اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
وفقاً لرؤية دوغلاس نورث، تتمتع مجتمعات الوصول المفتوح بقدرة أكبر على الصمود في وجه الأزمات بفضل التنافس السياسي والالتزامات غير الشخصية ونظام السوق، كما تتيح حلولاً أكثر تنوعاً مقارنة بمجتمعات الوصول المحدود.

يفرّق دوغلاس نورث في كتابه «العنف والنظم الاجتماعية» بين الدول ذات الوصول المفتوح وتلك ذات الوصول المحدود، ويرى أن العامل الأهم في تطور البلدان أو تخلفها ينبغي البحث عنه في هذا التمييز بالذات. لكن ما المقصود بهذين المصطلحين؟ يمكن القول باختصار إنه في نظام الوصول المحدود، يقصر الأعيان أو الطبقة المسيطرة الوصول إلى الامتيازات كحقوق الملكية والموارد والمنافسة والمنظمات على الأعضاء المسيطرين أنفسهم فحسب. هنا يكون النظام الاقتصادي أداة بيد هذه الهيئة المسيطرة لإنتاج الريع، وتأمين الأمن السياسي من خلاله. لكن ينبغي الانتباه إلى أن خلق الريع هذا ليس لمجرد ملء جيوب الأعضاء المسيطرين، بل هو أيضاً أداة للسيطرة على العنف، وبمعنى ما، ما دام هناك توازن ريعي بين الأعضاء المسيطرين، فإن السلام يتحقق. في الواقع، يمكن القول إنه في هذا النوع من المجتمعات، يُمنع العنف عبر خلق الاحتكار والريع ومنح الامتيازات للجماعات أو الأشخاص القادرين على إحداث العنف، وبهذه الطريقة يتحقق سلام (غير مستدام).

أما في نظام الوصول المفتوح، فإن الوصول إلى الموارد والمنظمات والملكية الخاصة وغيرها يكون مفتوحاً، وهذا يعني أن النظام الاقتصادي لم يعد أداة بيد النظام السياسي. كما أنه من الناحية الأخرى، تصبح إدارة النظام السياسي والتحكم به ممكنة لأي جماعة عبر أدوات رسمية وتنافسية، ويتخذ طابعاً تنافسياً. في نظام الوصول المفتوح، تكون جميع ساحات المجتمع مفتوحة، ويستطيع المواطنون المشاركة بحرية في البنيوية والعلاقات مع الأفراد والمنظمات الأخرى. كما يستلزم نظام الوصول المفتوح علاقات غير شخصية، أي أن الجميع يُعاملون معاملة واحدة ولا يهم من تكون. بينما في نظام الوصول المحدود، تكون العلاقات شخصية، أي أن من تكون هو المهم، فمثلاً إذا كنت من الهيئة المسيطرة أو لديك علاقات بها، فسيكون بإمكانك الوصول إلى الموارد والمنظمات. إذن، شخصية العلاقات أو عدم شخصيتها يغير أساس المنافسة. في العلاقات غير الشخصية، لا يمكن للريوع أن تستمر طويلاً، لأنها ستزول في خضم المنافسات الاقتصادية والسياسية. في هذا الفضاء المفتوح الوصول، يتنافس رواد الأعمال الاقتصاديون والناشطون السياسيون على حد سواء باستمرار للمنافسة والوصول إلى هذه الريوع، وفي هذه المنافسة يفوز أولئك أو تلك الجماعة القادرة على كسب رضا الجمهور. في هذا الفضاء المفتوح، يتبدل توزيع الموارد الاقتصادية والمناصب السياسية باستمرار، وفي الواقع فإن هذا التغيير والتبدل الدائمين يجعلان خلق الريع صعباً. وعلى عكس مجتمعات الوصول المحدود، في المجتمعات المفتوحة يُزال العنف عبر البيئة التنافسية وخلق فضاء مفتوح للجميع. والآن بعد تقديم هذا الوصف العام للنظامين، يمكن أن نفهم بشكل أفضل لماذا تُحل الأزمات في البلدان ذات نظام الوصول المفتوح أسرع وأسهل منها في البلدان ذات الوصول المحدود. وكما ورد في الكتاب المذكور، يمكن إجمال أهم هذه الأسباب على النحو التالي:
١- المجتمع المفتوح والمنافسة: الوصول المفتوح والتدفق الحر للأفكار يجلبان معهما فضاءً تنافسياً يشجع على حل المسائل الجديدة. تتنافس الأحزاب السياسية فيما بينها لحل المسائل. وذلك بأن من هم في السلطة يسعون لحل المسائل كي يبقوا في السلطة. لأن السلطة ليست مضمونة كما في حكومة الوصول المحدود، بحيث تكون حكراً على الائتلاف المسيطر. وأولئك الذين ليسوا في السلطة، لكسب رضا المواطنين وبلوغ السلطة بأنفسهم، يذكرون باستمرار القرارات والسياسات الخاطئة للسلطة الحاكمة، ومن خلال هذا النقد المستمر وضغط الرأي العام، يتم تصحيح عملية صنع القرار.
۲- تعهدات معتبر و غیرشخصی: همانطور که بیان شد غیرشخصی یعنی اینکه شما «چه کسی هستید» مهم نیست بلکه «چه کاری انجام میدهید» مهم است. این ویژگی موجب میشود که مجموعه راهکارها در برابر بحرانها و منازعات، وسعت یابند. در حکومتهای دسترسی محدود، منابع و امکانات و تجهیزات تنها در دسترس افرادی است که نزدیک به ائتلاف مسلط باشند یا از رانتی بهرهمند باشند. اما در حکومتهای دسترسی باز اینگونه نیست چراکه فرصتها تنها در دسترس عده خاصی نیست بلکه در دسترس همگان است و هر کس که بخواهد میتواند از این فرصتها استفاده کند. پس مهم نیست شما چه کسی هستید بلکه مهم این است که بتوانید مسائل را حل کنید.
۳- نظام بازار: کارآفرینان در اقتصادهای بازار در جستوجوی فرصتهای جدید سودآور هستند. شرکتها و موسسات برای دستیابی به سود با هم رقابت میکنند و این رقابت موجب میشود که زمان دستیابی به حلال مشکلات کمتر و کمتر شود و مثلاً محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر از رقیب ارائه کنند. کارآفرینان وقتی نوآوری میکنند و خلاقیتی به خرج میدهند که محصول با کیفیتتر، ارزانتر، سریعتر و جالبتر ایجاد کنند، دیگر هم برای آنکه حذف نشوند یا از قافله عقب نمانند، در صدد آن برمیآیند که محصولی ایجاد کنند که از جهاتی دیگر بهتر باشد و بتوانند رضایت مصرفکنندگان را جلب کنند. در نهایت این روند تکاملی و پیشرونده به نفع مصرفکنندگان خواهد بود.
۴- مواجهه با مسائل کمتر: حکومتهای باز با مسائل کمتری نسبت به حکومتهای دسترسی محدود مواجهند. چون حکومتهای با دسترسی محدود، با مسائلی از قبیل عدم توازنهای کلان اقتصادی (مثل تورم و رکود و فساد و تنشهای اجتماعی و سیاسی و...) مواجهند که باعث بیثباتی نظام حکمرانی میشود. علاوه بر این میتوان به مناقشات و بحرانهای سیاسی و اجتماعی داخلی و همچنین بحرانهای بینالمللی اشاره کرد. معمولاً جوامع با دسترسی محدود با مشکلات بیشتری از این قبیل دست و پنجه نرم میکنند که خود موجب هدررفت هزینهها و فرصتها و امکانات میشود و به عبارتی میتوان گفت در کشورهای با دسترسی محدود، تمرکز و آرامش مناسبی برای حل مشکلات وجود ندارد بلکه انبوهی از مسائل وجود دارند که مخل هستند و نظام تصمیمگیری باید توجه خود را بین انبوهی از مسائل و مشکلات دیگر بپراکند. برای مثال یک مسئلهای که در جامعه باز صرفاً اقتصادی است، در جامعه با دسترسی محدود میتواند همزمان اجتماعی و سیاسی و امنیتی هم باشد که توجه به آن ابعاد هم مدنظر تصمیمگیران است. البته این مورد میتواند محل مناقشه باشد ولی حتی اگر بپذیریم که مسائل جوامع باز کمتر از جوامع با دسترسی محدود نیست، دستکم میتوان گفت راهحلها و ابزارهای بیشتری دارند. علاوه بر اینها همانطور که احمد میدری در مقدمه کتاب «توانمند سازی حکومت» آورده، نظام اداری این جوامع زیر بار وظایف سنگین و متعدد (همانند یک ارتش خستهی در حال جنگ) در معرض فروپاشی است. این وظایف سنگین منشأ گوناگونی میتواند داشته باشد. از یک سو به واسطه انفجار اطلاعاتی، مردم این جوامع انتظارات مشابه مردم یک کشور توسعهیافته دارند و دولت هم برنامههایی برای عملیاتی کردن این انتظارات مطرح میکند اما در خوشبینانهترین حالت، تحقق همه انتظارات در کوتاهمدت ناممکن است. از سوی دیگر گروههای فشار هر روز وظایف تازهای بر دوش دولت تحمیل میکنند. و از دیگر سو، کارشناسان هم برای گسترش وظایف دولت هر روز نهاد یا مقررات تازهای پیشنهاد میکنند. همه اینها در کنار هم موجب میشود یک مسئله ساده به مسئله پیچیده و ذوابعادی تبدیل شود.
علم الاجتماع
العلوم السياسية
الدين
الدين
علم الاجتماع
نقاش حول هذا المقال٠ تعليق
لا تعليقات بعد؛ ليكن صوتك أوّل الأصوات.