
قابها ساختارهای ذهنیای هستند که شیوه دیدن ما نسبت به جهان را شکل میدهند.
جرج لیکاف زبانشناس شناختی و استاد بازنشسته دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است. او از بنیانگذاران نظریه استعاره مفهومی و از چهرههای مهم در طرح ایده «ذهن بدنمند» به شمار میآید. آثار او نشان دادهاند که استعاره، قاببندی و تجربه بدنی در شکلگیری زبان، اندیشه، اخلاق و سیاست نقشی بنیادی دارند.
جرج فیلیپ لیکاف در ۲۴ مه ۱۹۴۱ در بایون، نیوجرسی، متولد شد. او در زبانشناسی و علوم شناختی تحصیل کرد و از سال ۱۹۷۲ تا زمان بازنشستگی در سال ۲۰۱۶ استاد زبانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی بود. لیکاف در آغاز کار خود با جریان دستور زایشی و مباحث زبانشناسی چامسکیایی درگیر بود، اما بعدها به یکی از چهرههای اصلی زبانشناسی شناختی تبدیل شد.
شهرت اصلی لیکاف با کتاب «استعارههایی که با آنها زندگی میکنیم» آغاز شد که آن را همراه با مارک جانسن در سال ۱۹۸۰ منتشر کرد. در این کتاب، لیکاف و جانسن استدلال کردند که استعاره صرفاً آرایهای زبانی یا ابزاری ادبی نیست، بلکه ساختاری مفهومی است که اندیشه و عمل روزمره ما را شکل میدهد. نمونه مشهور آنان این است که ما اغلب «بحث» را از راه استعاره «جنگ» میفهمیم؛ از همین رو میگوییم کسی از موضع خود دفاع کرد، استدلالی را هدف گرفت یا در بحث شکست خورد.
لیکاف در آثار بعدی خود، از جمله «زنان، آتش و چیزهای خطرناک»، «فلسفه در گوشت» و «ریاضیات از کجا میآید؟»، نظریه ذهن بدنمند را بسط داد. بر پایه این دیدگاه، مفاهیم انتزاعی انسان بر تجربههای حسی، حرکتی، عاطفی و بدنی او تکیه دارند و عقلانیت انسانی را نمیتوان جدا از بدن، مغز، زبان و زیستجهان اجتماعی فهم کرد. این رویکرد تأثیر گستردهای بر زبانشناسی، فلسفه ذهن، علوم شناختی، نظریه استعاره و مطالعات معنا گذاشته است.
لیکاف همچنین نظریههای خود را به حوزه سیاست و ارتباطات عمومی برد. در کتابهایی مانند «سیاست اخلاقی» و «به فیل فکر نکن!» نشان داد که منازعات سیاسی فقط بر سر دادهها و سیاستگذاریها نیست، بلکه بر سر «قابها» و استعارههایی است که واقعیت را برای مردم قابل فهم میکنند. او در تحلیل سیاست آمریکا از دو الگوی استعاری «پدر سختگیر» و «والد پرورشگر» برای توضیح تفاوت جهانبینی محافظهکاران و ترقیخواهان استفاده کرد.
