اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
اغتيال رجال الدين واستهداف النساء المحجبات يكشف كيف تتحول رموز التدين، في ظل الحكم الديني، إلى هدف لغضب الشعب من الحكم. هذا الواقع يرفع تكاليف التدين وينقل نموذج العنف من السلطة إلى المجتمع.

بدأ صباح اليوم بخبرٍ مرير: «محمد تولايي، طالب دين شاب تعرض لمحاولة اغتيال قبل أيام في مشهد، فارق الحياة متأثراً بجراحه.» هذه هي الحالة الثالثة التي تؤدي إلى مقتل الضحية، بعد رجل دين قُتل بالرصاص في شيراز في نوفمبر 2017، وآخر تعرض للطعن في مترو طهران في الشهر نفسه.
كنت قد كتبت سابقاً في مقال «انفراج أم مأزق»: «في الحكم الديني، يجد المتدينون أنفسهم، رغماً عنهم، في موقع المبررين لسلوكيات الحكم والدولة. وكلما اتسعت الفجوة بين الناس والحكام، ازداد هذا التوصيف شمولاً. الصورة التي صنعها الحكم هي: السلطة بيد المتدينين. لذا فإن أولئك الذين يحملون سمة التدين هم بطبيعة الحال أكثر قوة وأكثر مسؤولية تجاه الأوضاع القائمة. المجتمع - ظلماً بالطبع - يتوقع من المتدينين أن يكونوا لسان الحكم ومجيبين عن المطالب. ليس هناك جدار أقصر من جدار المتدينين. تحديداً أولئك الذين يحملون علامات الانتماء الديني الظاهرة والجليّة. ربما لا يكاد يوجد رجل دين أو طالب حوزة في هذه السنوات لم يتعرض لانتقادات الناس في الشارع والسوق بشأن الوضع المعيشي وأوجه القصور في مختلف مكونات النظام. (بطبيعة الحال، رجل الدين أو طالب الحوزة الذي يمر طريقه بالشارع والسوق ويكون في متناول العامة). ربما لا تكاد توجد امرأة منتقبة تعرضت لمضايقات لفظية يفرضها عليها استياء الآخرين من الحكومة. والطريف أن المتدينين الذين نالوا أقل نصيب من المنفعة والسلطة هم عادةً من يجدون أنفسهم في هذا الموقف أكثر من غيرهم. لأن ظروف حياة المنتفعين عادة ما تكون على نحو يجعل تواصلهم مع جسد المجتمع محدوداً، ويظهرون بشكل أقل في الساحة العامة (الحياة المحمية الريعية)». وكنت قد كتبت: «في نظر المجتمع، المتدينون مسؤولون عن كل سلوكيات الدولة والحكم. لسان المجتمع مفتوح على المتدينين. وهذا يتضاعف بشكل خاص في السلوكيات الدينية للحكم. ... ربما لا يمكن توقع أن يكون المنبوذون الغاضبون من سياسات الحكم الدينية، في ذلك الموقف الانفعالي، قادرين على التمييز بين الحكم الديني والمتدينين». وكنت قد كتبت كيف أن هذا الوضع بالذات يخلق شعوراً بعدم الأمان لجسد المتدينين ويدفعهم - «العزّل الذين يبدون أقوياء» - نحو اللجوء إلى ملاذات آمنة وخاصة؛ إلى المستعمرات؛ إلى البيوت المحمية.
أثبتت تجربة الجمهورية الإسلامية أنه في الحكم الديني، يكون جمهور المتدينين (وليس أصحاب السلطة الدينية) من بين أضعف فئات المجتمع وأكثرها عرضة للأذى. وخلافاً للتصور، فإن انتساب الحكم إلى الدين، باستثناء عدد محدود، لم يخلق قوة لجسد المتدينين، بل على العكس، وبسبب تصدي الحكم للشؤون الدينية، فقد قلّص في بعض الحالات حتى من القوة ورأس المال الاجتماعي السابق للمجتمع الديني. (أقترح قراءة كتاب «الصوت الذي لم يُسمع» - وهو بحث في المؤشرات الاجتماعية لسنوات ما قبل الثورة - لتروا ما حلّ بالمكانة الاجتماعية للدين والمتدينين في هذه السنوات).
أقول هذا بناءً على مشاهداتي وتجاربي الشخصية: في هذه السنوات الأخيرة، ازداد عدد الشابات اللواتي يرتدين الشادور ويغيّرن حجابهن من الشادور إلى المانتو والروشري بشكل ملحوظ جداً. لا أقصد تقييم الشادور من حيث القيمة، وأنا شخصياً أؤمن بتنوع أنماط الحجاب (حتى في موديل ولون الشادور). لكن هذه المشاهدات المتفرقة هي علامة خطر. العلامة الأخرى هي تزايد عدد رجال الدين الشباب الذين يفضلون (أو لأكون أكثر دقة: يضطرون) أن يكونوا "برمائيين"، أي أن يتنقلوا في الشوارع والأماكن العامة بملابس مدنية. في الحقيقة، يتطلب الأمر شجاعة كبيرة جداً في مجتمع اليوم أن تتجول امرأة بالشادور أو طالب علم ديني بزي رجال الدين في الأزقة والشوارع وسيارات الأجرة والمترو. بعبارة أخرى، بلغت تكاليف ارتداء الشادور والعمامة أعلى مستوياتها. تكاليف أنتجتها تجربة الحكومة الدينية. نعم، في فترات من الحكومة السابقة أيضاً، كان التمتع بعلامات ورموز التدين الواضحة ينطوي على مخاطر. لكن مع فارق أنه إذا كان مصدر إنتاج الخطر في العهد البهلوي هو مؤسسة الحكم، فإن هذا المصدر قد انتقل في فترة الجمهورية الإسلامية إلى المجتمع. إذا كان الرجل الديني والمرأة المحجبة بالشادور في زمن رضا شاه لا يأمنان من شرطي وعنصر الشرطة، فإنهما اليوم يشعران بالخطر من الناس العاديين في الأزقة والأسواق. لقد تغير نمط ممارسة العنف من "الحكومة-الشعب" إلى "الشعب-الشعب". وهذا أسوأ ما كان يمكن أن يحدث. إلى قائمة علامات التحذير للوضع الديني، يمكن إضافة حالات أخرى: من ارتفاع إحصائيات الإفطار العلني في شهر رمضان إلى الاعتداءات غير المسبوقة على المجالس الدينية والأماكن المقدسة (مثل الهجوم على عدة مساجد وحسينيات في طهران وإحراقها خلال اضطرابات يناير 2018) والإهانات الصريحة وانتهاكات الحرمات غير المسبوقة التي نشهدها هذه الأيام تجاه أقدس مقدسات الشيعة أي الأئمة وخصوصاً الإمام الحسين، وبفضل وسائل التواصل الاجتماعي، تتكاثر هذه الإهانات بسرعة وهذا التكاثر بالذات يزيل تدريجياً قبح انتهاك المقدسات بين عامة الناس. (مثل الإهانة الصريحة والوقحة لمغنٍ تحت الأرض مشهور، الذي أثارت صورته الثنائية مع متولي العتبة الرضوية - طمعاً في كسب بضعة أصوات إضافية - ضجة إخبارية في انتخابات الرئاسة العام الماضي.)
سلسلة هذه الأحداث والعلامات تنبئ بحقيقة مرة. وهي أننا نحن المتدينين نقف على أعتاب فترة صعبة ومرهقة. فترة من التمرد ضد الدين وعداء الدين. وكأنما زُرعت الرياح طوال أربعة عقود، والآن بدأ موسم حصاد العاصفة. عاصفة لا ترحم وتقتلع من الجذور، لا يُعرف ماذا ستفعل بالدين والمتدينين. إذا كان المجتمع حتى الآن آمناً وهادئاً ظاهرياً للمتدينين بقوة السلطة الحاكمة، فإن الشواهد تدل على أن فترة الراحة قد انتهت، وعلى المتدينين أن يعدوا أنفسهم لأيام صعبة.
.
.
.
.
علم الاجتماع
الدين
الفلسفة
الدين
الدين
نقاش حول هذا المقال١٤ تعليق
سلام وقت بخیر نادانی انسان چیز جدید نیست و از دیرباز تا کنون بوده و مشکل آفریده چیزی که بدان اشاره نشد همین بود البته موضوع نوشته هم نبود ولی بسیار خوب بود که به آن اشاره میشد چون از علت های مهم این حوادث است.
دین تاوان عقب ماندگی سیاسی را می دهد و جور ناکارآمدی و مسئولیت گریزی دیگر نهادهای اجتماعی را می کشد . شاهد بودم که دین سالاران آگاه و دوراندیش از قرار گرفتن در این موضع خشنود نبودند و در برابر وقوع آن مقاومت کردند . به گمانم تا وضعیت ما درست و همه جانبه تبیین نشود ، راه برون رفت از تنگناهای کنونی فراهم نمی شود ؛ پاک کردن صورت مسئله و انداختن بار مسئولیت روی این یا آن باند و جناح و جریان ، البته شیوه مرسوم است و پیرو فراوان دارد .
در گذشته در ایران نوع پوشش افراد را جدا نمی کرد مادرم تعریف میکرد در مدرسه و همسایهها و فامیل همه با هم بدون توجه به نوع پوشش رفت آمد میکردند . در مراسم های هم شرکت میکردند .اما چند سالی در کشور ما این فرهنگ بد ایجاد شده .چادری و غیر چادری ما ایرانی هستیم و باید بدون توجه به پوشش و مذهب در کنار هم باشیم این تفرقه ها ما را بدبخت کرده و یک سری سیاست مدار با هر روشی که میخواهند ما را اداره میکنند.
موبایل و اینترنت و استاد فلسفه روشنفکر چی؟
جهان مدرن نیاز به سرکوب گرایشات غیر مدرن دارد. به قول هورکهایمر و آدورنو مدرنیته با وعده آزادسازی و لیبرالیسم و رهایی بخشی خود را معرفی کرد و با وعده هایش همه صحنه را مالاخود کرد و پس از مسلط شدن بر جوامع تمامی رقبا را با بیرحمی تمام سرکوب قتل عام کرد. مدرنیته با هیچ سنت فکری دیگری همنشینی نمی تواند داشته باشد . بالاخره آن را با فریب سرکوب می کند.این تلاش برای سرکوب اندیشه عمیق اسلام با کلام شیرین و در این نوشته بالا با تعمیمی افراطی و تهدید و ترساندن مسلمانان ناکام مانده و ناکام خواهد ماند. همانطور که یک طلبه ساده مدرنیته محمدرضا شیفته آمریکا را متلاشی کرد اسلام نیز لیبرالیسم را رسوا کرده و فاشیسم مخفی در پس حرفهای قشنگ ولی فریبنده اش را آشکار می سازد. همانطور که ایالات متحده داعش آمریکایی به جان شیعیان مسلمان انداختند ْ ترامپ هر ثانیه تهدیدی و تحریمی جدید علیه مسلمانان اعلام می کند این جلوه رفتار متهاجم و میلیتاریست لیبرالیسم است.
اسلام هم در بدو شکل گیری و قدرتش همه جا را تصاحب کرد و دینها و منشهای مختلفو از بین برد اشکال از مدرنیته و اسلام نیست از انسانه
1. تعداد خانمهای چادری و تعداد خانم های روسری پوش را چطور آمار گرفته اید؟ بفرمایید؟ 2. دین دار به سبب وجدان اخلاقی و مسئولیت اجتماعی با یک فرد مصرف گرای طرفدار تجدد مدرن تفاوت دارد و طبیعی است که هزینه دهد. 3. دینداران در تمامی تاریخ تحت فشار هستند. 4. آن چه شما دین فرض گرفته اید همان نسخه conversionاسلام است که "باید" به دستور مالکان رسانه ها و ثروت در دنیا با مدرنیته فاشیست-لیبرال- کمونیست و...خود را تطبیق دهد. تصورات خود را به همه تعمیم داده اید. به جای زندگی در دنیای واقعیات آرزوهای خود را بیان کرده اید. اسلام را نه از دانشگاه هاروارد و کمبریج آن را از منابع و آتاریتی خودش مطالعه بفرمایید. اسلام مدرنیزه شده اسلام نیست بین سلمانْ محمدرضا شاهْ ْ رضا شاهْ ،ؤ اتاتورک و سکولاریسم است . فراماسونری است. اسلام مداراْ، گذشت، انسانیت، خدا باوری ، دغدغه مردم داشتن است. نه غرور سروشیْ ، سکولاریسم اتاتورکیْ ، ژروتستانیسم شریعتی، .. اسلام اسلا م است : دین رحمه للعالمین گذشت مهربانی احترام و نه در برابر فاشیسم نترسیدن از تهدید ترامپ و وجدان به خرج دادن و مورد اتهام قرار گرفتن آوینی : حزب اللهی بودن را با تمام مصائبش دوست دارم اگر توهین کنند آزادی بیان است ، اگر انتقاد کنی دیکتاتوری و خشونت است اگر از خود دفاع کنی خشونت است اگر به تو حمله کنند تظاهر احساسات سرکوب شده، اگر مردم به حزب الهی رای دهند مردم عقب مانده و بیسواد ند اما اگر به آن ها رای دهند دموکراسی است!
دلم برای آقای مظاهری کباب شد جلوی انتشار کتابهاش رو گرفتن، سخنرانی هاشو لغو میکنند، اصلا از در خانه که خارج میشه با سنگ و کلوخ میزنن تو سر و کله اش، در محل کارش به خاطر عقایدش طردش کردند آقای مظاهری این قبیل مظلوم نمایی ها در عین انتفاع حداکثری از وضعیت موجود کار بسیار زشت و زننده ای است
سلام و درود لطفا با فقط با یک نام کامنت بگذارید
زدی ضربتی ضربتی نوش کن
وقتی از منافع ناعادلانه بهره می برند ممکن است مصائب هم رخ دهد. در تمام استخدام های دولتی نقش پدر و همسر عمامه ای و یا چادری بودن یا نبودن غیرقابل انکار است. مصائب مردم عادی که این نمادها را ندارند بی شمار است.
مریم عزیز من چادری ام و تا کنون در همه گزینشها از گزینه آموزش و پروش و صدا و سیما گرفته تا آموزش عالی رد شده ام. نمی توان به سادگی قضاوت کرد که هر که دیندار است لاجرم از منافع حاکمیت برخوردار. ممکن است آن زن دیندار چادری بیش از یک سکولار منتقد نظام حکومتی دینی باشد و حق خود بداند که دین و تکالیف دینی اش را هم ارز نظام سیاسی نداند که حقوق بسیاری را پامال کرده است. باید بیاموزیم که ملاک داوری و ارزیابی دیگران ظاهر آنها نیست.
این هم از آفتهای حکومت دینی است. برای همین هم بود که علامه طباطبایی از همان ابتدا با برقراری حکومت اسلامی مخالف بود و آفتهای آن را نیز ذکر کرد. این یکی را هم به آن لیست اضافه کنید.
مگر حکومت غیر دینی هم داریم؟ governance در سکولار ترین تعریف و manifestation خود علم نیست در برابر دین بلکه دینی دیگری است در برابر دین. با این تفاوت که متافیزیک فربه تری دارد!