Majid Soleimani's essay “The Historians' Quran” | Sedanet

Discussion7 comments

ر
رضا

بر خلاف مجتبي ، واكنش برخي مخاطبان را كاملا" طبيعي ميدانم زيرا عده زيادي از مومنان ، تصور مي كنند متوني كه از كودكي در اختيار داشته اند ، براي قضاوت و انتخاب سلوك معنوي كافي بوده و بيش از آن نه تنها نياز نيست بلكه تشتت افكار آورده و آنان را از راه حق دور مي كند در صورتيكه اين روش فكري ، دقيقا" همان چيزي است كه كشور ما را از انديشه ورزي غير جانبدارانه دور ساخته و دعواهاي تاريخي بي پاياني به وجود مي آورد . اول اينكه اين كتاب لزوما" رد مفاهيم قرآني نيست بلكه در بعضي موارد ، وقايع تاريخي كه واقعا" وجود داشته و ما از آنها بي خبريم را بازگو مي كند (به عنوان مثال ، تعداد كسوف و زلزله هايي كه در آن دوران و در آن سرزمين اتفاق افتاده و مردم آن سرزمين را به نزديكي پايان جهان باورمند ساخته ، آيا ما در اين زمان با باورهاي سنتي بسيار محدود و نارسا از آنها باخبر بوده ايم؟)دوم اينكه نه تنها براي آزاد انديشي بايد تعصب را كنار ذاشت . بلكه تعصب مانع تفكر و تعقل منطقي است . چه كسي گفته مطالعه متوني كه زمينه هاي علمي و تاريخي ما را نسبت به ريشه هاي قرآن تغيير و بهبود دهد ، به معني كافر شدن است ؟ اتفاقا" هر قدر آگاه تر شويم ، ايمان قلبي ما و حتي يقين ما عميق تر و قابل پذيرش تر مي شود . در جايي از مرحوم مطهري خواندم آن ايدئولوژي صحيح است كه بتواند از پس نقدها برآيد نه اينكه بگويد هيچ نقدي گفته نشود و من با همان تفكر سنتي و متعصب تا آخر خواهم ماند .به همين دليل است كه جمع قابل توجهي از فرزندان ما از ايدئولوژي پدران خود گريزانند چون با علوم امروز همخواني ندارد. از اينها گذشته اگر قرار باشد مطالعه صرف يك كتاب ، ايمان ما را به هم بريزد به اين معني است كه ايمان ما اصلا" ايمان نبوده و صرفا" تكرار يك سنت است . به شخصه معتقدم همانگونه كه همه ما در خانه تكاني ، اجسام زائد را دور ريخته و وسايل ارزشمند را در جايي بهتر قرار ميدهيم ، به همين ترتيب هم بايد بامطالعه عميق و تعقل همراه با آزاد انديشي باورهاي نادرست را به دور ريخته و انديشه هاي خوب را در اعماق قلب خود به يادگار بگيريم . بسيار گفته شده كه مرحوم علامه طباطبايي ، مباحث درس را به گونه اي شروع مي كردند كه اگر كسي نمي دانست تصور مي كرد ايشان اساسا" به چيزي معتقد نيست ولي پله پله ساختمان فكري را مورد بحث قرار مي داد و چارچوبهاي عميق صحيحي را براي شاگردان ترسيم مي كرد . جاي چنين انديشمنداني حالي مباد .

م
مجتبی

واکنش برخی از مخاطبان مایوس کننده است. این نشانگر تاثیر سم دیدگاه سنتی است که در بنیادهای ضمیر ناخودآگاه ما نهاده شده. یکی اینکار را نتیجه کار یک "مسیحی منکر نبوت پیامبر(اکرم) و قرآن کریم" می داند. یعنی این برادر مسلمان حتی این نکته ساده که این مجموعه چگونه گردآوری شده را نفهمیده، مطمئنا نکات پیچیده تر را هم نفهمیده، ولی با اطمنان خاطر در مورد این کار نظر می دهد. این یک کار سنتی مثل تفسیر طبری و تحقیقات شخصی در الازهر نیست. یک پژوهش تاریخی (نه دینی) بر اساس روش تحقیق مدرن، توسط چندین متخصص کاربلد در گرایش های مختلف علمی تهیه شده. نمونه چنین کاری در تاریخ اسلام وجود ندارد، نه توسط مسلمانان، و نه دیگران. آیا نتیجه گیری های آنها درست است؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا بایستی کتاب (مجموعه کتابها) را مطالعه کرد، و آنگاه نظر داد. شخصا فکر می کنم، حتی بدون خواندن و مطالعه دقیق کتاب می توان گفت که آنها در همه موارد به نتیجه درستی نرسیده اند، چرا که کار علمی مانند افکار سنتی پرفکت و بی عیب نیست.

ب
بهرنگ

کاش زودتر به فارسی ترجمه میشد.

A
Amir

فکرش را بکن، متنی که برتری آن بر دیگر متون، با برتری خالق بر مخلوق قیاس شده، به صورت یک شیء مرده، دستمایه مطالعه تاریخی به اصطلاح «علمی» قرار بگیرد. واقعا باید برای این پیشرفت و موفقیت جشن گرفت!!!

ع
عزیزی

روش زیر سوال بردن تاریخی قرآن و موضوع اقتباس و کپی برداری و تحریف ادیان پیشین بارها و بارها در کتب نقد قرآن ذکر و در مقابل پاسخ های فراوانی نیز توسط محققان اهل سنت و شیعه ارائه شده است. وقتی مواردی همچون شان نزول و روایات اولیه اهل سنت و شیعه برای پژوهش کنار گذاشته شود واضح است با چه اثری رو به رو خواهیم بود. نوع و زاویه نگاه و... مشخص کننده هدف یک پژوهش است. به عنوان مثال می توان همین اثر قرآن مورخان را با دیدی سیاسی-جامعه شناختی (نگاهی که احتمالا مد نظر پژوهشگران این اثر نبوده) با نقد جدی مواجه کرد: کدام موسسه هزینه این تحقیق جامع انتقادی را تامین کرده؟ اثر در کدام کشور و به چه زبانی منتشر شده؟ جامعه هدف این مجموعه چه کسانی هستند؟ آیا اندیشکده ها، کشور مذکور را از خطر تغییر بافت جمعیتی و یا احتمال افزایش گرایش به اسلام در آینده مطلع کرده اند؟ و...

س
سید جواد هاشمی

ترجمه چنین متنی لابد تخصص فوق العاده و مسلط به چند زبان لازم دارد . افرادی چون دکتر پاکتچی که به زبان عربی و سریانی نیز تسلط داشته باشند یا لا اقل تطبیق متن اصلی را با ترجمه انجام دهند. بعید میدانم برای فارسی زبانان به این زودی استفاده از این متن میسر شود و پیش بینی ام اینست که سالها در انحصار خواص خواهد ماند....

ا
اسماعیل بهرامی

ما تفسیر المیزان را خوانده ایم که حالا تفسیر و تحلیل یک مسیحی و منکر نبوت پیامبر و قرآن کریم را بخوانیم؟! همان بهتر که خواصی که مسلط به مبانی تفسیر هستند این مطالب را بخوانند و ایرادات آن را متوجه شوند.