مارکو روبیو در سخنرانی خود در آتن، میراث یونان باستان را پشتوانهای برای احیای قدرت و رهبری غرب معرفی میکند. حمیدرضا سعادتنیاکی با بررسی این روایت در پرتو تاریخ و اندیشه سیاسی یونان، میپرسد آیا میراث تمدنی و ارزشهایی چون آزادی و قهرمانی میتوانند برتری جهانی آمریکا و سیاستهای جنگی آن را توجیه کنند؟ مقاله همچنین به تصویر ایران در این روایت و ضرورت پاسخگویی قدرتها درباره پیامدهای سیاستهایشان میپردازد.

میراث یونان و تصویر ایران در دفاع روبیو از رهبری غرب⁕
مارکو روبیو وزیر امور خارجۀ ایالات متحده در سخنرانی هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در آتن، آمریکا را وارث تمدنی معرفی میکند که ریشههایش را در یونان باستان میداند. او از گذشته آغاز میکند، اما سخنرانیاش دربارۀ وضعیت امروز غرب است. از نظر روبیو، غرب در برابر آزمونی تاریخی قرار گرفته است و برای حفظ جایگاه خود باید آن روحیۀ سازنده و اعتمادبهنفسی را بازیابد که در روایت او یونانیان را به ساختن جهان خویش و دفاع از آن برانگیخت. آیا استناد به میراث یونان میتواند برنامۀ آمریکا برای افزایش قدرت خود را توجیه کند؟ تصویر ایران در دفاع روبیو از رهبری غرب چه نقشی دارد؟
روبیو در تپۀ پنیکس سخن گفت، جایی که مجمع شهروندان آتن در آن گرد میآمد. پارتنون در پسزمینۀ سخنرانی دیده میشد.[1] چنین مکانی میتوانست یادآور مناقشه و تصمیمگیری شهروندان باشد. روبیو سخنش را با سرگذشت آکروپولیس آغاز میکند و توجه مخاطب را به تمدنی میبرد که از ویرانی جان به در برده است.
او آکروپولیس را از بسیاری ویرانههای جهان جدا میکند. به گفتۀ او، بسیاری از این مکانها چناناند که گویی تاریخ در آنها به پایان رسیده و از فرهنگشان تنها بقایایی بیرون از حافظۀ زنده مانده است. آکروپولیس چنین سرنوشتی ندارد، چون تمدنی که آن را برپا کرد هنوز در تصور انسان غربی از جهان و گذشتهاش زنده است. روبیو یونانیان باستان را در گذشتۀ مشترکِ مخاطبان غربی خود جای میدهد.[2]
یونان و روم در اندیشۀ سیاسی و هنر اروپا حضوری ماندگار دارند و میتوان از وراثت فرهنگی آنها سخن گفت. چنین وراثتی با نقد گذشته سازگار است و وارثان را به پیروی از همۀ رفتارهای پیشینیان ملزم نمیکند. روبیو این رابطه را با زبان تبار بیان میکند و نوادگانِ سازندگان پارتنون را «پسران آتن و روم» مینامد.[3] در پایان، هنگام یادکردن از «بزرگترین آمریکاییهای هر نسل» از نیاکانی سخن میگوید که «زادۀ آتن و شکلیافته بهدست روم»اند.[4]
روبیو در ستایشِ کنجکاوی یونانیان میگوید آنان «خودِ تاریخ را به ما دادند».[5] هرودوت از این جهت نمونۀ مناسبی برای اوست. در پیشگفتارِ تاریخ، حفظِ یادِ کارهای بزرگ یونانیان و غیریونانیان را از مقصودهای پژوهش خود میداند.[6] اما در اثر او، یونان دریافتکنندۀ دستاوردهای دیگران نیز هست. هرودوت مینویسد یونانیها الفبای فنیقی را اقتباس کردند و بهتدریج شکلِ حروف را تغییر دادند. به گفتۀ او، حفظِ نامِ فنیقی برای این حروف ادای حقِ کسانی بود که آنها را به یونان آورده بودند.[7] پذیرفتنِ این بدهکاری نزد هرودوت از اعتبارِ دستاورد یونانی نمیکاست.
آثار یونانی در سدههای بعد به زبانهای دیگر راه یافتند. در بغدادِ عباسی طی سدههای هشتم تا دهم میلادی نهضتی گسترده برای ترجمۀ آثار علمی و فلسفی یونانی به عربی شکل گرفت.[8] اگر ادامۀ زندگیِ فکریِ این آثار ملاک وراثت باشد، خوانندگان و مترجمان عربیِ آنها نیز در این میراث سهم دارند.
مشارکت در حکومت آتن حقِ شهروندان مردِ واجد شرایط بود و زنان، بردگان و بیگانگان مقیم را دربرنمیگرفت. همین حکومت از متحدانش خراج میگرفت و بهتدریج بر آنان سلطه مییافت.[9] برای الگوگرفتن از آتن باید میان حق مشارکت شهروندان و سلطه بر دیگران فرق گذاشت.
روبیو در آغاز سخنرانی حملۀ سپاه خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد را به یاد میآورد. از مقاومت کسانی میگوید که در آکروپولیس پناه گرفته بودند و سرانجام با غلبۀ سپاه ایران پرستشگاههایشان غارت و سوزانده شد. سپس شرح میدهد که آتنیها پس از بازگشت، بازماندههای آکروپولیس قدیم را در همان تپه دفن کردند. گزارش موزۀ آکروپولیس نیز از دفنِ پیکرهها و نذورِ آسیبدیده در گودالها خبر میدهد.[10] روبیو این داستان را با ساخت پارتنون در روزگار پریکلس دنبال میکند. پارتنونی که پشت سر او دیده میشود، در این روایت حاصل بازسازی پس از ویرانی است. روبیو از شکوه پارتنون میگوید و با یادآوری حملۀ خشایارشا بر ضرورت دفاع از میراث یونانی تأکید میکند.
روبیو داستان جنگ را از رسیدن سپاه خشایارشا به آتن آغاز میکند و از وقایع پیش از آن چیزی نمیگوید. شهرهای یونانی ایونیه علیه سلطۀ هخامنشیان شوریده بودند و آتن و ارتریا با فرستادن کشتی و نیرو به آنان کمک کرده بودند. هرودوت در کتاب پنجم شرح میدهد که این نیروها به سارد حمله کردند. یک سرباز خانهای را آتش زد و شعلهها به خانههای دیگر رسید. نیایشگاه الهۀ محلی نیز در آتش سوخت. به گفتۀ هرودوت، ایرانیان بعدها همین واقعه را دستاویز سوزاندن نیایشگاههای یونانی کردند. او در کتاب هفتم نیز سخنانی به خشایارشا نسبت میدهد که در آنها انتقام از آتن با خواست گسترش قلمرو همراه است.[11]
این پیشینه حملۀ خشایارشا را موجه نمیکند، اما نشان میدهد که مدافعان آتن پیشتر در منازعه دخالت نظامی کرده بودند.
همدلی با مدافعان آتن به هشدار روبیو دربارۀ آیندۀ غرب اعتبار میدهد. او در بخش سیاسی سخنرانی از حفظ جایگاه غرب «در رأس جهان» سخن میگوید و بدیل آن را آیندهای از ضعف و بندگی تصویر میکند. سپس از تصمیم دولت آمریکا برای تقویت قدرت ملی دفاع میکند.[12] کاهش برتری جهانی یک جامعه لزوماً استقلال آن را از میان نمیبرد. ممکن است جامعهای با قدرتهای دیگر برابری کند و همچنان از امنیت و نهادهای سیاسی خود پاسداری کند. روبیو از جسورترشدنِ رقیبان در پی ضعف غرب سخن میگوید. این هشدار هنوز روشن نمیکند که چرا استقلال غرب فقط با حفظ جایگاهش در رأس جهان ممکن است. حق آتنیها برای دفاع از خود نیز دلیلی برای تداومِ برتری جهانیِ غرب فراهم نمیکند.
روبیو پس از یادکردن از دموکراسی آتن و فلسفۀ افلاطون و ارسطو میگوید بدهکاری غرب به یونان از این دستاوردها عمیقتر است. او نهادها و اندیشههای یونانی را «جلوههای بیرونی» خصلتهایی بنیادیتر میداند که در زندگی و رفتار یونانیها نمود داشتند. در شرح این منش بر میل آنان به کشف ناشناختهها و کوشش برای پیشیگرفتن از دیگران تأکید میکند. از نظر او، همین روحیه بود که دستاوردهای یونان را پدید آورد و غرب امروز نیز برای بازیافتن توان خود به آن نیاز دارد.[13]
دوامِ نهادهای سیاسی به منش و رفتار شهروندان وابسته است. اما نقش رقابت و بلندپروازی در پیدایش دستاوردهای یونانی دلیل کافی برای احیای آنها در سیاست امروز نیست. بلندپروازی میتواند کسی را به کوشش برای کسب قدرت وادارد و پس از رسیدن به قدرت، او را به شکستنِ محدودیتهایی که قانون بر قدرت او میگذارد ترغیب کند. در چنین وضعی حفظ نهاد سیاسی به توانایی مهار همان بلندپروازی بستگی دارد.
روبیو برای توضیح این منش از «تیموس»[14] سخن میگوید و آن را «آتش شور، نیرو، شجاعت و غرور» مینامد. به گفتۀ او، ملتها بدون این نیرو ارادۀ جنگیدن و کوشش برای بقا را از دست میدهند. سپس غربیان را سرزنش میکند که از دستاوردهای خود شرمنده شدهاند و دیگر خود را سزاوار عظمتشان نمیدانند.[15] او ضعف کنونی غرب را با این شرمندگی توضیح میدهد و بازیافتن قدرت را به احیای غرور تمدنی پیوند میزند.
افلاطون در کتاب چهارم "جمهوری" هنگام بررسی «تیموس» از کسی مثال میزند که گمان میکند به او ستم شده است. خشم چنین کسی به او توان مقاومت میدهد و ممکن است تا کشتن یا کشتهشدن پیش برود، مگر آنکه عقل او را آرام کند. افلاطون این بخش از نفس را یاورِ طبیعیِ عقل میداند، مگر آنکه تربیت نادرست تباهش کرده باشد.[16] احساس ستمدیدگی ممکن است از تشخیصی نادرست برخاسته باشد، چون کسی میتواند با تمام وجود برای چیزی بجنگد که بهاشتباه حق خود میپندارد. لذا شدت خشم و آمادگی او برای فداکاری درستی تشخیصش را ثابت نمیکند.
در سیاست نیز احساس تحقیر ممکن است با تشخیص نادرست همراه باشد. جامعهای میتواند ازدستدادن امتیازی را پایمالشدن حق خود بداند و برای بازپسگرفتن آن بسیج شود. اگر اعتراض به این خواست نشانۀ بیوفایی شمرده شود، تقویت غرور ملی فرصت بازنگری را کمتر میکند. دعوت روبیو به بازیافتن اعتمادبهنفس غرب با این پرسش روبهروست که آیا در این اعتمادبهنفس جایی برای پذیرفتن خطا نیز وجود دارد.
ارسطو در اخلاق نیکوماخوس در بحث شجاعت از کسانی یاد میکند که خشم آنان را به رویارویی با خطر میکشاند. او برای خشم در رفتار فرد شجاع نقشی قائل است، اما جنگیدن برای تسکین رنج یا لذت انتقام را شجاعت نمیداند. شجاعت به انتخاب و غایتی شریف نیاز دارد.[17] آمادگی برای جنگیدن و تحمل تلفات بدون بررسی هدف جنگ دلیلی برای ستایش نیست. روبیو غرب را به حفظ برتری خود فرامیخواند. برای داوری دربارۀ این فراخوان باید روشن شود که حفظ آن برتری چه خیری در بر دارد و چرا باید برای آن جان انسانها را به خطر انداخت.
روبیو برای توضیح وظیفهشناسی از سقراط و سیصد اسپارتی یاد میکند و سپس به داستان آشیل میرسد. سقراط حاضر نیست برای نجات جانش از حقیقتجویی دست بکشد. اسپارتیان موضع خود را ترک نمیکنند و آشیل ماندن در تروا و مرگ در طلب آوازۀ جاودان را بر بازگشت و زندگی طولانی ترجیح میدهد. روبیو این نمونهها را بخشی از میراثی میداند که تصور غرب از قهرمانی را شکل داده است.[18]
سقراط در "آپولوژی" نشان میدهد که پایبندی به وظیفه میتواند به مخالفت با خواست همشهریان بینجامد. او فرض میکند آتنیها آزادیاش را مشروط به دستکشیدن از فلسفه کنند و میگوید این شرط را نخواهد پذیرفت. محبتش به آنان را اعلام میکند، ولی فرمان خدا را مقدم میداند و پرسشگری را وظیفهای میشمارد که تا زنده است ادامه خواهد داد. آتنیها را نیز بازخواست میکند که چرا چنین در پی ثروت و اعتبارند و به حقیقت و پرورش نفس اعتنا ندارند.[19] سقراط پرسشگری خود را خدمت به آتن میداند، هرچند همشهریانش از آن آزرده شوند. نقد غرور تمدنی نیز میتواند از همان حقیقتجویی برخیزد که روبیو در سقراط میستاید.
روبیو پس از شرح وفاداری قهرمانان غربی از «ملاهای تندروی ایران» و «کیش مرگ» آنان سخن میگوید. به گفتۀ او، آنان کودکانِ عامل عملیات انتحاری را قهرمان ملی میخوانند و شهادت را بهخودیخود هدف میدانند. قهرمانان غربی را کسانی معرفی میکند که برای اصول خود جان میدهند و زندگی را ارزشمند میشمارند. این سخن دربارۀ رهبران تندروست و داوری صریحی دربارۀ همۀ ایرانیان نیست. بااینحال، روبیو آن را در بحث تفاوت فرهنگی میآورد و میگوید برداشت غربی از قهرمانی در همۀ فرهنگها مشترک نیست.[20] روبیو رفتار رهبران جمهوری اسلامی را با نمونههای آرمانیِ قهرمانی غرب میسنجد و احترام به زندگی را معیار تمایز میگیرد. سیاستهای خودِ غرب را هم باید با همین معیار سنجید. تعلق به سنتی که فداکاری برای زندگی را میستاید، بهخودیخود درستیِ تصمیم به جنگ را نشان نمیدهد.
خشایارشا در سخنرانی روبیو با ویرانی آتن شناخته میشود، اما اسکندر در کنار قیصر، شارلمانی و کورتس قرار میگیرد تا تداوم خصلتهای فاتحان را در تاریخ غرب نشان دهد.[21] پیروزیهای اسکندر بهتنهایی برای الگوگرفتن از او در سیاست امروز کافی نیستند. هدفِ فتوحات او نیز باید قابل دفاع باشد. در داستان خشایارشا رنجِ مدافعان آتن پیش چشم مخاطب است، اما هنگام یادکردن از اسکندر از مردمانی که سپاه او به سرزمینشان رسیده است چیزی نمیشنویم؛ درحالیکه دفاع آنان از سرزمین خودشان هم باید با همان معیاری سنجیده شود که دربارۀ آتنیها به کار میرود.
آریان، مورخ یونانی، هنگام گزارش سوزاندن کاخ تختجمشید مینویسد اسکندر قصد انتقام ویرانی آتن و نیایشگاههایش را داشت. خودِ او این تصمیم را نسنجیده میداند و نمیپذیرد که ایرانیانِ روزگار گذشته با آن مجازات شده باشند.[22] خاطرۀ حملۀ خشایارشا انگیزۀ انتقام را توضیح میدهد، ولی برای موجهکردن آن کافی نیست. هنوز باید نشان داد چرا بنایی که بیش از یک قرن بعد به دستِ اسکندر افتاده بود، هدفِ موجهی برای چنین انتقامی به شمار میرفت.
به گفتۀ روبیو، دولت ترامپ افزایش قدرت ملی را برگزیده است و از این انتخاب عذر نمیخواهد. بازسازی صنعت و تقویت نیروی نظامی، همراه با کوشش برای برتری در فناوریهای آینده، برنامۀ عملی این دولت است.[23]
روبیو برای دفاع از این انتخاب به فهم یونانیها از سیاست رجوع میکند. به گفتۀ او، یونانیها ضرورت تدبیر و دیپلماسی را میشناختند و میدانستند که در صورت ناکامی این راهها باید هم توان استفاده از زور را داشته باشند و هم آمادگیشان برای کاربرد آن باورپذیر باشد. دولت ترامپ میخواهد چنین فهمی را برای «تمام تمدن ما»[24] احیا کند.[25] روبیو با استناد به یونان باستان، برنامۀ دولت ترامپ را راهی برای بازسازی قدرت غرب معرفی میکند.
روبیو برای این بازگشت به یونان در تاریخ آمریکا نیز سابقهای مییابد. به معماری واشنگتن و علاقۀ بنیانگذاران به جهان باستان اشاره میکند و ارجاعات مقالات فدرالیست به پلوتارک را یادآور میشود.[26] این مقالات را الکساندر همیلتون، جیمز مدیسون و جان جی در سالهای ۱۷۸۷ و ۱۷۸۸ در دفاع از تصویب قانون اساسی نوشتند. همیلتون در شمارۀ ۹ از جمهوریهای کوچک یونان و ایتالیا سخن میگوید که پیوسته میان استبداد و هرجومرج گرفتار بودند. به گفتۀ او، پیشرفت دانش سیاست راههایی برای کاستن از عیبهای حکومت جمهوری فراهم کرده بود که تفکیک قدرت و نمایندگی مردم از جملۀ این راهها بودند.[27] همیلتون میخواست جمهوری نوین از عیبهایی که در تاریخ حکومتهای پیشین دیده بود در امان بماند.
دانیل وبستر که بعدها وزیر خارجۀ آمریکا شد، هنگام ایراد سخنرانیِ مورد استنادِ روبیو نمایندۀ ماساچوست در مجلس نمایندگان بود. روز نوزدهم ژانویۀ ۱۸۲۴ از پیشنهادی برای تأمین هزینۀ اعزام نمایندهای به یونان دفاع میکرد. در آن سخنرانی آزادی بحث در مجلس و ستونهای بنایی را که نمایندگان در آن گرد آمده بودند یادآور وامداری آمریکا به یونان برشمرد. روبیو این عبارت را نقل میکند و از آمریکاییها و اروپاییها میخواهد درسهای نیاکانشان را دوباره بیاموزند. وبستر در بند بعدی توضیح میدهد که پیشنهاد اعزام نماینده به یونان را برای جبران بدهکاری فرهنگی آمریکا به یونانیان باستان مطرح نکرده است. سپس از تأثیر سیاست قدرتهای اروپایی بر استقلال ملتها بحث میکند و توضیح میدهد که موضوع چه ارتباطی با وظیفه و منافع آمریکا دارد.[28]
روبیو از اروپاییها میخواهد در بازسازی قدرت غرب با آمریکا همراه شوند و افزایش توان دفاعی آنان را نشانۀ بیداری میداند. دفاع از منافع ملی «بالاتر از هر چیز» را مجاز میشمارد و هدف اتحادها را نیز دفاع از حاکمیت اعضا معرفی میکند.[29] دولتها میتوانند برای تأمین منافعشان متحد شوند، اما وقتی کشوری اروپایی برنامۀ دیگری را به سود خود بداند، همراهیاش با واشنگتن به دلیل نیاز دارد. گذشتۀ مشترک به آمریکا حق انحصاریِ تشخیص منافع متحدان را نمیدهد.
سخنرانی در بستر جنگ آمریکا و ایران ایراد شد. روبیو با پارتنون در پشت سرش از حملۀ خشایارشا و ویرانی نیایشگاههای آتن سخن میگفت. بعدتر از «کیش مرگ» رهبران کنونی حاکم بر ایران سخن به میان آورد و در پایانْ تهدیدهای امروز را به اندازۀ تهدیدهای دوران باستان واقعی خواند.[30] مخاطب ممکن است پیش از بررسی جنگ کنونی، طرف غربی را در جایگاه مدافعان آتن قرار داده باشد.
مخالفت با جمهوری اسلامی، برای یک ایرانی تعهدی به تأیید سیاست واشنگتن ایجاد نمیکند. وقتی جان و امنیت او از تصمیمی آسیب میبیند، حق دارد دربارۀ ضرورت آن تصمیم توضیح بخواهد. اگر آمریکا سیاست خود را با دفاع از آزادی و ارزش زندگی موجه میداند، باید نشان دهد این سیاست چگونه با آن ارزشها سازگار است. ادعای شایستگی رهبری را باید در پاسخ به چنین پرسشی سنجید. وامداری به یونان آمریکا را از پاسخگویی به مردمانی که هزینۀ سیاستش را میپردازند معاف نمیکند.
پینوشتها
⁕ شیوۀ رجوع مارکو روبیو به یونان در سخنرانی 7 اکتبر آتن توجهم را جلب کرد. ستایش او از شجاعت و قدرت مرا به پرسشهای افلاطون و ارسطو دربارۀ فضیلت و غایت عمل بازگرداند. این جستار را نوشتم تا روایت او را با توجه به همین پرسشها بررسی کنم و به نقشی بپردازم که تصویر ایران در استدلالش دارد.
[1] U.S. Department of State, “Secretary of State Marco Rubio Remarks,” The Pnyx, Athens, Greece, October 7, 2026.
متن سخنرانی با عنوان “In Defense of Western Civilization” نیز در حساب رسمی وزارت خارجه منتشر شده است:
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
دربارۀ پنیکس بهمثابۀ محل گردهمایی مجمع شهروندان آتن، بنگرید به:
University of Sydney, Chau Chak Wing Museum, “The Pnyx,” section “Overview,” https://www.sydney.edu.au/museum/whats-on/exhibitions/impressions-of-greece/the-pnyx.html.
[2] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” passage beginning “There are great ruins all across the world,” official transcript, October 7, 2026,
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[3] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, paragraph beginning “For 25 centuries since, the Parthenon has stood,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
عبارت اصلی:
“the progeny of the men who built it—the sons of Athens and Rome”
[4] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, paragraph beginning “The greatest Americans of every generation,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
عبارت اصلی:
“born in Athens, formed by Rome”
[5] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, paragraph beginning “What blossomed here in this place,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[6] Herodotus, The Histories, proem, trans. George Rawlinson, Internet Classics Archive, https://classics.mit.edu/Herodotus/history.1.i.html.
هرودوت در پیشگفتار اثر، حفظِ یادِ کارهای بزرگ یونانیان و غیریونانیان و شناخت علتِ درگیریهای آنان را از مقصودهای پژوهش خود میشمارد.
[7] Herodotus, The Histories, V.58, trans. George Rawlinson, Internet Classics Archive, https://classics.mit.edu/Herodotus/history.5.v.html.
این بند به اقتباس الفبای فنیقی از سوی یونانیان، تغییر تدریجی شکل حروف و حفظ نام فنیقیِ آنها میپردازد. هرودوت حفظ این نام را ادای حقِ کسانی میداند که حروف را به یونان آورده بودند.
[8] دربارۀ نهضت ترجمۀ آثار علمی و فلسفی یونانی به عربی در بغدادِ اوایل دورۀ عباسی، بنگرید به:
Dimitri Gutas, Greek Thought, Arabic Culture: The Graeco-Arabic Translation Movement in Baghdad and Early ʿAbbāsid Society (2nd–4th/8th–10th Centuries) (London: Routledge, 1998). Introduction, pp. 1–2.
[9] دربارۀ خراج متحدان و گسترش سلطۀ آتن:
Thucydides, History of the Peloponnesian War, I.96–99, trans. Richard Crawley, ToposText, https://topostext.org/work/52
دربارۀ شرایط برخورداری از حقوق سیاسی در آتن:
Aristotle, The Athenian Constitution, 42.1, trans. Sir Frederic G. Kenyon, Internet Classics Archive,
https://classics.mit.edu/Aristotle/athenian_const.2.2.html.
دربارۀ محرومیت زنان، بردگان و بیگانگان از مشارکت سیاسی:
University of Sydney, Chau Chak Wing Museum, “The Pnyx,” section “About the exhibit,” https://www.sydney.edu.au/museum/whats-on/exhibitions/impressions-of-greece/the-pnyx.html.
[10] دربارۀ روایت روبیو از حمله به آتن و بازسازی آکروپولیس:
Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, paragraphs beginning “480 years before Christ” and “They were eventually overwhelmed,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
دربارۀ گزارش هرودوت از تصرف آکروپولیس و سوزاندن پرستشگاهها:
Herodotus, The Histories, VIII.50–55, trans. George Rawlinson, Internet Classics Archive, https://classics.mit.edu/Herodotus/history.8.viii.html.
دربارۀ شواهد مربوط به دفن بقایای نذور و پیکرههای آسیبدیده:
Acropolis Museum, “The Dedications,”
https://www.theacropolismuseum.gr/en/archaic-acropolis-gallery/dedications.
گزارش موزه شاهدی برای دفن بقایای آسیبدیده است و بهتنهایی همۀ جزئیات روایت روبیو را تأیید نمیکند.
[11] دربارۀ کمک آتن و ارتریا، حمله به سارد و آتشگرفتن شهر و نیایشگاه:
Herodotus, The Histories, V.97, 99–102, trans. A. D. Godley, vol. III (1922), LacusCurtius,
https://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Herodotus/5d%2A.html.
دربارۀ انتقامجویی و گسترش قلمرو در سخنان منتسب به خشایارشا:
Herodotus, The Histories, VII.8, trans. A. D. Godley, vol. III (1922), LacusCurtius,
https://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Herodotus/7a%2A.html.
سخنان منتسب به خشایارشا در اینجا بخشی از روایت هرودوتاند و نباید آنها را گزارش لفظبهلفظ گفتوگوهای دربار هخامنشی دانست.
[12] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, paragraphs beginning “And now, today, we find ourselves at a crossroads” and “Under President Trump, the United States has made its choice,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
برای سخن روبیو دربارۀ جسورترشدن رقیبان در پی ضعف غرب، بند بلافاصله پیش از بخش دوراهیِ آیندۀ غرب نیز دیده شود.
[13] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, passage beginning “Now, much has been written and said” and ending “To know them is to know ourselves,” and the paragraph beginning “Together, we must now rediscover that spirit,”
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[14] صورت یونانی این واژهθυμός است. با حروف لاتین معمولاً thumos یاthymos نوشته میشود که در متنِ منتشرشدۀ سخنرانی صورت thumos آمده است. این واژه در متون یونانی بسته به بافت و زمینه به معنای جان، روحیه، دلیری یا خشم به کار میرود. بنگرید به مدخل θυμός در واژهنامۀ یونانی-انگلیسی لیدل، اسکات و جونز (LSJ)، نسخۀ برخط در کتابخانۀ پرسیوس:
[15] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, passage beginning “The thumos, as the ancient Greeks called it” and the following paragraphs beginning “Today, too much of the West has forgotten this quality” and “The word ‘nationalism’ became a dirty word,” https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[16] Plato, Republic, IV, 440b–d, 441a–442c, trans. Benjamin Jowett, Internet Classics Archive, https://classics.mit.edu/Plato/republic.5.iv.html.
[17] Aristotle, Nicomachean Ethics, III.8, 1116b23–1117a9, trans. W. D. Ross, Internet Classics Archive,
https://classics.mit.edu/Aristotle/nicomachaen.3.iii.html.
[18] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, section beginning “They believed—fiercely—in the ideal of the great man” and ending with the paragraph beginning “It is from the Greeks that the West inherited its sense of duty,” including the paragraphs on Socrates, the 300 Spartans, and Achilles,
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[19] Plato, Apology, 29c–30e, trans. Benjamin Jowett, Internet Classics Archive, https://classics.mit.edu/Plato/apology.html.
[20] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, three consecutive paragraphs beginning “This is wholly different,” “Our heroes,” and “They are the product,” https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[21] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026, https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
برای شرح حملۀ خشایارشا بنگرید به بند آغازشونده با “480 years before Christ”. اشاره به اسکندر، قیصر، شارلمانی و کورتس در بند آغازشونده با “The hunger for new knowledge” آمده است.
[22] Arrian, Anabasis of Alexander, III.18.11–12, trans. E. J. Chinnock (London: Hodder and Stoughton, 1884),
https://en.wikisource.org/wiki/The_Anabasis_of_Alexander/Book_III/Chapter_XVIII.
[23] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026,
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
بنگرید به بخش شرمندگی غرب از گذشته و دو بندِ برنامۀ دولت ترامپ، با آغاز “Under President Trump”.
[24] for the whole of our civilization
[25] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026,
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
بنگرید به دو بند آغازشونده با “Now for all their lofty ideals” و “This is the classical understanding”.
[26] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026.
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
بنگرید به بند آغازشونده با “The history of America” و دو بند پس از آن دربارۀ معماری واشنگتن، آشنایی بنیانگذاران با جهان باستان و ارجاع به پلوتارک.
[27] Alexander Hamilton, The Federalist, No. 9, “The Union as a Safeguard Against Domestic Faction and Insurrection” (1787), Avalon Project, Yale Law School.
https://avalon.law.yale.edu/18th_century/fed09.asp.
بنگرید به بندهای آغازین دربارۀ جمهوریهای یونان و ایتالیا و سپس بحث پیشرفت دانش سیاست، تقسیم قدرت و نمایندگی مردم. همیلتون این تدابیر را راههایی برای حفظ مزایای حکومت جمهوری و کاهش نارساییهای آن معرفی میکند.
دربارۀ نویسندگان، تاریخ انتشار و مقصود مجموعه، بنگرید به:
Library of Congress, “Federalist Papers: Primary Documents in American History,” section “Introduction.”
https://guides.loc.gov/federalist-papers.
[28] Daniel Webster, “The Revolution in Greece,” speech delivered in the U.S. House of Representatives, January 19, 1824, in The Great Speeches and Orations of Daniel Webster, Project Gutenberg, eBook no. 12606.
https://www.gutenberg.org/cache/epub/12606/pg12606.html.
متن پیشنهاد تأمین هزینۀ اعزام نماینده به یونان در مقدمۀ همین بخش آمده است. برای سخنان وبستر دربارۀ بدهکاری فرهنگی آمریکا به یونان، بنگرید به بند آغازشونده با “This free form of government”. توضیح او دربارۀ مبنای پیشنهاد سیاسیاش در بند بعدی، با عبارت “But I have not introduced this motion” آغاز میشود. وبستر بدهکاری فرهنگی به یونان را انکار نمیکند و میگوید که پیشنهادش را برای بازپرداخت دِیْنی موروثی به یونانیهای روزگار خود مطرح نکرده است. در ادامه موضوع را به استقلال ملتها، حکومت آزاد و وظیفه و منافع آمریکا پیوند میدهد.
دربارۀ نمایندگی وبستر از ماساچوست در مجلس نمایندگان در سالهای ۱۸۲۳ تا ۱۸۲۷ و دورههای بعدی وزارت خارجۀ او، بنگرید به:
U.S. Department of State, Office of the Historian, “Biographies of the Secretaries of State: Daniel Webster (1782–1852).”
https://history.state.gov/departmenthistory/people/webster-daniel.
برای نقل سخنان وبستر در سخنرانی روبیو و فراخوانِ پس از آن به آمریکاییها و اروپاییها برای بازآموختن درسهای نیاکان بنگرید به بخش پایانیِ
Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026.
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
[29] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026.
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
بنگرید به بخش فراخوان اروپا به بیداری، افزایش مخارج دفاعی و سپس بند مربوط به تقدم منافع ملی. «بالاتر از هر چیز» ترجمۀ “above all else” است. همچنین بنگرید به بند پایانی مربوط به بازسازی نهادها و اتحادها که روبیو هدف آنها را دفاع از حاکمیت کشورهای عضو معرفی میکند.
[30] Marco Rubio, “In Defense of Western Civilization,” October 7, 2026.
https://statedept.substack.com/p/in-defense-of-western-civilization.
برای روایت حملۀ خشایارشا بنگرید به بند آغازشونده با “480 years before Christ”؛ برای سخنان مربوط به رهبران ایران بند آغازشونده با “This is wholly different”؛ برای مقایسۀ واقعیبودن تهدیدهای امروز و دوران باستان بند آغازشونده با “The threats we face today”.
علوم سیاسی
فلسفه
علوم سیاسی
علوم سیاسی
علوم سیاسی
گفتگو دربارهی این مطلب۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ نخستین صدا، صدای شما باشد.