ماذا يفعل الدكتور عبد الكريم سروش بمنتقديه؟ (الجزء الثاني والأخير)، محمد سهيمي | صدانت

نقاش حول هذا المقال١٨ تعليق

ح
حسین بهروزی

سلام و خسته نباشید خدمت همه حقیقت جویان،بهتر می بود نگارنده این نقد نامه خودشان بر دکتر سروش کمتر می تافتند،آقای سروش مرد بزرگ عرصه معرفت است ولی برخورد تند ایشان را با مخالفانش را رد نمی کنم

ی
یک دوست خالص اکرم اذربهرام

بنام خدا باسلام یادداشتی جناب اقای مسعود بهنود گرامی که نه! بسیارگرامی بدلیل اینکه شخصا نزد اینجانب وهمه دوستان از احترام ویژه برخوردارند واز صمیم دل از درگاه خداوند ارزوی طول عمروسلامت را برای ایشان خواهانم در سایت دیگر ارائه نمودند واز دکتر سروش انتقادنمودند که چرا به شخصی که نامشان را نبردندعبارت سید خندان را بکاربردند دقیقا نمی دانم منظور جناب بهنود گرامی کیست ولی بنظرم منظورشان اقای خاتمی باشد اولا سیدخندان لقب بدی نیست وگشاده رویی وصفای باطنی اقای خاتمی دربین روحانیت بی رقیب است وجامعه دینی ما به الگویی از صنف روحانیت که حالا خوب یابد به سیاست هم اشتغال ورزیده است نیاز دارد گرچه دیگر وقت ان بود که مطلقا جناب خاتمی وهیچ روحانی دیگر بهیچ وجه وارد عرصه سیاست نشود ولی متاسفانه اصلاح طلبان رای پیشبرد اهدافشان بزور اقای خاتمی را مجددا وارد عرصه سیاست نمودند وحالا کو تابفهند چقدر زیان برده اند .اما نکته دیگر جناب اقای خاتمی در تمام سخنرانی هایشان از منابع دکتر سروش استفاده تام نموده اند ولازم این را بگویند این درست نیست که بخاطر اینکه حاکمیت چشم دیدن دکتر سروش ازمصلح جهانی را ندارد سکوت نمایند ویا عده ای چون عرصه علمی برای خودشان میخواهدگشاد باشد بگویند شاگردسروش بودن ننگ وافتخار نیست .مثلا...ضمت اینکه دکتر سروش جواب بسیاری از ابهامات وسوالات نظریه رویا را داده اند اما بدلیل منتقدان خوب متوجه نشدند بله البته ضروری است به چنین نظریه پرچالش ومتهورانه از مبانی دینی ایشان از پاسخگویی خسته نشوند ومسئولیت ان را بپذیرند اما موج اهانتها وتهمت ها به این انسان فرهیخته انقدر باورنکردنی است که فضای علمی را الوده نموده است بااینکه ماجرای فرقه سروشیه را به نقل از اقای ادیب سلطانی بیان صریح نمودند ودکتر نراقی هم مطلب بسیار خوبی درخصوص تفکیک سه جریان فکری مهم نوشتند وجناب اقای گنجی هم دیگر یادداشتی ننوشت باز یک دفعه اقای سهیمی کارنامه چندین ساله نزاعها را جمع اوری می نماید و کشک سرد را گرم میکند اینجانب در سالهای ۷۰و۷۱نوارهای قدیمی سال ۵۸را از ارشیو دانشگاه تهران اخذ وان سالها خیلی گوش نمودم دریکی از نوارها صدای همهمه از بیرون کلاس ومحوطه می اید ودکتر سروش هم به صراحت وبا ناراحتی از وضعیت که داشت شروع میشد که دانشگاه به تعطیلی بکشد شدیدا سر کلاس درس انتقاد می نماید وبعد هم روزهای اول انقلاب همه درکنار روحانیت بودند ازجمله بازرگان وبقیه حقوق دانان که قانون اساسی را نوشتند ولی راحت از این نخبگان استفاده شد وبعد مثل اب خوردن باتهمت وافترا انان از جمله دکتر سروش را کنار گذاشتند خدا نمی گذرد از کسانی که دکتر سروش متهم به کنار گذاشتن اساتید می نماید زیرافقط دکتر عضو ان هیات نبوده است چه بسا دکتر سروش مانع اخراج وحذف بسیاری هم شده است وهمان چندوقت همکاریشان بخاطر اینکه نگران وقایع بدتر بودند بعد هم که بسرعت استعفا دادند .اقای بهنود گرامی اخر شما را چه میشود قضاوتتان درست نیست همه از خدمات دکتر میگویند اما تحت تاثیر فتنه همان کسانی قرار میگیرید که بازرنگی میرحسین موسوی کنار گذاشتند واول احمدیرنژاد امد وبعد فریدون سرخه ا ی حصار همشهری او که کاملا براساس سرقت از مقالاتی که اینجانب بیست سال بر ان کار علمی دادم وبعد جه بلاهایی به سرم اوردند شما چه میدانید اینان که هستند چه میدانید سیاستمداران روحانیت باتفرقه بین اصلاح طلبان ودشمنی با تئوریسین اصلاحات هم دکتر سروش وهم اصلاحات را به خاک وخون میکشانند وخودشان را مجددا بازسازی می نمایند وببخشید به شعور همه اهل علم وتحقیق میخندد.واقعا دیگر چه بگویم مقالات دکتر سروش بگونه ای است که پاسخها بنظر متناقض است ولی باید بیشتر توضیح بدهند تا درک مطالب اسانتر باشد وبهانه بدست مغرضان ندهند اکرم اذربهرام ۷شهریور۱۳۹۵

ا
اکرم اذربهرام

بنام خدا باسلام اینجانب یادادشتی که که جناب جلایی پور مرقوم فرمودند والبته باواسطه در این سایت طرح گردیده است را مطالعه نمودم دیدگاه جناب جلایی پور منصفانه وراهگشاست اینجانب نیز به سهم خویش منتظرم جناب دکتر سروش پاسخ ناقدان نظریه رویای رسولانه را ارائه دهد ودرست هم همین است واینکه چرااقدام به پاسخگویی تفصیلی تری نمی نمایند برای همه سوال است وهمه منتظریم که ایشان به چنین نظریه متهورانه وپرچالشی پاسخهای دقیق تر باذکر جزییات بیشتربدهند وتازه جای خوشحالی وتشکر از منتقدان علمی است که به نظریه توجه نشان دادند.اماایاامثال اینجانب به عنوان یک علاقمندحق دارم دیدگاههای خویش رابنویسم واز مجموع دیدگاههای طرح شده به فهم ادراک خویش نظردهم اما اگر بااستدلال به دفاع از دانشمندی چون سروش نظر دهیم میگویند مرید ومرادی اتفاقا اینجانب علاوه براستدلال مخصوصا از جناب سروش بعنوان حضرت الحق یاد نمودم وباذکر دلیل به بعدعارفانه ایشان اشاره نمودم فقط برای اینکه بگویم این میشود مریدومرادی نه اگر از مقام علمی وبااستدلال علمی ازایشان سخن گفتیم بشود مرید ومرادی .واینجانب به سهم خویش با اینگونه القاب وستایشهای پر طمطراق بشدت مخالفم فقط میخواستم نواندیشان جوان بدانند فرق مرید ومرادی چیست ودفاع عالمانه ومستدل راکه عده ای واقعا مغرضانه ولی بخشی دیگر فهم وبرداشت عالمانه خود ا اینگونه میدانند .اما انچه به نظراینجانب موجب پاسخهای تند دکتر سروش وفرزندانش ویابعضا هم نظران بادکتر سروش شده است برداشت منتقدان به اینکه دکتر سروش ادعا پیامبری نمودند واقعا هرچه دکتر میگوید اینگونه نیست متاسفانه ناقدان نقدهای تندتر وبدون استدلال مینویسند البته بنظرم دکترسروش وفرزندانش وهمه دانش پژوهان عرصه های علمی بدانیم باید تحمل وسعه صدر خودرا بالا ببریم وامادگی هر نقد ی رادشته باشیم اما وابستگی مباحث مطروحه وشخصیتهای اصلاح طلب ومخالفان ان همانطور که اقای جلایی پور اشاره نمودند به جریانات پر چالش وجاری وزنده وعرصه سیاست موجب میشود هردوطیف به دفاع از خود بپردازد وعرصه را برای دیگری خالی ننماید ونگذارد طالب علمان جوان که فاقد پشتوانه واطلاعات سیاسی زنده در چند دهه گذشته کشور بوده اندبه پرتگاه قضاوتهای ناصحیح قرار گیرند ضمن اینکه اقای گنجی تامقطع کنونی از این به به بعدرا نمی دانم ایشان چگونه میشوند ایشان از موثرترین وشخصیت بسیار مهم اصلاحات بوده اند طرح مباحث علمی نظریه سروش وسوالات درقالب مقالات ارزشمندونیز خدمات ایشان در انتشار کتابها ومقالات دکتر سروش وبسط وتوسعه نظریه قبض وبسط بی نظیر وغیرقابل مقایسه با بقیه دوستان وشاگردان دکتر سروش است اقای گنجی کسی است که وقتی به زندان استبداگران افتاد دکتر سروش از ایشان بعنوان شیران در بند یاد نمود بله شیر ی که شیادان وشارلاتانیسم سیاست به اسم دین میخواست اورا زنجیر نماید .امیدوارم خداوند همواره اورا در پناه خاص خود از شر شروران حفظ فرماید .ویادکتر نراقی که کاملا تخصصی تر در حوزه فلسفه ودین تحصیل نمودند وبا نقدوسوالهای نیک وعلمی وتخصصی خودبه بسط وگسترش نظربه قبض وبسط تئوری شریعت تاثیر گذار بودند .ووطرح نقد توسط این عده از دوستان سروش دلسوزانه وکاملاانگیزه خیر خواهانه وبعد علمی دارد .تا عده ای که تحت تاثیر جریانات پرشتاب سیاسی رنگ وچهره باختند .گذشته از این اکنون که این نظریه توسط دکترسروش که یک متشرع ومسلمان با پشتوانه واتکا به نظریه اندیشمندان غرب وشرق به طرح اندیشه های علمی می پردازند چون مسلمان ووطنی است حال که نظریه رویا رسولانه طرح نموده است در معرض اماج اهانت ونقدهای تند قرار میگیرد اما اگر همین نظریه از سوی یک نظریه پر داز غربی مطرح شده بود بعضی از همین ناقدان کاملا دست به عصا می ایستادند و ان را خو ردر طرح د ر بهترین مراکز اکادمی میدانستند میدانید چرا؟؟؟؟؟بدلیل اینکه تئوریسین نیستند فقط کپی پیست مطالب دیگر دانشمن ان است البته منظو رم شخص خاصی نیست .احتما ل میدهم دکتر سر وش متوجه شده است این نظریه مثل بسیاری فرضیه نظریه های دانشمندان ایرانی و مسلمان داشته سرقت میشده است که بلاخره انرا طرح نمو ده است .به تعبیر دکتر شریعتی استعمار فرهنگی نگریستن باچشمان استقراضی به فرهنگ خودوبانظام ارزشی بیگانه است هرچند این تعریف مناسبت علمی ندارد ولی لب حقیقت را بخوبی بیان میدارد وبه تعبیر مولوی که دکتر سروش میفرماید ماهیان ندیده بغیرازاب .پرس پرسان که اب کجاست اینجانب د ریک تحقیق ترم اول ارشد د ر مقاله ای اشاره نمودم که فرهنگ از ایرانی واسلامی قرانی ماانقدر غنی وپار است که توان رقابت بااندیشه های اکادمیک غربی را دارداما اعتماد با نفس از دانش پژ هان ما رخت بربسته است اینجانب نقد جدی به نظریه رویای رسولانه دا رم اما بدلیل عدم چاپ مقالاتم ان راارائه نمی دهم اینجانب طراح واستراتژیست مذاکرات غنی سازی وهسته ای بو دم اما زنان غربی ژست ان رابردند وبنام سیاستمداران از گرد راه رسیده سند زده شد بوی گل را باد برد ومرا د ر تمام ایام مذاکرات خاک برسر نمودند وچه جفاها که ننمودند وعهدامانت رعایت نشد وکلیدهای صلح وقتی در دست سارقان سیاستمدارباشد مطمئن باشید فاجعه های عظیم درراه است حال هرمکری که دارند بنمایند خداوند نعمت ها را میدهداما قدردان نعمتهای خداوند نباشند وعهد امانت رعایت ننمایندان نعمتها به بلاها تبدیل میشود تا شیطان صفتان به اسم صلح مجددا قدرت نیابند ومکر مکاران را باطل و نابود وبه خودشان برمیگرداند .اکرم اذربهرام ۵شهریو ر۱۳۹۵

ن
نیایش

خانم دوست خالص از چه زمانی جناب دکتر سروش ,, (حضرت الحق ) شده اند؟ این اصطلاحات مرید و مراد بازیهای خانقاهی یکی از نشانه های جَهَله صوفیه است! یک نفر دو تا خوابِ خوش ببیند ,, شد عارفِ کاملِ واصل؟ آیا جناب دکتر سروش , در بیداری و نه در خواب,, گوش و چشم برزخی دارند؟! آیا قدرت تصرف در عالم هستی دارند؟! آیا صُور ملکوت را در بیداری و نه در خواب رویت می کنند؟ واقعاً مایه تاسف است از این اندیشه های نابالغانه...

ر
رهگذر

ضمن تأسف برای نظریه‌پردازان حوزۀ فلسفه ودین و مدعی عرفان عملی در حلقۀ نواندیشان این مطلب آقای حمیدرضا جلائی‌پور رو برای مطالعه پیشنهاد می‌کنم البته نه به مریدان چشم‌و‌گوش بستۀ به‌به چه‌چه‌گوی ساده‌لوح! و ضمن درود به شما برای باز نشر این مطلب در وبگاه فیلتر نشده‌تون از سایت گویانیوز دوستانی که تمایل دارن واکنش‌های جناب آقای سهیمی رو در برابر مریدان مغروق اونجا هم رصد کنن؛ لینک همین مطلب در گویانیوز http://news.gooya.com/politics/archives/2016/08/216406.php حمید رضا جلائی‌پور: نکته‌هایی درباره گرد و غبار در مدرسه نواندیشی دینی https://telegram.me/hamidrezajalaeipour/176 https://telegram.me/hamidrezajalaeipour/177 نکته‌هایی درباره گرد و غبار در مدرسه نواندیشی دینی ▫️منظورم از مدرسه نواندیشی دینی همان فضای آگاهی‌بخشی (در بخشی از عرصه فکری ایران) است که در آن احیا و اصلاح دینی (به تعبیر محمود صدری) و بازسازی فکر دینی صورت می‌گیرد. بنا به یک سنخ‌بندی (به نقل از آرش نراقی) میراث نواندیشی دینی در این مدرسه در سه سنخ جای می‌گیرد ـ سنخ «اصلاح فکر دینی» از مطهری تا قابل و کدیور؛ سنخ «بازسازی فکر دینی» از اقبال تا سروش و شبستری؛ و سنخ «معنویت گرایی فرادینی» مانند ملکیان. اصلاح‌طلبان هرکدام بنا به فراخور تربیت دینی، سیر فکری و مطالعات، و شبکه‌ای که در آن قرار دارند (‌و زمینه های دیگر) به یکی از این سنخ‌ها نزدیک‌ترند. در جامعه ایران فرایند احیاگری و اصلاح‌طلبی دینی با فرایند «اصلاح‌گری سیاسی» با هم رابطه تعاملی دارند و جزیره‌های جدای از هم نیستند و اصلاح‌طلبان شایسته نیست بی‌اطلاع از کنار چالش‌های کنونی نواندیشی دینی عبور کنند. هر سه جریان بالا در کمک به بسط اصلاحات سیاسی هم‌داستان و هم‌پیمان بوده‌اند و در برداشتن موانعی از جنس فکر دینی در مسیر دموکراسی کامیاب بوده‌اند. ▫️در ماه‌های اخیر بعد از طرح نظریه‌ی «رویاهای رسولانه» و واکنش‌های به آن در مدرسه نواندیشی دینی گردوغباری ایجاد شده که فضای روشنگری و نقد و بررسی را در این مدرسه آسیب زده و غبار تندی‌ها و حواشی فضای گفتگوهای استدلال‌محور بین چهره‌های این مدرسه را آلوده کرده است. (بخشی از این تندی‌ها در این نوشته‌ی محمد سهیمی گزارش شده‌اند: http://goo.gl/9F6CTG و http://goo.gl/1sFUfR) ▫️اجازه بدهید به زمینه‌ای که این گردو غبار از آن برخواست اشاره کوتاهی بکنم. استاد عبدالکریم سروش، ضمن طرح نظریه‌ی «رویاهای رسولانه» تصریح داشته‌اند که تجربه‌ی نبوی و وحیانی قابل فروکاهش است به آن‌چه در رویاهای پیامبر می‌گذشته است. به تعبیر دیگر نوعی از خواب‌های معنوی و گزارش‌شان و دعوت دیگران به پیروی از اقتضائات این خواب‌ها و اعتماد دیگران به آن (مثلا بر اساس شم نبی‌سنج که به تعبیر غزالی همه می‌توانند داشته باشند) برای نبوت کافی است و برای تعبیر قرآن به روانکاوی و علم تعبیر خواب نیازمندیم. پیش از این هم بسط تجربه‌ی نبوی توسط دیگران را ممکن و مثلا در مورد مولوی محقق می‌دانستند و شان مولوی را از پیامبر و شان مثنوی را از قرآن، اگر نه بالاتر، که پایین‌تر محسوب نمی‌کردند. خود دکتر سروش صراحتا ادعای تجربه‌ی نبوی نکرده است اما به نظرِ آرش نراقی و اکبر گنجی با توجه به این‌که ایشان هم از خواب‌های معنوی‌اش گزارش‌هایی منتشر کرده و تصریح کرده است که اشعاری در خواب به او وحی می‌شود و از آن‌جا که نظرا بسط تجربه‌ی نبوی با همین خواب‌های معنوی را ممکن می‌داند، ادامه‌ی این مسیر می‌تواند به فرقه یا دین جدید بیانجامد. دکتر سروش هم در پاسخ به تندی به هر دو نقد بی‌اعتنایی کرده‌اند و آن را سیاسی و مغرضانه ارزیابی کرده‌اند. شخصا با شیوه‌ی توجیه‌گرایانه‌ و سیاقِ نقدهای اکبر گنجی (http://goo.gl/dw9gvp) مخالفم (و با محتوای این یادداشت محمدعلی مجاهدی همراهم: http://3danet.ir/soroush-mojahedi/) و به شیوه‌ی طرح اجمالی و انتخاب تعبیر فرقه‌سازی و نیت‌کاوی آرش نراقی در یادداشت اول‌اش (http://goo.gl/CK2NPG) منتقدم، ولی به نظرم هر دو نقد حاوی نکاتی است که ارزش پاسخ استدلال‌محور دارد. این منتقدان از نویسندگان این مدرسه، شاگردان عبدالکریم سروش و نیک‌خواهان این جریان‌اند و نقدشان - ولو با خطا - مصداق برخورد سیاسی مغرضانه نیست و شاید بعضی از مواردی که استشمام کرده‌اند و طرحش از خطایی در آینده پیشگیری کند یا لااقل فرصتی است برای روشنگری و ابهام‌زدایی عبدالکریم سروش در پاسخ. حتی اگر خود استاد سروش هیچ نوع تجربه‌ی معنوی نبوی یا خواب رسولانه نداشته باشد، بر اساس نظریه ایشان دیگران می‌توانند چنین ادعایی بکنند. محسن زندی هم در نوشته‌اش با عنوان «رؤیای رسولانه، یا امواج آلفا، بتا،‌ تتا،‌ و دلتای محمدی (ص)» استدلال کرده است که اگر واقعا طبق دعوت عبدالکریم سروش پای روانکاوی و خواب‌شناسی علمی را برای تحلیل و تاویل قرآن باز کنیم، قرآن فروکاسته می‌شود به بازتاب آرزوها و ناکامی‌ها و زندگی ۶۳ ساله‌ی پیامبر در محیط عربی چهارده قرن پیش (رجوع کنید به: http://www.dinonline.com/doc/article/fa/6574/). نقدهای بسیاری از نواندیشان دینی شاخص به این نظریه و ابهامات و ناسازگاری‌های درونی و نتایجش هم معتنابه و در خور پاسخ از استاد سوی سروش‌اند. ▫️به نظرم استاد سروش «یکی از ده متفکر تاثیرگذار صد ساله ایران» است و همه‌ی ما شاگردان او بوده‌ایم و مدیون تلاش‌ها و نظرورزی‌های او هستیم، ولی این شان ویژه‌ی او، آرای او را از نقد - و لو صریح و رادیکال - معاف نمی‌کند. و به نظرم نقدهای آرش نراقی، محمد سهیمی و اکبر گنجی، از جمله نقدهایی‌اند که شایسته‌ی پاسخ‌اند، نه فروکفتن در نیم ‌جمله، گرچه شخصا با هر سه منتقد اختلاف نظر دارم. شایسته‌ و اخلاقی این است که وقتی منتقدان از چهره‌های شاخص‌اند، خود نویسنده به منتقدان پاسخ بدهند و به پاسخ هواداران اکتفا نکند. این درست است که سهم کار فکری سروش با گنجی و نراقی در مدرسه نواندیشان دینی هم‌اندازه نیست و خود منتقدان هم به شاگردی عبدالکریم سروش معترف‌اند، ولی هر دو منتقد جدی‌اند و نویسنده‌ی کیهان نیستند! به نظرم آرش نراقی، با همه‌ی نقدهایی که می‌توانیم به آثارش و نقدش داشته باشیم، قوی‌ترین شاگرد عبدالکریم سروش و در فلسفه‌ی اخلاق و الهیات نواندیشانه‌ی اسلامی، در کنار ابوالقاسم فنایی، قوی‌ترین چهره‌ی این مدرسه است. این‌که سروش دباغ (فرزند عبدالکریم شروش) گنجی را بولتن‌نویس سپاه بخواند و در پاسخ به نقد او - ولو پرخطا - حمله‌ی شخصی تند و غیر منتظره بکند به ضرر این مدرسه است. هر دو منتقد از نزدیک‌ترین یاران عبدالکریم سروش بوده‌اند و سایر منتقدان شاخص این نظریه هم از چهره‌های اصلی این جریان‌اند و مغرضانه و سیاسی‌خواندنِ نقدشان نیت‌خوانی ناروا است. ▫️اجازه بدهید به یک رفتار خوب در تاریخ این مدرسه اشاره کنم. من بعنوان یک دانش‌آموز مدرسه نواندیشی دینی با پروژه «از کنار دین گذشتن ملکیان به نام معنویت» همراه نیستم. ولی مصطفی ملکیان یک خصیصه عالی و اخلاقی (و به لحاظ منشی و روشی قابل دفاع) دارد و آن هم این است که وقتی او را نقد می‌کنید، ولو رادیکال و پرخطا، به طور برابر کنارت می‌نشیند، خوب گوش می‌دهد، جواب را خودش می‌دهد، به اطرافیان احاله نمی‌کند و هیچ وقت نقد منتقدان را با برچسب مغرضانه یا سیاسی بی‌مقدار نخوانده است، حتی وقتی از سوی چهره‌های فکری راست افراطی در قم طرح شده‌اند، چه برسد به دوستان و شاگردان. یا محمد مجتهد شبستری نقدها را گوش می‌دهد و بعدا در کلاس‌هایش به آن جواب می‌دهد، بدون نادیده گرفتن منتقدان یا سیاسی و مغرضانه خواندن نقدهایشان. متاسفانه عبدالکریم سروش در بحث‌ها و نقد‌های برابر کم شرکت می‌کند. در حالی‌که پیامد مهم التزام به «عقلانیت نقاد» نیازمندی محقق به نقد و باور او به ظرفیت گفتگو برای یافتن خطا است. نیمی از میراث مکتوب هابرماس پاسخ‌هایی است که به نقد دیگران داده است. استاد سروش هم در موارد کم‌شماری - از جمله در پاسخ به آیت الله سبحانی و عبدالعلی بازرگان - چنین کرده‌اند اما در موارد پرشمارتری منتقدانش را به زبان تحقیر یا به تندی و بدون انصاف مورد انتظار نواخته است (از حداد عادل و داوری اردکانی تا خاتمی و فرهادپور و نراقی و گنجی). شایسته است پاسخ‌های متین و استدلال‌محور به شاگردان سابق او و چهره‌های معتنابه کنونی این جریان و حتی منتقدان رادیکال ولی نیک‌خواه هم داده شود. منتقدان اصلی و جدی «رویاهای رسولانه» بخش اعظم نواندیشان دینی را تشکیل می‌دهند و کاش با آن‌ها همچون بولتن‌نویسان کیهانی برخورد نشود. ▫️به نظر می‌رسد این گرد و خاک در مدرسه نواندشان دینی جز با التزام به قواعد و آداب گفت و گو آرام نگیرد.

ا
امير

بسمعه تعالي اگر نوشته هاي فوق اقاي سهيمي را به منزله ي دلسوزي شما براي جريان روشنفكري و نوانديشي بگيريم لازم است يه سري نكات رو بهش توجه كنيم: ١. در ميان اين جدال ها كه جديدا به راه افتاده ( كه مطمئنا ضرر رسان هست) مقاله فوق نه تنها مرهمي بر زخم ها نيست بلكه جدال ها رو شديدتر ميكند و ياد آور زخم هاي گذشته ميشود! ٢. اگر مقاله فوق را درست بگيريم ( از لحاظ مستند بودن) با توجه به لحن نويسنده ، بايد هر فرد را به ازاي هر بار عصبانيت كنار گذاشت و كاملا مشخصه كه هيچ انساني هم فوق خطا نبست پس نوشتن مقاله اي با اين حجم و بيان اشكالات افراد نميتواند صحيح باشد! ٣. ان شا الله كه قصد نويسنده خير باشد اما از آب گل آلود ماهي گرفتن صحيح نيست...

ا
الف

این پاسخ ندادن ها از روی عصبانیت نیست ، بلکه نشانه غلط بودن ادعا ها وفرار از بحث است. مدعیان دیگر نیز کافی است ادعا های خود را طرح کنند تا آنها نیز به بن بست برسند.انکار اصول متعالی دین و انکار قرآن و عترت نتیجه ای بجز این ندارد.

ا
الف

بافندگی"خواب و خوابگزاری" نتایج منفی زیر را دارد: اول- این بافندگی بر خلاف خود قران است زیرا قران "کلام خدا" و" کتاب خدا "است . دوم- و بر خلاف فرمایش خود پیامبر(صلی ا لله علیه واله) است زیرا ان حضرت قران را "کتاب خدا معرفی فرموده اند. سوم- خواب وخوابگزاری یک تدوین علمی نیست و به هیچ علمی مربوط نمی شودو خود نیازمند وحی است. چهارم- این با عصمت پیامبر در تناقض است ومیدانیم که عصمت ان حضرت در ایات قران تاکید شده است . پنجم- این بافندگی به هیچ سوالی در باره ایات قران پاسخ نمی دهد . ششم- و به پیامبر نسبت های نارواوتوهین کننده و بدون دلیل می دهد مانند فرو رفتن در عالم خیال و ناهشیاری یعنی همان نسبت هایی که عرفای اصطلاحی برای خود بکار می برند مانند کلمات مشرکین وکفار که به ان حضرت می گفتند. این است خلا صه ای از محتوای توهم "خواب وخوابگزاری".

ی
یک دوست خالص اکرم اذربهرام

بنام خدا باسلام به نظراینجانب اقای سهیمی درکمین صیدماهی از اب گل الود است تهیه مجموعه ای از انتقادات دردومقاله کلید زدن یک پروژه جدید علیه دکتر سروش می باشد وایشان کوشش می نمایند بین دوستان وشاگردان دکتر سروش مانند اقای نراقی وجناب اقای گنجی اختلافات را دامن بزنند ومثلا انان را تحت تاثیر خود قرار دهند واین توهین به شعور اقایان گنجی ونراقی است وبقیه منتقدین ودوستان ایشان است

a
ali

با سلام خدمت جناب آقای سهیمی چند نکته: 1- شما برای ادعاهای خود در مورد دکتر سروش و مواجهه ایشان با منتقدان خود نقل هایی آورده اید ولی مواردی نیز وجود دارد که خلاف ادعاهای شماست که از ذکر آن ها خودداری نموده اید نمونه های آن نقد جناب آقای خرمشاهی ،نقد آقای محسن آرمین ،نقد آقای سبحانی , نقد مرحوم آقا ی منتظری در مورد رویای رسولانه، همچنین نقد آقای بهمن پور که نه تنها هیچ درشتی به منتقدین در پاسخ ها وجود ندارد بلکه همیشه مثلا از آقای منتظری و خرمشاهی با تجلیل یاد کرده اند 2- آقایان گنجی و نراقی اتهامی به آقای دکتر سروش وارد دانسته اند که در رد آن اتهام نشانه هایی در سخنان دکتر سروش هست بسیار در سخنان دکتر سروش وقتی از نقدی به مولانا یاد کرده اند فاصله خود با ایشان و تواضع فراوان یاد شده،در اشعار ایشان خطاب به پیامبر خود را خاکبوس پیامبر دانسته و البته نشانه های فراوان دیگر،در سوالاتی از ایشان پاسخ فقهی خواسته اند که ایشان گفته اند من فقیه نیستم از فقها بپرسید ، در مورد ترجمه قرآن از ایشان سوال می شود و اینکه چرا ایشان ترجمه ای ننموده ایشان از عدم توانایی خود ذکر نموده، در ابتدای جلسات سخنرانی گاهی از ایشان از تجلیل شده و ایشان در پاسخ گفته اند که آن ذره که در حساب نایدماییم 3- سوالاتی گاهی از ایشان شده که پاسخ ایشان نمی دانم بوده است 4- البته نباید بت ذهنی داشته باشیم دکتر سروش هم مانند هر انسان دیگری گاهی عصبانی می شود و کوره بدرمی رود و سخنی می گوید که قابل قبول نیست اما مثلا ویتگنشتاین هم بد خو بوده ولی آثار او را دور نینداخته اند 5- اقای سهیمی ، دکتر آرش نراقی و البته اکبر گنجی شرط انصاف علمی را رعایت نکرده اند چون مواردی که ادعای آن ها رد می شود را کنار نهاده اند 6- آقای دکتر نراقی نظری در مورد حقوق افراد هم جنس باز گفته اند و در جایی که بعضی البته به غلط به ایشان نسبتی داده اند ایشان به درستی بسیار ناراحت شده اند ایشان باید در مورد اتهام بدون پشتوانه کافی خود در مورد دکترسروش خود را درمقام دکتر سروش قرار دهند آقای اکبر گنجی ادعاهایی در مورد آزادی و تئوری ولایت فقیه داشتند و به همین به دادگاه و زندان رفتند ولی همان رفتار قاضی و دادگاه د رمورد خود را وقتی در مقام قضاوت قرار گرفته به دکتر سروش نسبت داده 7- تئوری رویای رسولانه به مکانیسم وحی پرداخته نه به هستی ،چیستی و وجود شناسی وحی اگر کسی نقدی به این تئوری دارد که البته نقدهای قابل تامل زیاد است لازم است بدیل خود را برای این تئوری ذکر کند همه سوالات مربوط به یک تئوری از ارائه دهنده تئوری خواستن شاید تفتن نداشتن به مفهوم تئوری است دکتر سروش در دوجلسه پرسش و پاسخ اذهان نموده که پاسخ همه سوالات در این مورد را نمی داند و این تا زمانی که تئوری قوی تر ی ارائه نشود این تئوری را از میدان به در نخواهد کرد 8-بر اساس ادعای دکتر سروش وحی نسبتی جدی با تجربه دینی دارد و در بسط تجربه نبوی آورده اند می توان به بالا وصول بود و دریافتی از بالا داشت ولی نقش پیامبری را نداشت پس بر اساس تئوری رویای رسولانه می توان دریافت وحی را داشت ولی دیگر کسی پیامبر نخواهدبود اگر نقصی در اینجا هست به آن تئوری است شما نمی توانید دریافت وحی را از تئوری رویالی رسولانه بگیرد و نسبت پیامبری را از جای دیگری به آن بچسبانید 9- آقای سهیمی ناراحت نشوید ولی به نظر این بنده کمترین جنابعالی قبل از نوشتن این دو مقاله تکلیف خود را با دکتر سروش مشخص نموداید و همین باعث شده خطاهای خود را نبینید انصاف علمی کم کردن حب و بغض هاست

ی
یک دوست خالص اکرم اذربهرام

بنام خدا باسلام .ایه ۷۲سوره احزاب از ایات دشوار ومتشابه قران است که براستی قرنهاست مفسرین وشارحان ودین شناسان وپژوهشگران حوزه قران وسیره نبوی را به چالشی سنگین فرامیخواند انجا که میفرماید انا عرضناالامانه علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها وحملها والانسان انه کان ظلوما جهولا.امانت رابراسمانها وزمین وکوهها عرضه داشتیم انها از حمل ان اباکردند واز ان هراس داشتند وترسیدند اماانسان انرا بردوش کشیداوبسیارظالم وجاهل بودودرایه بعدواخرین ایه سوره هدف از عرضه امانت رااینگونه شرح میدهدکه: تازنان ومردان منافق وزنان مردان مشرک را عذاب کند وا زنان ومردان مومن د رگذرد و براستی که خداوند بسیارامرزنده مهربان است .ودرایات قبل از عهدامانت اشاره می فرماید:که ای کسانی که ایمان اوردیدخدا ترس باشید وبحق سخن بگویید تاخداوند اعمالتان را اصلاح فرماید واز گناهتان درگذردوهرکه اطاعت خدا ورس ل کند به پیروزی بزرگی نائل امده است .همان گونه که در ایه عهدامانت تصریح گردیده است امانتداری از اعاظم وبرترین ویژگی های است که ادمی می باید داشته باشد تاواجد شرایط بندگی خداوند و نیز مسئولیت هدایت ونجات بندگان خداوند در زمین رابرعهده گیرد .تاریخ بشر سراسر جنگ وخون ریزی بخاطر جاه طلبی وغرور خودخواهی وبرتری طلبی وحقد وحسادت وحرص وظلوماوجهولا بودن انسان بوده است واکنون که خرد جمعی میکوشد جانشین انسان ظالم وجاهل ومستبدگردد متاسفانه کانون فساد وحرص وخودخواهی ازکسانی برمیخیزد که باید عهد امانت را رعایت نمایند اما اساتید دانشمندان مورد اعتما د دانشگاههای برتر درجهان باانهمه جایگاه واسم ورسم کف و چنگ کتابهای منتشره واواز شهرت وافتخار که دارند متاسفانه تحمل قبول اندیشه های نو و تحول برانگیز دانشجوی محقق گمنامی راکه پرده از رازهای این جهان برمیدارد را ندارندو زحمات علمی وپژوهشی دانشجویان ومراکز علمی که به امانت به انان سپرده میشو د رامثل اب خوردن سرقت مینمایند .مقاله ای برای چاپ به مجله وروزنامه های معتبر میدهی اماسراز نویسندگان معروف در می ا ورد ویا به بهایی گران به مراکز دانشگاهی تحقیقاتی خارج از کشو ر بفروش می سانند ویابه اسم نویسندگان ومحققین و سیاستمداران قدرت طلب که دم از دموکراسی وحاکمیت قانون وخردجمعی میزنند درمی او رد و اساتیدمورداعتمادومراکز تحقیقاتی معتبرجانشین پادشاهان ومستبدین تاریخ میگردند تحقیقات کلیدی که سخن خداو پیامبر است وبرامور اخلاقی وسعادت بشر تاکید میو رزدتوسط جاسوسان داخل وخارج از سایتها به سرقت میر ود وسراز گنگره جهانی در می اورد چرا ؟؟؟چون عهد امانت ورفرنس دهی تحقیقات علمی رارعایت نمی نمایند وباکمال ناباوری دانشمندان صاحب اسم وشهرت رامیبینیم که از بیماری سرقت علمی دانش پژوهان رنج می برند و تا فشار قانون وترس از شکایت ودادگاه نباشد هیچ نگرانی از اعمال زشت قبیح ندارند وهیچ امانتی رعایت نمی شود والا جهان اینگونه به جنگ وخون ریزی وفساد وتباهی نمی چرخید .دوتا تحقیق مهم وبنیادین اینجانب که بد ون ذ ره ای تردید جهان را به ارامش وسعادت نهایی میرساند را غا رتگران جهان علم وسیاست به سرقت بردندواین است چهره وباطن زنان ومردان منافق ومشرک که عهد امانت رارعایت نمی نمایند واین است که همواره جهان انسانی د ر اتش وخون باید نابود شو د هرچه بیشتر تلاش مینمایم که مقالاتم اشکاروچاپ گردد اماامانتداری وجود ندارد مقالات اینجانب راه صلح در جهان را ارائه داده است و نیز راز و رمزوباطن خوابهای ورویای بشر رارمز گشایی نموده است اما امانتداری وجودندارد.اکرم اذ ربهرام

م
مجتبی

درود و وقت بخیر؛ به گونه ای پراکنده خوانده و شنیده بودم که جناب سروش سخت بر منتقدانش می تازد. اما به راستی در شگفتم که چرا استاد آن گونه که در نوشتار نگارنده اشارت رفت با پشتوانه دانش خود منتقدان را پاسخ نمی گوید؟ پرسش آن است که این گونه سخن گفتن چه روست؟ شوربختانه شاید در این میان یک دلیل قوت بیشتری می یابد و آن "خود برتربینی" باشد. تا هنگامی که به پاسخی درخور شنیده نشود داوری ام به عنوان شهروندی معمولی همین خواهد بود.

ا
الف

روی سخن با نویسنده مقاله بالااست : بافندگی " خواب و خواب گزاری " انقدر پر تناقض و مضحک و بر ضد عقل و علم و دین است که برای رد ان نیاز به استناد نمودن به نوشته های دیگران نیست. بلکه نقض ان به فراوانی در خودش موجوداست. نکته دیگر این است که شهرت طلبان راه های متفاوتی را برای فریب دادن انتخاب میکنند.اثبات انحرافی بودن و باطل بودن یکی از انها به معنی تایید باطل های دیگر نیست. خود منحرفین نیز با یکدیگر اختلاف دارند.حق یکی است که با دلیل شناخته می شود . باطل ها بی شمارند و هریک از انها نیز با دلیل رد میشوند.کسی که باطلی را رد می کند ولی هرگز از هیچ سخن حقی دم نمی زند خودش نیز در دام باطل دیگری گرفتار است. واقعیت گواهی می دهد : این اصول متعالی اسلام است که در طول چهارده قرن تمام باطل ها را شکست داده و همچنان می درخشد.برای اثبات یکی از اصول لازم نیست از انکار کنندگان اصول دیگر کمک بگیریم.

ع
عبید

با سلام به نظر بنده این مستندات بسیار جالبی است که تئوری آقای دکتر رنانی را تأیید می کند در مورد اینکه: ((اندیشمندان ما توانایی گفتگو ندارند و این معضل اساسی جامعه در قدم نهادن در راه توسعه است)) و توسعه و فرآیند آن را سالهاست که زمین گیر کرده است. چفدر نکو است که اندیشمندان ما صبر داشته باشند و بتوانند با هم گفتگو کنند

ا
الف

ادعا های پر تناقض و غلط نشانه تاریک فکری است. شما اول اندیشمند را تعریف کنید سپس در باره اندیشمندان سخن بگویید.

ا
امیر

اگر اندیشمند بودند گفتگو میکردند مشکل این است که دنبال مشهور شدن و جایگاه اجتماعی و احترام هستند و با تخریب احترام مفاهیم محترم در جامعه در یک defense mechanismمکانیسم دفاعی روانی حس حقارت خود را با حمله به افراد و چیزهای محترم فر می نشانند.هر چقدر به مفهوم والاتری بتازی مشهور تر میشوی پس از بالای بالا شروع کن تا نون اب بیشتر نسیبت شود.

ش
شاهد

خسته نباشی نویسنده عزیز نوشته خوبی بود.

ع
على

به نظر من تمام گفته هاى آقاى دكتر سروش به منتقدينشان به حق بوده وآنها كاملا استحقاق اين تلنگر ها راداشته اند