اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
Morteza Mardiha explained at the University of Tehran how the later Wittgenstein, in a 180-degree turn from the Tractatus, nourished postmodern and New Left philosophers—though much of it remains obscure.

On the tenth of Esfand this year, the Political Science Scientific Association of the University of Tehran held a session titled “The Uses of Wittgenstein” with the presence of Morteza Mardiha at the university’s Faculty of Law and Political Science.
In this session, Morteza Mardiha explained how the later Wittgenstein, by turning his back on the philosophy of the early Wittgenstein and the Tractatus and making a 180-degree turn with his earlier work – Philosophical Investigations – has helped and nourished postmodern philosophers and the New Left; although a large part of it is obscure and incomprehensible.
.
.
.
.
Philosophy
Philosophy
Psychology
Philosophy
Discussion4 comments
شاید مشکل شارحان و مفسران ایرانی ویتگنشتاین اینه که تابحال نظریاتش را عملیاتی نکرده و بسط نداده اند تا به فهم عمومی درآید و صرفا مبادرت به ترساندن مخاطبین از پیچیدگی و نفهمی کرده اند همانند شارحان نیچه و هایدگر که زمانی فلسفه هراسی را سکه رایج کرده بودند. چنین اعمالی کم کم این شائبه را در اذهان میسازد که نکنه مفسران مختلف نوعی دلال بازی و معرکه گیری راه انداخته باشند. بهرحال در بهترین حالت، زبان تخصصی بایستی قابل تبدیل و بسط به زبان متعارف باشد تا وجه تمایزش را از سطوح بالینی مرضی و بزهکاری شیادانه معین سازد. و اگر فرضا نیز یک تئوری خاصی بقدری جزیی و تخصصی ست که قابل بسط به کلیات زبان عمومی نیست، پس اهمیتش هم در همان حدود جزییات ست ( نه بیشتر ) مثل عدد پی که معمولا تا دو رقم اعشار مفروض و تدریس میشود و نیازی به افاضه کلام تا بی نهایت اعشار نیست و یا سایر احتمالات. یا در فیزیک و شیمی نیز چنین ست که به جوانب کاربردی و عملی اکتفا میشود. ویتگنشتاین نیز در بهترین و نخبه ترین حالتش، منتزع ترین ایده هایش را ایجاز کرده که شاید زبانش قابل درک برای کسانی باشد که حداقل در یک رشته از علوم تجربی تخصص داشته باشند همچنانکه سایر فلاسفه نیز مثل راسل در علوم فیزیکی دستکمی از خود فیزیکدانان نداشته و با اینشتن مصاحبت داشته و حداقل از تمامی جزییات آخرین پیشرفت های علوم خبر داشتند. لذا گرچه درک کامل ویتگنشتاین نیز مستلزم تسلط بر علوم مختلف ست اما برعهده شارحان نیز هست که همه تلاششان را مصروف بسط و عملیاتی کردن نظریاتش کنند تا واقعا ارزش هایش نمایان شود. آنهم با مثالها و جملات ایجابی ، نه صرفا ابطال و رد سلبی. او اسکلت بندی کرده و ساختاری ساخته که بایستی فضاهای درونیش را پر کرد.
از آقای ایمان ممنونم ، چون حداقل نشان داد شعار نمیدهد و دستی بر آتش دارد . البته سنجش صحت و سقم مدعیات اقای ایمان خارج از توان من است ، ولی به هر حال همینکه نکاتی را مطرح کردند جای تشکر دارد
این سخنرانی آقای مردیها تنها نشان دهنده ی آن است که او نه تنها فهم درستی از فلسفه وتیگنشتاین ندارد، بلکه خود سنت تحلیلی را نیز به درستی نمی شناسد. زیرا شمار فراوانی از فیلسوفان تحلیلی که سنت تحلیلی را شکل داده اند و خود ویتگنشتاینی نبودند بنا بر اعتراف خود بسیار از ویتگنشتاین متاخر تاثیر پذیرفته اند. از جمله ی آنها استراوسون، سیرل، دیویدسون، دامت، پاتنم، کریپکی، مک داول، برندوم، رایت، تیلور، و... . بهتر ایشان به جای آنکه درباره ی هر امری سخنرانی کنند کمی مطالعاتشان را افزایش بدهند.
من چیز زیادی از ویتگنشتاین نمیدانم ، ولی در عین حال انتقاد اقای ایمان را صرفا شعار میدانم. بجای انتقاد شعاری بهتر بود در یک مقاله محتوایی ، نشان میدادند انچه استاد مردیها گفته اند صحت ندارد . اوردن ده تا اسم که نشد سند .