بهجای هرمنوتیک، به اروتیسمی از هنر نیاز داریم.
سوزان سانتاگ نویسنده، مقالهنویس و منتقد فرهنگی آمریکایی بود که با کتاب علیه تفسیر (۱۹۶۶) به یکی از تأثیرگذارترین صداهای روشنفکری آمریکا در نیمهٔ دوم قرن بیستم بدل شد. او در آثاری چون در باب عکاسی و بیماری چون استعاره به بررسی رابطهٔ تصویر، زبان و تجربهٔ انسانی پرداخت و در عین حال رماننویس و فیلمساز نیز بود.
سوزان سانتاگ در ۱۶ ژانویه ۱۹۳۳ در نیویورک به دنیا آمد و بخشی از کودکیاش را در توسان آریزونا و لسآنجلس گذراند. او در دانشگاه شیکاگو تحصیلات کارشناسی خود را به پایان رساند و سپس در دانشگاه هاروارد و کالج سنتآن آکسفورد به تحصیل فلسفه، ادبیات و الهیات پرداخت. در دهه ۱۹۶۰ در چند دانشگاه از جمله دانشگاه کلمبیا فلسفه تدریس کرد، هرچند بهزودی مسیر خود را از دانشگاه بهسوی نویسندگی مستقل تغییر داد.
شهرت سانتاگ در آغاز دهه ۱۹۶۰ با مقالاتی در نشریاتی چون پارتیزان ریویو و نیویورک ریویو آو بوکس رقم خورد که در مجموعهمقالهٔ علیه تفسیر (۱۹۶۶) گرد آمدند. در این کتاب، بهویژه در مقالهٔ عنواندار آن، او با نقد رویکردهای تفسیرمحور به آثار هنری، خواستار توجه به تجربهٔ حسی و بیواسطهٔ هنر شد. این کتاب و مقالهٔ مشهور «یادداشتهایی دربارهٔ کمپ» او را به یکی از چهرههای شاخص روشنفکری نیویورک بدل کرد.
در دهههای بعد، سانتاگ آثار تأثیرگذار دیگری نیز منتشر کرد: در باب عکاسی (۱۹۷۷) به بررسی نقش عکس در شکلدادن به درک ما از واقعیت میپردازد و جایزهٔ ملی کتاب را برای نقد از آن خود کرد؛ بیماری چون استعاره (۱۹۷۸)، که پس از نخستین مواجههٔ خود او با سرطان نوشته شد، نحوهٔ استفادهٔ زبان از استعارههای نظامی و اخلاقی برای توصیف بیماری را نقد میکند؛ و در باره رنج دیگران (۲۰۰۳)، آخرین اثر غیرداستانی مهم او، به بازاندیشی در کارکرد تصاویر خشونت و جنگ در وجدان جمعی میپردازد. او همچنین رمانهایی چون عاشق آتشفشان و در امریکا (برندهٔ جایزهٔ ملی کتاب در سال ۲۰۰۰) نوشت و چند فیلم بلند نیز کارگردانی کرد.
سانتاگ در کنار فعالیت ادبی، بهعنوان یک چهرهٔ عمومی نیز شناخته میشد؛ از جمله با سفر به هانوی در بحبوحهٔ جنگ ویتنام و مواضع صریح سیاسیاش دربارهٔ جنگهای بالکان. او در ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ در نیویورک بر اثر عوارض سرطان خون درگذشت.