گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب «افسانه قرون وسطی» اثر رمی براگ که به بررسی انتقادی تصویرهای رایج از قرون وسطی و نسبت فلسفه، الهیات و میراث یونانی در سنتهای اسلامی، یهودی و مسیحی میپردازد. در این نشست، عارف مسعودی، احمد بستانی و زانیار ابراهیمی ابعاد مختلف این اثر را از منظر تاریخی، فلسفی و تمدنی بررسی کردند.

کتاب «افسانه قرون وسطی» (The Legend of the Middle Ages) نوشته رمی براگ، فیلسوف و الهیدان فرانسوی، تلاشی برای بازخوانی انتقادی یکی از مناقشهبرانگیزترین دورههای تاریخ اندیشه است. مسئله اصلی براگ نه صرفاً توصیف یک دوره تاریخی، بلکه نقد شیوههایی است که طی قرنها تصویری سادهشده از قرون وسطی ساختهاند. او با بررسی نسبت فلسفه، الهیات و میراث یونانی در سه سنت اسلامی، یهودی و مسیحی، میکوشد نشان دهد که قرون وسطی نه عصر تاریکی مطلق بوده و نه عصر طلایی و بیتنش.
گزارش نشست
نشست نقد و بررسی این اثر با عنوان «کاوشهای فلسفی در باب اسلام، یهودیت و مسیحیت در قرون وسطی» به همت انجمن علوم سیاسی ایران در دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ برگزار شد. در این نشست دکتر عارف مسعودی، مترجم کتاب، دکتر احمد بستانی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، و دکتر زانیار ابراهیمی، مترجم و پژوهشگر علوم سیاسی، به بررسی ابعاد تاریخی، فلسفی و الهیاتی اثر پرداختند.

دیدگاه دکتر عارف مسعودی
مسعودی توضیح داد که کتاب حاضر مجموعهای از مقالات براگ است که ریشه آنها به سخنرانیها و درسگفتارهای او در دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد و بعدها در قالب کتاب منتشر شده است. به گفته او، مهمترین هدف براگ در این اثر، کلیشهزدایی از مفهوم قرون وسطی است. براگ با دو افسانه تاریخی مقابله میکند: نخست روایت روشنگری که قرون وسطی را دوران جهل و سلطه مذهب میداند؛ و دوم روایت رمانتیک که آن را جامعهای آرمانی و هماهنگ تصویر میکند.
ادامه دیدگاه مسعودی
از نگاه مسعودی، نقطه کلیدی روش براگ در فاصله گرفتن از این دو روایت سادهانگارانه است. براگ نشان میدهد که متفکران قرون وسطی نه تنها از فلسفهورزی دست نکشیده بودند، بلکه با مسائل پیچیدهای درباره عقل، ایمان، وحی و نظم معرفتی درگیر بودند. اشاره او به توماس آکویناس نمونهای از این مدعاست؛ زیرا در الهیات توماسی، فلسفه به عنوان امری بیرونی و بیارتباط با ایمان کنار گذاشته نمیشود، بلکه الهیات باید بتواند در برابر پرسشهای فلسفی پاسخگو باشد.
تحلیل احمد بستانی
بستانی اهمیت کتاب را در چند سطح بررسی کرد. او تأکید کرد که براگ از معدود پژوهشگرانی است که با هر سه سنت اسلامی، یهودی و مسیحی آشنایی گسترده دارد و همین امر امکان مقایسهای کمنظیر را فراهم کرده است. از نظر بستانی، براگ تنها مورخ اندیشه نیست، بلکه متفکری است که با گذشته وارد گفتوگو میشود و متفکران قرون وسطی را همچون اندیشمندانی زنده مورد خطاب قرار میدهد.
نقدهای بستانی
بستانی در عین حال چند نقد مهم را مطرح کرد: از جمله گرایش براگ به نوعی استثناگرایی مسیحی، کمتوجهی نسبی به سنت افلاطونی در فلسفه اسلامی، نادیده گرفتن بخشی از سنت فلسفه ایرانی و فارسی، و خوانش نهچندان همدلانه او از فیلسوفانی مانند فارابی. به باور بستانی، این نکات نشان میدهد که بازخوانی قرون وسطی نیازمند توجه همزمان به تنوع درونی هر تمدن است.
دیدگاه زانیار ابراهیمی
ابراهیمی بر ارزش اصل ترجمه این اثر تأکید کرد و گفت حتی با وجود نقدهایی که میتوان به برخی پیشفرضهای براگ وارد کرد، شکستن تصویر یکپارچه و اسطورهای از قرون وسطی دستاورد مهمی است. او افزود که قرون وسطی عرصه تعامل میان سنتهای مختلف بوده و حذف عناصر اسلامی و یهودی از روایت تاریخ اندیشه اروپا تصویری ناقص ایجاد میکند.
جمعبندی
این نشست نشان داد که «افسانه قرون وسطی» بیش از آنکه کتابی درباره گذشتهای سپریشده باشد، دعوتی برای بازاندیشی در شیوه فهم تاریخ اندیشه است. بحثهای مطرحشده میان سخنرانان، مسئلههایی چون نسبت عقل و ایمان، نقش ادیان در شکلگیری تمدنها، انتقال میراث یونانی و امکان گفتوگوی میان سنتهای فکری را به مرکز توجه آورد.
منابع ارجاعی
۱. Rémi Brague, The Legend of the Middle Ages.
۲. Thomas Aquinas, Summa Theologiae.
۳. Leo Strauss, آثار مربوط به فلسفه سیاسی کلاسیک و نقد تاریخیگری.
گفتگو دربارهی این مطلب۰ دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ نخستین صدا، صدای شما باشد.