اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
كتاب «قرآن المؤرخين» هو ثمرة أبحاث مؤرخين بارزين يدرسون أصل النص القرآني وتشكّله بمنهج تاريخي نقدي، ومن دون الاعتماد على الروايات التقليدية. تقدم هذه المجموعة صورة جديدة عن تطوّر الإسلام والملامح التاريخية للنبي.

«قرآن المؤرخين»* الذي صدر في أواخر عام 2019، هو كتاب أو لنقل موسوعة فريدة من نوعها، وهي حصيلة أبحاث حوالي ثلاثين مؤرخًا وباحثًا بارزًا في الأديان أحيانًا، تحت إشراف «محمد علي أمير معزي» و«غيوم دي». لقد كتبنا عن أمير معزي من قبل وهو معروف في إيران على أي حال، أما غيوم دي فهو أيضًا باحث مرموق ودقيق للغاية وصاحب نظر، له خلفية في الدراسات الفلسفية ثم علوم القرآن والإسلام، ويستحق أن نكتب عنه بشكل منفصل.
أما هذه الموسوعة الضخمة التي تقع في أربعة آلاف صفحة، فهي دراسة تاريخية نقدية للقرآن وفق المنهج العلمي في بحث النصوص. من النوع الغائب تمامًا في عالمنا الإسلامي وفي دراساتنا القرآنية، ولا أقصد فقط الحوزات التقليدية، بل الأمر كذلك بالنسبة للمفكرين الدينيين الجدد من كل الاتجاهات. إنه عالم بحثي آخر تمامًا بمبادئ ومصادر ومناهج مختلفة كليًا. من ذاك النوع من الأبحاث الذي أُجري ويُجرى منذ زمن طويل على نصوص العهد القديم والجديد، وبقي القرآن بالطبع على الهامش إلى حد ما أو حبيسًا لدى الباحثين الأكاديميين. المجلد الأول هو مقدمة طويلة من ألف صفحة تتضمن مقالات تاريخية ونقدية وبحثية مطولة أحيانًا، ثم يأتي شرح نص القرآن نفسه، بالطريقة ذاتها، في مجلدين آخرين في ألفين وأربعمائة صفحة، وأخيرًا مجلد رابع حول الأعلام القرآنية يُنشر ويُقدم بشكل منفصل. لكن المقدمة الابتدائية قد استبعدت تقريبًا كافة المصادر الإسلامية ورواياتها، التي تفصلها فجوة زمنية قدرها مئتا عام عن فترة تشكل القرآن، واستعاضت عنها بدراسات في تحقيق النصوص وفقه اللغة والسيميائيات والتاريخ حول أصل نص القرآن ومصادره وكيفية تشكله بين الدفتين. في أي فترة تشكل هذا النص وفي أي سياق ديني عام في شبه الجزيرة وما حولها؟ من كان جمهوره المخاطب؟ ما هي رسالته الأولى وما الذي تحول منها شيئًا فشيئًا لاحقًا؟ أي أجزائه تعود على الأرجح إلى عهد النبي نفسه، أو على الأقل بداية «نبوته»، مثل الإنذارات الأخروية و«اقتراب الساعة» ونهاية العالم، وأي أجزائه، مثل تناول الجزية من قبل أهل الكتاب، قد أُضيفت في فترات لاحقة، خصوصًا في عهد الخلافة والإمبراطورية العربية الناشئة زمن عبد الملك بن مروان، وفقًا للشواهد والقرائن التاريخية وعلم النص. ما هي علامات تغير النص وتحوله ومتى قُدم كنص مقدس للدين الجديد. على سبيل المثال، أُشير في مقال إلى الأدوار المختلفة للمسيح في القرآن، فهو تارة غائب تمامًا في سياق ذكر الأنبياء، وتارة له دور هامشي، وتارة أخرى، من قبيل الصدفة، يحتل مكانة محورية جدًا في آخر الزمان... أو الإشارة إليه في قالب روح الله وكلمة الله وهما بالفعل مصطلحان مسيحيان معقدان، والسؤال هنا: من كان جمهورهما المخاطب؟ الاعتقاد السائد لدى هؤلاء الباحثين هو أن آثار الحك والتصحيح على مدى قرن تقريبًا واضحة في القرآن، وقد أظهروا شواهدها هنا وهناك. بُذل جهد كبير لمعرفة سبب البنية غير المتماسكة وتناقضات النص، ما سُمي لاحقًا في التراث الإسلامي بالناسخ والمنسوخ.
فيما يتعلق بالمصادر، من نصوص أو معلومات متبقية من نصارى شبه الجزيرة إلى المسيحية النسطورية في الإمبراطورية الساسانية والمسيحية الإثيوبية التي التقت جميعها في شبه الجزيرة، و«الألفاظ الدخيلة» تنبئ بتأثيرها، والنصوص المسيحية السريانية التي تنتمي إليها الكثير من المصطلحات العبادية الأساسية الواردة في النص وليس لها سابقة عربية، ومنها «قرآن» و«سورة» و«آية» والصلاة والزكاة وأسماء الأنبياء في القرآن، مقابل صورتها العربية. تيارات يهودية-مسيحية خاصة أخرى في شبه الجزيرة تفسر سبب الوجه المختلف لأنبياء اليهود وللمسيح نفسه عن المدرستين اليهودية والمسيحية الأرثوذكسية السائدتين في ذلك العصر. النقطة البالغة الأهمية هي تناول المصادر المعاصرة لظهور الدين الجديد، إذا ما كان يُعتبر أصلًا دينًا جديدًا آنذاك. أي المصادر المسيحية واليهودية والإيرانية وآثار أخرى، وكيف كان انعكاس هذا الدين الجديد في تلك النصوص. مصدر آخر هو الكتابات الجدارية (الغرافيتي) المتبقية من العهد المبكر للإسلام في شبه الجزيرة.
خصوصا آنچه جای دیگر به سادگی نمییابیم تحقیقات دور و درازی است که به چهره تاریخی پیامبر میپردازد و برای آن که سیرت ابن هشام و مغازی و تاریخ طبری خوانده باشد، مایه شگفتی گرچه ناامیدکننده است. این که ما از چهره تاریخی محمّد خیلی خیلی کمتر از آن چیزی میدانیم که میپنداریم و شاید تصویر تاریخی او به کل از دست رفته باشد. برای مثال، حتی سال وفات پیامبر، و نه روز و ماه... چرا که منابع کهنتر غیراسلامی، گزارش دیگری دادهاند. از سوی دیگر، این نقد بر منابع، دست کم این را هم توضیح میدهد که علّت تناقضهای این چهره تاریخی چیست، نمونه رحمت و شفقت از یک سو و قتلهای دسته جمعی از سوی دیگر... امروزه روشن است که این مسایل با بررسی روایتهای «معنعن» که فلانی از قول فلانی از قول فلانی و تردید در اعتبار این و آن شخص حل نمیشود. این محققان با روشهای خاص خود این منابع را نقد کردهاند. اشاره میکنند که باید بین سطور را هم خواند تا دریافت که انگیزه پشت سر این روایات، شکل گرفته در زمانهای مختلف البته، چه بوده و هر جا به کدام خواسته دینی یا حکومتی پاسخ میداده است تا بعد که در حدود قرن سوم و چهارم این همه روایات بسیار متناقض کم و بیش شکل ارتدکسی به خود گرفته و روایت غالب مسلمانان شده است.
نکته دیگر که اشاره کردیم در باب خود تصویر دین اسلام است در متون معاصر غیر اسلامی که به درک ما از شکلگیری اسلام کمک میکند. آنچه به ظاهر در ابتدا یک نحله عربی از طیف ادیان مسیحی-یهودی بوده، چنان که از آن همه گفتگو و جدل مکرر با نصارا و یهودیان شبه جزیره در قرآن مییابیم، و بعد البته در سایه قدرت سیاسی، امپراطوری عظیمی که ناگهان برآمده و نقشه جهان را تغییر داده، از سنت خود جدا شده و همچون «اسلام، دین جدید» هویت مستقلی یافته است. همچنین این تحقیقات تصویر جدیدی میدهد از عقاید اعراب «جاهلی» که وزن اجتماعی آنها در قرآن قابل قیاس با آنچه در روایات سیَر اسلامی دو سه قرن بعد میخوانیم نیست به این معنی که فضای دینی شبه جزیره، از اعراب بیابان که بگذریم، در میانه ادیان «ابراهیمی» و البته ایرانی بوده است و اسلام در این محیط برخاسته است. در سایه همین پژوهشها بسیاری از اصطلاحات قرآنی، در سایه تحقیقات تاریخی و لغتشناسی، دوباره معنی میشوند یا ما تحول معنایی آنها را میبینیم که ارجاعات جدیدی مییابند. نکته دیگر، بررسی تاثیر تنازعات دایم و جنگهای داخلی، از عهد پیامبر تا جنگهای رده، تا فتوحات عهد عمر، تا جنگهای داخلی عهد خلافت علی و کشمکشهای سیاسی خونریز بعدی... که از خصوصیات تاریخ آغازین اسلام است، در شکلگیری متن قرآنی است.
بخش بسیار مهمّ دیگر، احکام قرآنی است که هر حکم، در قیاس با آیینهای عصر از کجا برآمده یا چه تغییری کرده و به هر حال ریشه آن چه بوده. نمونه خیلی جالب، همین آیه بحثانگیز «حجاب» است که به واقع ترجمه کم و بیش کلمه به کلمه از حُکمی مسیحی به زبان سریانی است که اصلش را هم نشان میدهند و شما تصوّر کنید که بعدها این حکم، با تفسیرهای شدید و غلیظ، چه کرده است. به همین ترتیب احکام حدود دیگر... همین جا بگوییم که نویسندگان توجیهی تاریخی دارند که چرا مسلمانان در میان احکام یا سخنان متناقض در قرآن، به عنوان مثال در خصوص شراب، که گفتیم بعدها از منظر دینی منسوخ فرض شده توگویی خداوند از سر برخی مصالح از نظر خود بازگشته است و البته توجیهات تاریخی آن دیگر است، عموما حکم سختتر را برگرفتهاند و به نوعی آن را آیین و شعار متمایز خود قرار دادهاند.
در کل این پژوهش حاصل تحقیقات قرآنپژوهی آکادمیک غربی را از عهد نولدکه و گلدزیهر تا انقلاب پژوهشی قرآنی دهه هفتاد تا تحقیقات راهگشای بسیار اخیر از گرافیتیها، بررسی بهتر منابع سریانی و اتیوپی و غیره را جمع کرده و در کنار هم قرار داده و به نوعی این گفتگو را در آنجا هم ممکن کرده است. مقصود آن که این همه سخنان متفاوت به چشم ما، که بر کنار آسوده چو پرگار میرویم، انقلابی و شگفتانگیز و گاه عجیب و شتابزده مینماید، آن هم در مقابل «علم هزار ساله» محکم مفروضی که پاسخ همه سوالات را دارد، مبتنی بر منابعی که دو سه قرن بعد از حیات پیامبر، از نقل هیچ جزییاتی از قول و فعل او و اسباب النزول قرآن غفلت نکرده است... امّا نه، این نظریات قرآنشناسی هم، با حیاتی دور از چشم ما، سابقه بلندی دارند و در معرض نقدهای علمی بودهاند و اینک چکیده تحقیقات قرآنپژوهان غربی از حلقه خاص بیرون آمده و به خلق عام ارایه شده است.
من البديهي أن هذا التعريف لا يعني تأييد أو قبول جميع فرضيات ومقولات هذه الأبحاث، بل هو نموذج للفحص المنهجي والعلمي لنص قديم يعود للقرن السابع الميلادي يُدعى القرآن، بنظرة خالية من المعتقدات الدينية والمذهبية، لا تخشى على الأقل من طرح أسئلة واضحة، وإجاباتها، مقنعة كانت أم لا، ليست من قبيل الإنشاءات المعتادة والمنقولة... وقد صدرت انتقادات على هذه المجموعة أيضاً، وهذه ضرورة من ضرورات البحث العلمي.
أما بخصوص الألفين وأربعمائة صفحة الأخرى! التي تناولت نص القرآن بالطريقة نفسها، في قالب منتظم، سورة سورة وآية آية، فينبغي أن نكتب عنها بشكل منفصل ونأتي بأمثلة. لقد اطلعت على بضعة نماذج، بشأن بعض الآيات المثيرة للجدل، كمريم التي خوطبت بـ «أخت هارون»، أو حيث يُسأل عيسى: أأنت قلت للناس «اتخذوني وأمي إلهين من دون الله؟» وكأن مريم حلت محل الروح القدس، وأن هذا من منظور المتخصصين في الديانات المسيحية-اليهودية القديمة، يعكس معتقدات أي تيار ديني. هذا القسم الثاني من الشروح التاريخية-العلمية على نص القرآن، باستثناء ما قدمه مايكل كوك في التسعينيات وهو بالطبع ليس بهذه الأبعاد، لا سابقة له.
قيل هذا الخلاصة رأساً على عقب... لكن متى سنقرأ هذه المجموعة كما ينبغي؟ لقد أورد مؤلفو الكتاب جملة لنيتشه في مستهل الدفتر الثاني مفادها أن علم اللغة هو فن القراءة البطيئة... فسأطلب من الحق قوة وتوفيقاً، ولغطاً، لأنقش هذا الجبل الشاهق بالإبرة!
* Le Coran des historiens (Coffret), 3408 pages - nov. 2019
Les edition du Cerf, Avec la collaboration de : Guillaume Dye, Mohammad Ali Amir-Moezzi
.
.
.
.
العلوم السياسية
الدين
الدين
الدين
علم الاجتماع
نقاش حول هذا المقال٧ تعليق
بر خلاف مجتبي ، واكنش برخي مخاطبان را كاملا" طبيعي ميدانم زيرا عده زيادي از مومنان ، تصور مي كنند متوني كه از كودكي در اختيار داشته اند ، براي قضاوت و انتخاب سلوك معنوي كافي بوده و بيش از آن نه تنها نياز نيست بلكه تشتت افكار آورده و آنان را از راه حق دور مي كند در صورتيكه اين روش فكري ، دقيقا" همان چيزي است كه كشور ما را از انديشه ورزي غير جانبدارانه دور ساخته و دعواهاي تاريخي بي پاياني به وجود مي آورد . اول اينكه اين كتاب لزوما" رد مفاهيم قرآني نيست بلكه در بعضي موارد ، وقايع تاريخي كه واقعا" وجود داشته و ما از آنها بي خبريم را بازگو مي كند (به عنوان مثال ، تعداد كسوف و زلزله هايي كه در آن دوران و در آن سرزمين اتفاق افتاده و مردم آن سرزمين را به نزديكي پايان جهان باورمند ساخته ، آيا ما در اين زمان با باورهاي سنتي بسيار محدود و نارسا از آنها باخبر بوده ايم؟)دوم اينكه نه تنها براي آزاد انديشي بايد تعصب را كنار ذاشت . بلكه تعصب مانع تفكر و تعقل منطقي است . چه كسي گفته مطالعه متوني كه زمينه هاي علمي و تاريخي ما را نسبت به ريشه هاي قرآن تغيير و بهبود دهد ، به معني كافر شدن است ؟ اتفاقا" هر قدر آگاه تر شويم ، ايمان قلبي ما و حتي يقين ما عميق تر و قابل پذيرش تر مي شود . در جايي از مرحوم مطهري خواندم آن ايدئولوژي صحيح است كه بتواند از پس نقدها برآيد نه اينكه بگويد هيچ نقدي گفته نشود و من با همان تفكر سنتي و متعصب تا آخر خواهم ماند .به همين دليل است كه جمع قابل توجهي از فرزندان ما از ايدئولوژي پدران خود گريزانند چون با علوم امروز همخواني ندارد. از اينها گذشته اگر قرار باشد مطالعه صرف يك كتاب ، ايمان ما را به هم بريزد به اين معني است كه ايمان ما اصلا" ايمان نبوده و صرفا" تكرار يك سنت است . به شخصه معتقدم همانگونه كه همه ما در خانه تكاني ، اجسام زائد را دور ريخته و وسايل ارزشمند را در جايي بهتر قرار ميدهيم ، به همين ترتيب هم بايد بامطالعه عميق و تعقل همراه با آزاد انديشي باورهاي نادرست را به دور ريخته و انديشه هاي خوب را در اعماق قلب خود به يادگار بگيريم . بسيار گفته شده كه مرحوم علامه طباطبايي ، مباحث درس را به گونه اي شروع مي كردند كه اگر كسي نمي دانست تصور مي كرد ايشان اساسا" به چيزي معتقد نيست ولي پله پله ساختمان فكري را مورد بحث قرار مي داد و چارچوبهاي عميق صحيحي را براي شاگردان ترسيم مي كرد . جاي چنين انديشمنداني حالي مباد .
واکنش برخی از مخاطبان مایوس کننده است. این نشانگر تاثیر سم دیدگاه سنتی است که در بنیادهای ضمیر ناخودآگاه ما نهاده شده. یکی اینکار را نتیجه کار یک "مسیحی منکر نبوت پیامبر(اکرم) و قرآن کریم" می داند. یعنی این برادر مسلمان حتی این نکته ساده که این مجموعه چگونه گردآوری شده را نفهمیده، مطمئنا نکات پیچیده تر را هم نفهمیده، ولی با اطمنان خاطر در مورد این کار نظر می دهد. این یک کار سنتی مثل تفسیر طبری و تحقیقات شخصی در الازهر نیست. یک پژوهش تاریخی (نه دینی) بر اساس روش تحقیق مدرن، توسط چندین متخصص کاربلد در گرایش های مختلف علمی تهیه شده. نمونه چنین کاری در تاریخ اسلام وجود ندارد، نه توسط مسلمانان، و نه دیگران. آیا نتیجه گیری های آنها درست است؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا بایستی کتاب (مجموعه کتابها) را مطالعه کرد، و آنگاه نظر داد. شخصا فکر می کنم، حتی بدون خواندن و مطالعه دقیق کتاب می توان گفت که آنها در همه موارد به نتیجه درستی نرسیده اند، چرا که کار علمی مانند افکار سنتی پرفکت و بی عیب نیست.
کاش زودتر به فارسی ترجمه میشد.
فکرش را بکن، متنی که برتری آن بر دیگر متون، با برتری خالق بر مخلوق قیاس شده، به صورت یک شیء مرده، دستمایه مطالعه تاریخی به اصطلاح «علمی» قرار بگیرد. واقعا باید برای این پیشرفت و موفقیت جشن گرفت!!!
روش زیر سوال بردن تاریخی قرآن و موضوع اقتباس و کپی برداری و تحریف ادیان پیشین بارها و بارها در کتب نقد قرآن ذکر و در مقابل پاسخ های فراوانی نیز توسط محققان اهل سنت و شیعه ارائه شده است. وقتی مواردی همچون شان نزول و روایات اولیه اهل سنت و شیعه برای پژوهش کنار گذاشته شود واضح است با چه اثری رو به رو خواهیم بود. نوع و زاویه نگاه و... مشخص کننده هدف یک پژوهش است. به عنوان مثال می توان همین اثر قرآن مورخان را با دیدی سیاسی-جامعه شناختی (نگاهی که احتمالا مد نظر پژوهشگران این اثر نبوده) با نقد جدی مواجه کرد: کدام موسسه هزینه این تحقیق جامع انتقادی را تامین کرده؟ اثر در کدام کشور و به چه زبانی منتشر شده؟ جامعه هدف این مجموعه چه کسانی هستند؟ آیا اندیشکده ها، کشور مذکور را از خطر تغییر بافت جمعیتی و یا احتمال افزایش گرایش به اسلام در آینده مطلع کرده اند؟ و...
ترجمه چنین متنی لابد تخصص فوق العاده و مسلط به چند زبان لازم دارد . افرادی چون دکتر پاکتچی که به زبان عربی و سریانی نیز تسلط داشته باشند یا لا اقل تطبیق متن اصلی را با ترجمه انجام دهند. بعید میدانم برای فارسی زبانان به این زودی استفاده از این متن میسر شود و پیش بینی ام اینست که سالها در انحصار خواص خواهد ماند....
ما تفسیر المیزان را خوانده ایم که حالا تفسیر و تحلیل یک مسیحی و منکر نبوت پیامبر و قرآن کریم را بخوانیم؟! همان بهتر که خواصی که مسلط به مبانی تفسیر هستند این مطالب را بخوانند و ایرادات آن را متوجه شوند.