
اگر ندانیم که موجودی به نام خدا هست، نخستین و مهمترین چیز را دربارهٔ خودمان، دیگران و جهانمان نمیدانیم.
آلوین پلانتینگا (زادهٔ ۱۹۳۲) فیلسوف تحلیلی آمریکایی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فلسفه دین معاصر است. او با دفاع اختیار از مسئله شر، معرفتشناسی اصلاحشده و استدلال تکاملی علیه طبیعتگرایی شناخته میشود و نقش مهمی در احیای فلسفه مسیحی در فضای آکادمیک ایفا کرده است.
آلوین کارل پلانتینگا در ۱۵ نوامبر ۱۹۳۲ در آنآربور میشیگان به دنیا آمد. پدرش کورنلیوس پلانتینگا، فیلسوف و مهاجر هلندیتبار، و مادرش از خانوادهٔ هلندیآمریکایی بودند. او در فضای کلیسای اصلاحشدهٔ هلندی رشد کرد و پس از تحصیل در کالج کالوین، کارشناسی ارشد را در دانشگاه میشیگان و دکترای فلسفه را در ۱۹۵۸ از دانشگاه ییل گرفت.
پلانتینگا ابتدا در دانشگاه وین استیت تدریس کرد و سپس از ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۲ در کالج کالوین به تدریس پرداخت. از ۱۹۸۲ تا بازنشستگی در ۲۰۱۰ استاد فلسفه در دانشگاه نوتردام بود و به عنوان استاد ممتاز جان اِی. اوبراین شناخته میشود. او از بنیانگذاران انجمن فیلسوفان مسیحی است و تأثیر عمیقی بر فلسفه دین، معرفتشناسی و متافیزیک گذاشته است.
مهمترین آثار او شامل خدا، اختیار و شر (که دفاع اختیار را صورتبندی میکند)، معرفت و اعتقاد مسیحی، و Warranted Christian Belief است. پلانتینگا در معرفتشناسی اصلاحشده استدلال میکند که اعتقاد به خدا میتواند «اعتقاد پایه» باشد و نیازی به استدلالهای کلاسیک برای توجیه ندارد. همچنین با استدلال تکاملی علیه طبیعتگرایی نشان میدهد که ترکیب طبیعتگرایی و نظریهٔ تکامل، اعتبار باورهای ما را تضعیف میکند. او یکی از چهرههای اصلی احیای فلسفه خداباورانه در فلسفه تحلیلی قرن بیستم و بیستویکم بهشمار میرود.