نقد حسين سوزنچي لكتاب «الحجاب الشرعي في عصر النبي» | صدانت

نقاش حول هذا المقال٩ تعليق

ا
انسان ایرانی

جناب سوزنچی، شما عربی ۱۴۰۰ سال پیش رو بلد نیستی چرا مغالطه میکنی. من به شما ثابت میکنم که جیب اشاره شده در قرآن همان شکاف در مقعد و آلت جنسی زنان است. شما اگر فرصت داشتی یه صحبتهای استاد محمد شهرور که خود یک عرب است دقت کن. ایشان به روشنی میگوید که این جیب در قرآن همان شکاف جنسی است که باید با خمار که لنگی است پوشیده شود https://www.youtube.com/watch?v=dfAC1GtTFmk به علاوه کیریستوف لوکزامورگ که آشنا به زبانهای آرامی و سریانی است و کتاب خوانش آرامی/سریانی قرآن را نوشته https://en.wikipedia.org/wiki/The_Syro-Aramaic_Reading_of_the_Koran میگوید که منظور از آیه وليضربن بخمرهن على جيوبهن با در نظر گرفتن خمار در زبان سریانی/آرامی همان لنگ است (دقیقه ۹:۴۰) https://www.youtube.com/watch?v=EyDTnPYWc4U&t=602s

ف
فرزین

کلمه جیب در فارسی هم بمعنای شکاف آمده شکافی در کت یا شلوار یا پیراهن .

د
دانش آموز درسهای زندگی

به نظر می آید راه مشترک ادیان و آیینهای مختلف در جهان برای رسیدن به آرامش و معنویت همان راه خودشناسی و معرفت نفس است. و مقاله خودشناسی آلدوس هاکسی، ترجمۀ استاد ملکیان در کتاب سیری در سپهر جان و نیز مقاله خود را بشناس در کتاب راهی به رهایی به قلم خود ایشان، مقالات خواندنی هستند و شاید استدلالی ترین نوشته درباه معرفت نفس در میان اندیشمندان اسلامی( در میان اندیشمندان غیر اسلامی اطلاعی ندارم) رساله الولایة علامه طباطبایی است. به ویژه ایشان در آخر فصل چهار هم طریقه ای برای تمرکز و نفی خواطر ذکر می کنند و هم به راه معرفت نفس که روش خودشان و استادانشان بود، اشاره می کنند و سربسته رد می شوند؛ البته در کتاب بررسی ها اسلامی ج 2 در توضیح معنای« فکر در عدم» در نامه میرزاجواد آقا ملکی تبریزی به این روششان صریحا ولی مختصر اشاره کرده اند. کتاب مثنوی مولوی به گفته استاد محمد رضا شفعیی کدکنی« بالاترین حماسه عرفانی بشریت» نیز از جمله کتابهایی که بهتر است بخوانیم.و به شروح مهم آن از جمله، شرح فروزان فر و دکتر شهیدی و نیز شرح کریم زمانی و درس گفتارهای دکتر سروش تحت عنوان آینه دوم و ... رجوع کنیم جدا از اینها به نظر بنده خداوند در درون هر انسانی قوانین اصلی اخلاق را نهاده است و نشانه آن تلنگرهایی است که از وجدان انسان گوشزد می شود. شاید خلاصه همه را در این متن بتوان دید که سخن یکی از اندیشمندان معاصر است:« هیچ کرداری نیست که به[تر] باشد از پرستش خدا و سپس پرستاری[ و نیکی] به بندگان خدا؛ از این رو هر کرداری آن گاه شایسته است که دراین مقوله بگنجد... .» خداوند حسّ پرستش و نیکی و خیرخواهی به بندگانش را در همه ما دم افزون کناد!

ف
فریبا یزدانی

سلام جناب ترکاشوند ...باخواندن کتاب حضرتعالی وگوش کردن سخنرانیهای آیت الله جزایری وفتوای جناب جوادی آملی در مورد حقوق کارمندان بانک چنان باورها وارزشهای دینی من فرو ریخت که بی حجابی اطرافیان مرا آزار نمیدهد که بماند حتی خودم تصمیم به کنار گذاشتن چادر کرده ام وجالب اینکه احساس رهایی وآزادی میکنم وحس محبت ودوستی نسبت به همه دارم ...نمیدانم مسیر درستی انتخاب کرده ام یا نه ؟ ولی دیگر اعتمادی به فتاوای بسیاری از مراجع ندارم بااینکه سالها در حوزه درس خوانده ام وهر حدیث وکلامی از بزرگان را دربست قبول میکردم ، الان هر کلامی را تحلیل میکنم و ارزشهایی که قبلا جزیی از زندگی من بود رنگ باخته ...زیارتها مانند قبل از تقدس خاص برخوردار نیست چرا که احساس میکنم وقتی خدا هست نباید سراغ غیر او رفت وزیارت ادای احترامی ست به یک بنده خوب خدا که من وهمه انسانها میتوانند به درجه آنها برسند چرا که حتی پیامبر میفرماید انا بشر مثلکم ...دیگر احادیثی که خلقت پیامبر وامامان را از نور میدانند را باور نمیکنم ...حتی در وجود امام زمان شک دارم چرا که برای این سوالم جوابی پیدا نمیکنم که اگر قرار است امامی بیاید ودنیا را که پراز ظلم شده نجات دهد وقدرت فوق العاده ای در هدایت مردم دارد پس چرا همین کارها را امامان قبل او نکردند که بشر این همه سال اسیر جنگ وبدبختی نباشد مگر کلهم نور واحد نیستند ... از خودم گله مندم که چرا سالها پیرو کسانی بودم که اصلا به روز نیستند ...من علاوه بر حوزه ، فوق لیسانس مشاوره خانواده ام و چند وقت پیش وقتی فتوای جناب جوادی آملی را شنیدم که برای حل معضل رشوه اعلام کردند حقوق کارمندان بانک حرام است چنان باورهای مرا فرو ریخت که با خودم گفتم نکند دیگر فتاوای علما ومراجع همینقدر آبکی باشد ومن که عمری مبلغ دینی بوده ام کار عبث کرده ام ...کلاسهای دینی ام را تعطیل کردم چون به همه چیز مشکوکم ...نمیدانم حقیقت دین را باید از که وکجا بگیرم ...با کتاب قانون شفای کاترین پاندر آشنا شدم ...شاید باور نکنید بیست سال تفسیر قرآن میگفتم ولی امسال ماه رمضان این کتاب را در کنار قرآن تدریس کردم آنقدر تاثیر مثبتی در رفتار وزندگی حاضرین در جلسه قرآن گذاشت که در مدت بیست سال سابقه نداشت ...به حرم امام رضا رفتم وشکایت کردم که چرا باید یک نویسنده مسیحی ارتباط مرا با خدا نزدیک کند ؟!در حالیکه من حافظ تقریبا نصف قران هستم و خیلی باقران سرو کار داشتم ...شاید یک علتش این بود که همیشه دنبال ثواب بوده ام ودین معاملاتی داشته ام ...خلاصه خییییییلی متحیرم ونمیدانم چگونه ازین برزخ شک وتردید باید بیرون بیایم ...اگر میتوانید مرا به اطمینان برسانید لطفا کمکم کنید

س
سید

سلام کتابهای آقای حیدر علی قلمداران و سید ابوالفضل برقعی و سید مصطفی حسینی طباطبایی را به شما خواهر محترم پیشنهاد می کنم.

م
مسلمان

پاسخ به فریبا یزدانی: 1- کسانی که نام برده اید معیار اسلام نیستند. مولا امیرالمومنین(ع) میفرمایند : " حق را بشناس تا اهل آنرا بشناسی". 2- معرفت خدا ایمان تقوا اخلاق و رفتار نیکو را باید از الگو هایی که خدا تعیین فرموده یاد گرفت. ملاک و معیار دین قرآن همراه باعترت است. باید به سراغ انان رفت. این فرمان خدا و پیامبر(ص) است. احترام و پیروی از بر گزیدگان خدا ضروری است. 3- برای یک شروع مناسب سعی کنید با دقت خطبه غدیر از فرمایشات پیامبر (ص) را مورد مطالعه با اندیشه قرار بدهید. 4- پیامبر(ص) انسان هستند ولی انسانهای غیر معصوم را نمی توان با آن حضرت مقایسه نمود همانطور که نور شمع قابل مقایسه با نور خورشید نیست. 5- دلیل انحراف جامعه ها تا کنون عدم پذیرش امامان در زمانهای قبل و عدم پذیرش امام زمان(ع) تا کنون بوده است وراه اصلاح پذیرش است.

z
zahra

سپاس اقاي تركاشوند گرامي كتاب شما براي مومناني است كه نو انديشند و بر خلاف نظر ايشون نظريه داروين همچنان ابطال ناپذير است اين نقد هم بر قدرت مطالب شما افزود وكلمه ساق هم مثل مو ودست و صورت نام يكي از اعضاء بدن است واهانتي در ان نيست موفق باشيد

گ
گیتا مقیمی

اگر امروزه یک زن مسلمان بخواهد حد و اندازه ی حجاب شرعی را بداند میتواند از دیدگاه مرحوم احمد قابل هم استفاده کند و یقینا برای عمل کردن به وظیفه ی شرعی در مورد حجاب کسی از نظر آقای مهندس ترکاشوند استفاده نمیکند لذا کتاب ایشان نتیجه ی مطالعات و تحقیقشان در این مورد بوده و میتواند مورد نقد قرار گیرد اما مسئله ی میزان حجاب شرعی اگر بخواهد مورد مخالفت جدی قرار گیرد باید نقاد فتوای آقای احمد قابل را خدشه دار کند . خلاصه مطلب اینکه مخالفت با شخص که مطرح نیست بلکه مخالفت با این دیدگاه که حجاب شرعی شامل سر و گردن نمیشود مطرح است و برای اینکار قاعدتا باید نظر فرد متخصص و مجتهدی مثل آقای قابل را بتوان رد کرد و نقد تحقیق یک فرد غیر متخصص اگرچه بلامانع است اما فتوای عدم لزوم پوشش برای سر و گردن را خدشه دار نمیکند .در حالیکه هدف اصلی این است نه آن .

ح
حسین سوزنچی

سلام علیکم به نظرم استدلالهای آقای دکتر کدیور از استدلالهای آقای قابل قویتر است. ایشان در مقالات خود استدلالات آقای قابل را رد کرده اند اما در عین حال همان موضع ایشان را دارند. بنده اولا نقدهای دکتر کدیور را بر آقای قابل وارد می دانم و ثانیا نشان داده ام که استدلالهای آقای کدیور هم دچار نقصهای فراوانی است و برخی از مقدمات آنها خودش دلیلی بر رد مدعای ایشان است. مقاله بنده در نقد دکتر کدیور در سایت بنده موجود است به آدرس http://www.souzanchi.ir/hejab-in-sureh-noor-critic-of-kadivars-opinion/