
آرش اباذری فیلسوف ایرانی و پژوهشگر فلسفهٔ آلمان قرن نوزدهم است که بر فلسفهٔ هگل و نقد سرمایهداری تمرکز دارد. او نویسندهٔ کتاب هگل و هستیشناسی قدرت است و در دانشگاه بیلکنت تدریس میکند.
آرش اباذری، فیلسوف ایرانی و پژوهشگر فلسفهٔ آلمان قرن نوزدهم، از چهرههای شناختهشدهٔ مطالعات هگل در میان پژوهشگران معاصر ایرانی است. حوزهٔ اصلی کار او فلسفهٔ هگل، فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی، و نسبت منطق هگل با ساختارهای سلطه در جامعهٔ سرمایهداری است.
اباذری ابتدا در ایران پزشکی خواند و دکترای عمومی پزشکی خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران گرفت. سپس مسیر دانشگاهی خود را به فلسفه تغییر داد؛ کارشناسی ارشد فلسفه را از دانشگاه اسکس و دکترای فلسفه را از دانشگاه جانز هاپکینز دریافت کرد. رسالهٔ دکتری او با عنوان منطق ذات هگل و هستیشناسی قدرت در سرمایهداری، پایهٔ کتاب مهم بعدی او شد.
او پیشتر بهعنوان پژوهشگر ارشد در پژوهشگاه دانشهای بنیادی فعالیت داشت و در گروه فلسفهٔ علم دانشگاه صنعتی شریف نیز تدریس میکرد. خبر پایان همکاری او با دانشگاه شریف در سالهای بعد بازتاب عمومی و دانشگاهی پیدا کرد. اباذری در ادامه در فضای دانشگاهی بینالمللی به پژوهش و تدریس ادامه داد و اکنون در گروه فلسفهٔ دانشگاه بیلکنت بهعنوان استادیار معرفی شده است. حوزههای تخصصی او در صفحهٔ دانشگاه بیلکنت، فلسفهٔ آلمان قرن نوزدهم، بهویژه هگل، و فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی ذکر شدهاند.
مهمترین اثر اباذری کتاب هگل و هستیشناسی قدرت: ساختار سلطهٔ اجتماعی در سرمایهداری است که در سال ۲۰۲۰ از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد. او در این کتاب میکوشد خوانشی از فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی هگل ارائه کند که مرکز ثقل آن نه صرفاً فلسفهٔ حق، بلکه علم منطق هگل باشد. ایدهٔ اصلی کتاب این است که منطق هگل میتواند برای فهم شکلهای انتزاعی و غیرشخصی سلطه در سرمایهداری به کار گرفته شود.
کتاب او در مجلات و محافل تخصصی هگلپژوهی مورد بررسی و نقد قرار گرفته و نویسندگانی چون تونی اسمیت، جیک مکنالتی، آلگرا د لورنتیس، ناهوم براون و دیگران دربارهٔ آن نوشتهاند. ترجمهٔ فارسی این کتاب با ترجمهٔ حسین نیکبخت از سوی نشر آگاه منتشر شده است.
در مجموع، کار فکری اباذری را میتوان تلاشی برای پیوند دادن خوانش دقیق از منطق هگل با نقد اجتماعی معاصر دانست. او هگل را نه صرفاً فیلسوف آشتی یا دولت عقلانی، بلکه متفکری میخواند که میتوان از دل دستگاه مفهومیاش، ساختارهای سلطه، قدرت، انتزاع و تناقض در سرمایهداری را تحلیل کرد.