چرا این کتاب؟
- زندگی روزمره طبقات فرودست شهری را با جزئیات ملموس روایت میکند.
- به تأثیر فقر و محدودیتهای اقتصادی بر روابط خانوادگی میپردازد.
- جایگاه زنان در خانواده و تقسیم سنتی نقشها را در متن داستان نشان میدهد.
- ردپای خرافات، رقابت و تنشهای همسایگی را در زندگی مردم عادی ثبت میکند.
- برای شناخت وجه واقعگرایانه و اجتماعی داستاننویسی علیمحمد افغانی اثری مناسب است.
معرفی کتاب
«شلغم میوه بهشته» رمانی از علیمحمد افغانی است که بر زندگی مردم عادی و مسائل روزمره آنان تمرکز دارد. داستان درباره دو خانواده است که در خانهای قدیمی و کوچک در جنوب تهرانِ دهه ۱۳۵۰ زندگی میکنند و از نظر شیوه زندگی، سلیقه و روابط خانوادگی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند.
نرگس و گلعنبر، دو زن محوری داستان، هر یک در مرکز یکی از این خانوادهها قرار دارند. عابدین، پسر دوازدهساله نرگس و براتعلی، به خوردن شلغم علاقهای افراطی دارد و افزایش شدید وزن او به مسئلهای برای همه اطرافیان تبدیل میشود. همین مسئله ظاهراً ساده بهانهای میشود تا روابط، اختلافها، نگرانیها و باورهای خانوادهها آشکار شود.
افغانی در این اثر نیز به شیوه رئالیستی خود، از زندگی آدمهایی مینویسد که با فقر، محدودیت اقتصادی، مناسبات سنتی و مشکلات روزمره دستوپنجه نرم میکنند. زنان عمدتاً مسئول خانه و فرزنداناند و تصمیمهای اصلی خانواده بیشتر در اختیار مردان قرار دارد. در گفتوگوها و درگیریهای میان شخصیتها نیز رقابت، چشموهمچشمی و خرافات بخشی از فضای اجتماعی داستان را شکل میدهد.
«شلغم میوه بهشته» در مقایسه با رمانهای حجیمتر افغانی، اثری کوتاهتر است، اما همان توجه او به طبقات عادی جامعه و جزئیات زندگی روزمره را حفظ میکند. این کتاب برای علاقهمندان به ادبیات واقعگرای اجتماعی، داستانهای شهری و روایتهایی درباره فقر، خانواده و زندگی طبقات فرودست مناسب است.
در همان کوچه، دو خانه بالاتر، از چهار ماه پیش جوان بیست و پنج ساله مجردی به نام هرمز آمده بود و زیرزمینی را از محمود آقا دلال کرایه کرده بود. هرمز کارش تابلو نویسی بود ولی دکانی نداشت. شبها در یکی از سینماهای شهر کار شبانه میکرد. گاهی شعر هم میگفت. او پدرش را از دست داده بود و متکفل خرج مادرش بود. از مدتی پیش گل عنبر متوجه شده بود که هرمز شیفته اوست. این علاقه از دید نرگس دور نمانده بود و او مرتب این قضیه را به رخ گل عنبر میکشید.
