوجية تمتد من أفلاطون وأرسطو إلى كانط وهيغل، وتُحلّل الصلة بين الأنطولوجيا ونظرية المعرفة في القراءة الهيغلية.

إن الفحص الجينيالوجي لمفهومٍ ما عبر تاريخ الفكر، لا يؤدي فقط إلى استجلاء المفهوم المعني، بل يمكن بالاستناد إليه تقديم قراءةٍ للتاريخ برمته، الذي هو تجلٍّ للحقيقة ذاتها. ومفهوم «الفكرة» هو بلا شك أحد هذه المفاهيم المفتاحية، حيث إن تتبع مسار تكوّنه منذ البداية وحتى الآن، يمكنه أن يتقصى بصائر نقيّة في صميم تاريخ الفلسفة ويُسلط الضوء عليها. مصطلح «الفكرة» (ἰδέα، Idea، Idēe) هو أحد أهم المصطلحات الفلسفية. يعود أصل هذا المصطلح إلى اليونان القديمة والمصدر الفعلي ειδειν الذي يعني الرؤية والمشاهدة. وقد استخدمه أفلاطون لأول مرة كمصطلح فلسفي محدد في نظريته للمُثُل. ومن المثير للاهتمام أن هذا المصدر الفعلي نفسه يُعتبر جذر المصطلح الأرسطي ειδος أو «الصورة» (في مقابل المادة). في العصور الوسطى، تكتسب «الفكرة» موقعاً آخر وتلعب دوراً جوهرياً في النزاعات حول الكليات. وفي العصر الحديث، يستخدم كل من العقلانيين والتجريبيين هذا المصطلح، بعد تقديم تعريف آخر له، للتعبير عن آرائهم. ففي نظرهم، كانت الفكرة (Idēe) تدل على وجود تجريدي وذهني. وعندما يقسم لوك التصورات إلى أولية وثانوية، فإنه يستخدم هذا المصطلح ذاته. ويستخدمه سبينوزا منذ العبارات الأولى لكتاب الأخلاق، ويتحدث عن فكرة (تصور) الله أو الجوهر، وإن كانت الفكرة عنده تمتد إلى مستوى الإرادة والفعل أيضاً. أما كانط، فقد عاد إلى الوراء بعض الشيء في استخدامه لهذا المصطلح وعرّف الأفكار بأنها مفاهيم العقل. ودافع خلفاء كانط عن التصور الكانطي للأفكار، واعتبرها شيلينغ قوىً فوق طبيعية. تكتسب الفكرة في فكر هيغل، شأنها شأن العديد من المفاهيم الفلسفية الأخرى، نوعاً من الشمولية. وبتعبير أدق، يمكن اعتبار قراءة هيغل للفكرة تجميعاً (سنتزاً) للآراء المختلفة والمتضاربة أحياناً التي سبقتها. يرى هيغل الفكرة عقلانية، لكن هذا لا يعني بأي حال من الأحوال كونها تجريدية، بل على العكس، فالفكرة هي عين التجسيد والفعلية. ومن ناحية أخرى، فإن هيغل، ومن خلال إضفاء الموضوعية على الفكرة العقلانية، وعلى عكس أفلاطون، لا يضعها في مقابل العالم المحسوس، بل يسعى، عبر جدلنتها روحياً، إلى بلوغ نوع من الفكرة المطلقة الشاملة. مفهوم «الفكرة» عند هيغل يشق طريقه إلى كل من مجالي الأنطولوجيا ونظرية المعرفة، ويربط بينهما على نحو ما. وعليه، فإن الدورة التعليمية «جينيالوجيا الفكرة»، ستسعى إلى تناول الفحص التحليلي-التاريخي لمفهوم «الفكرة»، بدءاً من منبته في اليونان (أفلاطون وأرسطو)، ومروراً بمفكري العصور الوسطى والعصر الحديث، وصولاً إلى تحليل هذا المفهوم لدى كانط وهيغل، وأخيراً في العصر الحاضر.
.
.
.
.
.
.
علم الاجتماع
الفلسفة
الفلسفة
الفلسفة
الفلسفة
نقاش حول هذا المقال١٦ تعليق
با سلام خدمت مهناز خانم... خواش میکنم جملاتی رو که در مورد جناب اردبیلی نوشتید، یه بازنگری بکنید... از چه منظری و با چه رویکردی... و دنبال چه نتیجه ای هستید... با چه تفکری این درسگفتار ها رو تحلیل کردید... شما شناخت صحیحی نسبت به ایشان ندارید و ...
ممنون از ۱) سایت: بابت در دسترس قرار دادن این سلسله دروس. ۲)دوست یا دوستانی که که صدا رو ضبط کردند. ۳)جناب اردبیلی: که مثل همیشه در بیشتر موارد مسلط بودند. نکتهی یکم:در این سلسله دروس به بهانهی مفهوم ایده مسائل زیادی مطرح میشه و شناخت بهتری نسبت به مفاهیم دیگر فلسفه به دست میآید. نکتهی دوم: خیلی از کمبودها ناشی از غامض بودن بحث و سطح مخاطبین هست. از جمله خودم. و البته مدرس هم متخصص همهی فلسفه و مفاهیم متعدد اون در طول تاریخ نیست. طبیعیه. از یه دورهی هشت جلسهای مگه قراره چی دربیاد؟! نکتهی سوم: به نظر میرسه خانم یا آقای مهناز سراسر بغض و کینه هستند. انگار آقای اردبیلی جای ایشون یا یکی از اقوامشون رو در سمت یا پشت میزی گرفتهاند. نکتهی پایانی: آرزوی صبر برای همه.
برای من خیلی خوب بود بخصوص که آقای اردبیلی چند بار تکرار کردند که در فلسفه قرون وسطی و فلسفه اسلامی اهل فن نیستند و فقط صحبت اجمالی کردند تا بحث خودشان را پیش ببرند و بارها و بارها تکرار کردند که در برخی از مباحث مایل بودند که افراد دیگری صحبت کنند که صاحب نظر هستند. من درسگفتارهای ایشان در باره کانت را هم گوش کردم و خیلی استفاده کردم. تدریس ایشان فوق العاده است. دست مریزاد
خب چه اشکالی دارد مهناز خانم ایشان این کار را کرده اند.به نظرم جناب اردبیلی آدم باسواد وزحمتکش فلسفی است.در اینکه کسی با این سن بیاد و ادعای هگل شناسی کند بسیار بسیار در خور تحسین است. همین سرکار خانم مهناز به نظرم بیایند و مباحث خودشو بگه.من پژوهشگرفلسفه ماتریالیزم هستم وبا جناب اردبیلی زاویه دارم ولی از اعتماد به نفسش خوشم میاد... واز نقدهای بقیه هم تا حدودی فهمیدم آدمای با مطالعه ای هستید.مرسی که هستید به امید ایران ازاد
درود من کسی هستم که تازه به فلسفه علاقه مند شدم و بین فیلسوفان نیچه بیشتر نظرم رو جلب کرده. همین اواخر نقد انتقادی از خدا مرده است نیچه رو از آقای اردبیلی گوش کردم. به نظرم عالی بود و خیلی شسته رفته تو یه جلسه خیلی خوب تونست بحث رو روشن کنه. به نظرم دانششون خیلی خوبه و علاقه مند شدم بقیه درس گفتارهاشون رو گوش کنم. فقط میخواستم بگم نمیدونم اینهمه بغصی و عصبانیت از کجا میاد که انقدر بد از دیگران انتقاد میکنیم. فکر نمیکردم بعضی مخاطبین این سایت هم انقدر عصبانی و هیجانی باشن.
در ملاصدرا هم بحث ایشان جالب است اما قوت مباحث دیگر را ندارد.در سهروردی قابل قبول تر است.اینها را گفتم که دوستانی که فایلها را گوش می کنند بدانند درفلسفه غرب خیلی خوب بحث می کنند اما در فلاسفه مسلمان برداشتهای دقیق تر دیگری نیز وجود دارد.به شخصه مشتاق هستم بقیه مباحث ایشان را دنبال کنم.
با سلام درسگفتار ایشان را گوش دادم و واقعا بهره بردم.اما زمانی که وارد بحث ابن سینا می شوند به نظرم پختگی مباحث دیگر را ندارد.امکان ندارد اسپینوزا را از ابن سینا استنباط کرد؟در اینجا برداشت ایشان قابل انتقاد است.در باب اینکه بعد از عقل فعال از عقل مستفاد و بالفعل و ... هم سخن می گویند درست نیست.اینها مراتب خود نفس انسان اند که طی می کند و در بیرون و جهانشناسانه نسیت.به هر روی از مباحث ایشان استفاده بردم و از ایشان تشکر می کنم.
با سلام خدمت خانم مهناز .من نمی دانم که تدریس از دو منبع باشد یا خیر؟ اما این را می دانم که تدریس باید خوب باشد و هدف تدریس این نیست که فرد بگوید همه این مطالب از خودم است یا خیر، نگاشتن کتاب یا مقاله مستلزم این است که فرد ارجاع دهد و عدم ارجاع پسندیده نیست.اما هدف در تدریس انتقال مطالب با بیان خوب و منسجم است و بس. امیدوارم که سعی کنیم منصف باشیم.موفق باشید
آدم که روز با فرهنگ امروز باشه و یک روز دیگه بره تو تیم فرهادپور و یک سری به نشر ققنوس بزنه و از گیاهخواری و روانگردان در کانالش حرف بزنه و خودش رو استراتژیست سیاسی خاورمیانه بدونه نباید هم وقت کنه خودش تبارشناسی مفهوم ایده را ارائه کنه، دانشش به کنار. ولی محض اطلاع منشوری باید بگم که دو تا منبع جلوی خودت بذاری و اسمهایی که اون تو گفته شده را ببری نشد پژوهش عموجان، این اصن از نظر اخلاقی مورد داره و باید بیای بگی کل سلسله سخنرانی های من از روی این دو منبعه و منابعی که درش میگم در همون دو منبع اومده. منشوری اگر خود اردبیلی نیستی بهت اکید توصیه میکنم زیر پرچم کسی نری و عقلتو چرخ ارابه ی احدی نکنی.
ممنون و سپاس از جناب دكتر اردبيلي عزيز
فیلسوف کسی است که "تولدثانی"داشته باشد,واین بسيار مشکل است. یک نوع خودشکوفایی است که درفیلسوف رخ می دهند. اگراینگونه نبود همه فیلسوف می شدیم!!
باسلام درس گفتارهای تبارشناسی "ایده" عالی بود. متشکرم..
باعرض سلام خدمت جناب دکتر اردبیلی آموزش دروس بسیارعالی بود. به نظرم یک استاد فلسفه برای تدریس دروس فلسفه به 4 4 مولفه نیاز دارد. 1-فن بیان خوب 2-قوه خیال و تخیل بسیارخوب 3-انسجام در گفتار 4-تسلط کامل یک استاد فلسفه بابیان این 4 مولفه به خوبی می تواند دروس سخت فلسفی را به قوه خیال دانشجو منتقل کند. ودانشجو با پردازش دروس فلسفه در قوه خیالش ,آن را به قوه عقل منتقل می کند. موفق باشید و در پناه حق ...
اگر نظرات کاربران براتون اهمیتی نداره بخش کامنت را هم حذف کنید و تند تند به گذاشتن پستهای جدیدتون سرگرم بمونید.
الان ایشون اومده جلوی کلمه ایده معادل یونانیش را نوشته مثلا زبان یونانی بلدند؟ بعید میدانم ایشان حتی آلمانی هم بلد باشد با اینکه خیلی مایل است خودش را هگلی جا بزند. این گونه بحثهای تاریخی که در آن از افلاطون تا مدرنیته اداامه پیدا میکندد قطعا برگرفته از آثار دیگران است و آقای اردبیلی خودشان نرفته اند این تبارشناسی را انجام بدهند که اگر میدادند الان از اعاظم تاریخ فلسفه در جهان بودند. خیلی زشت و زننده است که آدم وانمود کند با سی و خورده ای سال و آشنایی با زبان فارسی و ترکی میتواند دست به چنین کاری بزند. امیدوارم سانسور نکنید و بگذارید نقد ما به سوگلی های سایت هم منتشر شود
به نظرم جایزه کامنت سال باید تعلق بگیره به این کامنت. معلوم است که تبارشناسی برگرفته از آرای دیگران است. شما زحمت بکشید قبل از نقد خود فایل را گوش کنید. آقای اردبیلی دائماً در حال ارجاع دادن به منابع دیگرند. واقعا خوشحالم که عوامل سایت اجازه دادند این نقد منتشر شود...