اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
اعتبر حميد رضا جلايي بور ادعاء الدكتور سروش بتواطؤ الإصلاحيين مع الحكومة لنقده وعدم اكتراث المنتقدين بالدين تهمةً باطلة، ودعا إلى تجنب قراءة النوايا والعودة إلى حوار قائم على الحجة.

الأستاذ الفاضل الدكتور عبد الكريم سروش في ملف صوتي نشره مؤخرًا قال في معرض رده على منتقديه إن حكومة إيران طلبت من الإصلاحيين نقد الدكتور سروش كي يتمكنوا من العودة إلى السلطة، وإن المنتقدين الذين قصدهم قد فعلوا ذلك تلبيةً لأمر الحكام، كما أن هؤلاء المنتقدين لا يملكون ذرة من الاهتمام بالدين والله والنبي والروحانية.
بخصوص هذا الادعاء المثير للدهشة، أكتفي بالإشارة إلى بضع نقاط موجزة:
۱- على حد علمي، لم يتهم أي إصلاحي داخل البلاد الدكتور سروش بادعاء النبوة (رغم الانتقادات العديدة التي وجهوها لـ«الأحلام الرسولية»).
۲- على حد اطلاعي، لم يُطلب منذ سنوات من أي من الإصلاحيين الذين تم استدعاؤهم وسجنهم مرارًا واستُجوبوا لمئات الساعات أن يرسموا حدودًا فاصلة مع الدكتور سروش، ولم تكن موضوعات الاستجوابات أساسًا ذات صلة به.
۳- هذا الاتهام العجيب الغريب هو قراءة نوايا غير لائقة وافتراء لا أساس له على الإصلاحيين، ومصدر تعجب من مفكر في قامته.
٤- إنه تصور خاطئ أساسًا أن نقد الدكتور سروش له من الوزن والتأثير ما يمكن أن يؤدي إلى فتح الطريق أمام جزء من الإصلاحيين لدخول السلطة. إذا كانت بعض المؤسسات الأمنية تعاني من مشكلة مع بعض الإصلاحيين، فذلك نابع من سعيهم للعدالة والديمقراطية والإصلاح، ومن علل وأسباب عديدة لا يمكن اختزالها في التأثر به أو بأي مفكر تجديدي أو مثقف آخر. أساسًا، جزء كبير من الإصلاحيين والمفكرين الدينيين التجديديين كانوا منذ البداية ينتقدون بعض مواقف الدكتور سروش السياسية والدينية. وفيما يخص «الأحلام الرسولية»، يبدو أن جميع الوجوه البارزة في الفكر الديني التجديدي في إيران تقريبًا كانوا من منتقديه، ومن المفارقة أن صحيفة كيهان والمؤسسات القريبة من اليمين المتطرف في طهران وقم لم تبدِ أي رد فعل عليه، على حد ما رأيت.
٥- هذا الادعاء من جانبه (الذي لا يمكن أن يجزم به بهذا القطع إلا الله) بأن منتقديه لا يملكون ذرة من الاهتمام بالدين والله والنبي والروحانية، هو حقًا أمر عجيب ومؤسف من أستاذ أخلاق في مرتبته.
الطلب الوحيد الذي تقدمنا به أمثالي والسيد علوي تبار (ومعظم المفكرين الدينيين التجديديين والإصلاحيين الذين أعرفهم) بصفتنا ناصحين للفكر الديني التجديدي، سرًا وعلنًا، منه ومن منتقديه، هو أن يساعدوا في تسكين غبار أجواء الحوار، وأن يلتزموا بقواعد الحوار القائم على الاستدلال دون حواشٍ واتهامات شخصية غير لائقة وتحقير وانتقاص للمنتقدين.
آمل أن يعيد الأستاذ سروش النظر في الاتهام غير اللائق والذي لا أساس له بـ«مقايضة الإصلاحيين مع الحكومة لنقده»، وأن ينشر بدلًا من ذلك ردوده الاستدلالية على الأخطاء التي يراها في كتابات الدكتور آرش نراقي وسائر منتقدي «الأحلام الرسولية»، وإن كان يرى من الصواب ألا يرد، فليتجنب الاتهامات الشخصية التي لا أساس لها للإصلاحيين.
.
.
.
.
علم الاجتماع
العلوم السياسية
الدين
الدين
الدين
نقاش حول هذا المقال٩ تعليق
کاش جناب دکتر سروش بجای تکفیر اصلاح طلبها و منتقدان و سفیه و جاهل و مغرض و سازشکار با حکومت خواندن آنها، پاسخی علمی به منتقدان خود می دادند؟ آیا بی دین خواندن مصطفی ملیکان کار علمی است؟ چه بلاهایی بر سر منتقدان نواندیش دینی خود آورده اند. حتما مقاله آقای دکتر سهیمی را بخوانید و خود داوری کنید. حسادت به دکتر سید حسین نصر نیز ایشان را به تخریب او کشانده است.
در سایت گویا آقای دکتر سهیمی پاسخ مهمی به اتهامات آقای دکتر سروش داد اند و نشان داده اند که آقای دکتر سروش هیچ کس را از تهمت زنی هایش مصون نداشته است. از دکتر فنایی، ملکیان و نصر و کدیور و همه و همه. این مقاله امروز منتشر شده حتما بخواندیش: http://news.gooya.com/politics/archives/pdf/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%20%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86.pdf
آیا این آقای مصطفا غلامی همان عبدالکریم سروش نیست که همه جا می آید و از خود دفاع می کند و به اکبر گنجی اهانت می کند؟ ثانیا: چرا آقای سروش کارشان شده فقط اتهان زنی به دیگران و هر مخالفی را از طریق تهمت زدن طرد کردن؟ این هم پاسخ به شیوه خودتان.
سلام من هم در شگفتم چرا دکتر سروش مدتی است در مباحث معرفت شناسی و در پاسخ به نقد شاگردانشان در موضوع نظریه رویای رسولانه پای سیاست را به میان می کشند و هر کسی که لسانی یا قلمی نقد این نظریه می کند او را وابسته به حاکمیت جور می داند ، ایشان را چه شده است .
آیا این آقای علی تبریزی همان اکبر گنجی نیست که همه جا می آید و ازخود دفاع میکند و به سروش اهانت میکند؟ ثانیا شایعه ها حکایت دارد که گویا منظور سروش از بعضی اصلاح طلبان آقای جلایی پور است.والله اعلم.
بسیار عجیب است که دکتر جلایی پور توقع دارند به ادعای اقایان گنجی و نراقی پاسخ علمی داده شود. اگر کسی به شما بگوید که ادعای پیامبری کرده ای و دنبال فرقه سازی هستید احتمالا خونسرد به تحلیل فلسفی می پردازید و طرف را نقد می کنید. اقای جلایی پور دکتر سروش نامی از اصلاح طلبان نیاوردند که شما خودتان و اقای علوی تبار را مخاطب دانسته اید. گفتند برخی از کسانی که مرا متهم کرده اند.یعنی شما هم معتقدید سروش ادعای پیامبری کرده است؟ در باره رویاهای رسولانه هم عجیب است سروش مقاله دوم و یوم را در پاسخ به نقدها نوشته و در پاورقی هم نام منتقد و ارجاعات را اورده است. آیا شما معتقدید اگر او به همه نقدها پاسخ ندهد مشکل اخلاقی دارد؟ بسیار عجیب است ایمیل مستعار است
متاسفانه دکتر سروش یادش رفته که قدیم ها چه درس هایی در اخلاق و منطق و تحقیق و نقد می داد! یکی عدم اتهام و نیت خوانی بود! ویکی تفاوت انگیزه و انگیخته. بجای پاسخ به اشکال, به گوینده ی اشکال, اشکال می گیرد! بعد هم ادعای علوم غیبی و باطنی از نیت منتقدین می کند. ایا همه ی منتقدین ایشان که در مقاله ی اقاب محمد سهیمی ذکرشان رفته است, با رژیم ساخت و پاخت کرده اند؟! عجب انسان متوهمی است این عبدالکریم سروش!
واقعا جاي تعجب بسيار دارد نحوه ي برخورد دكتر سروش . اولين مولفه هاي نقد و نقادي و حداقل معيار منطق و استدلال در اين پاسخ سروش به منتقدانش نيست .
با سلام، آنچه از پاسخ دكتر سروش به پرسشى در باره انهامات ادعاى نبوت و راه اندازى فرقه سروشيه برمى آيد اينست كه منظورشان مشخصا همان افترازنندگان هستند (آرش نراقى و اكبر گنجى) . جاى تعجب است كه جناب جلايى پور به اين مسئله اعتراض مى كنند. گويا فراموش مى كنند كه غالب اصلاح طلبانى نظير ايشان كه از دكتر سروش خواسته اند پاسخى به اصطلاحا نقدهاى اين دو بدهند، اين طور استدلال كرده اند كه نراقى و گنجى از اصلاح طلبان به نام هستند كه چنين و چنان... حال چرا عدم اعتقاد به برخى مبانى دينى را كه سروش مشخصا در باره گنجى ذكر مى كند به خود مى گيرند، تعجب آور است!