استعارهها پیشدرآمدی بر مفاهیم نیستند، بلکه پاسخهایی به پرسشهایی هستند که مفهومسازی منطقی هرگز توان پاسخگویی به آنها را ندارد.
هانس بلومنبرگ یکی از برجستهترین فیلسوفان و تاریخنگاران اندیشه در آلمان قرن بیستم بود. او با تدوین روش «استعارهشناسی» و تحلیلی نوآورانه از ماهیت تجدد و اسطوره، نقشی بنیادی در فهم دگرگونیهای مفهومی فرهنگ و تفکر مدرن ایفا کرد. شاهکارهایی چون «مشروعیت عصر جدید» و «کار بر روی اسطوره» از ماندگارترین آثار او در فلسفه معاصر به شمار میروند.
هانس بلومنبرگ (Hans Blumenberg) فیلسوف، استاد دانشگاه و پدیدارشناس نامدار آلمانی بود. او در شهر لوبک آلمان متولد شد و پس از تحمل سختیهای دوره جنگ جهانی دوم به دلیل تبار یهودیاش، تحصیلات عالی خود را در رشتههای فلسفه، الهیات و کلاسیک ادامه داد. بلومنبرگ در طول حیات آکادمیک خود در دانشگاههای معتبری همچون هامبورگ، گیسن، بوخوم و مونستر به تدریس پرداخت و به عنوان اندیشمندی عزلتگزین اما بینهایت پرکار شناخته میشد.
اصلیترین دستاورد علمی بلومنبرگ، پایهگذاری دانش «استعارهشناسی» (Metaphorology) است. او استدلال میکرد که مفاهیم فلسفی و عقلانی همواره بر بستر استعارههای بنیادی (مانند استعاره نور، حقیقت، یا کشتیشکستگی) بنا شدهاند؛ استعارههایی که پاسخگوی پرسشهای گریزناپذیر انسان هستند، یعنی پرسشهایی که عقل محض توان ارائه پاسخ قطعی به آنها را ندارد. از دیدگاه او، استعارهها نه ابزارهایی تزیینی برای زبان، بلکه عناصر حیاتی و سازنده تفکر بشری و تاریخ اندیشهاند.
یکی از جنجالیترین و اثرگذارترین مباحثات بلومنبرگ، دفاع او از عقلانیت مدرن در کتاب «مشروعیت عصر جدید» (The Legitimacy of the Modern Age) در برابر متفکرانی چون کارل اشمیت و کارل لوویت بود. بلومنبرگ برخلاف آنان که تجدد را صرفاً صورت سکولارشدهی مفاهیم الهیاتی مسیحی میدانستند، استدلال کرد که عصر جدید پاسخی خودبنیاد و مشروع به بحرانهای اسمیگرایی و الهیات قرون وسطی است. او همچنین در اثر برجسته دیگر خود «کار بر روی اسطوره» (Work on Myth)، نقش حیاتبخش و تسلیبخش اساطیر را در مهار «واقعیت سهمگین» و سامان دادن به اضطرابهای وجودی انسان تحلیل کرد.
