
زبانشناسی، فلسفه، اندیشهٔ سیاسیآمریکاییزادهی ۱۹۲۸
نوآم چامسکی (زادهٔ ۱۹۲۸) زبانشناس، فیلسوف زبان و نظریهپرداز علوم شناختی آمریکایی است. او را پدر زبانشناسی مدرن مینامند و علاوه بر آثار علمی، از منتقدان برجسته سیاست خارجی آمریکا و سرمایهداری شرکتی بهشمار میرود.
نوآم چامسکی (زادهٔ ۷ دسامبر ۱۹۲۸) زبانشناس، فیلسوف زبان، نظریهپرداز علوم شناختی، منتقد اجتماعی و از شناختهشدهترین روشنفکران عمومی معاصر آمریکاست. او را بهسبب دگرگونکردن مطالعهٔ زبان، گاه «پدر زبانشناسی مدرن» نامیدهاند. چامسکی استاد بازنشستهٔ مؤسسه فناوری ماساچوست است و از سال ۲۰۱۷ به دانشگاه آریزونا پیوست؛ بنا بر صفحهٔ رسمی دانشگاه آریزونا، او اکنون در مرخصی است.
چامسکی در فیلادلفیا، در خانوادهای یهودی و اهل فرهنگ به دنیا آمد. پدرش زبانشناس و متخصص زبان عبری بود و همین فضا، علاقهٔ زودهنگام چامسکی به زبان، سیاست و سنتهای فکری رادیکال را شکل داد. او در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد و تحت تأثیر زبانشناس برجسته، زلیگ هریس، به مطالعهٔ ساختار زبان روی آورد. رسالهٔ دکترای او زمینهساز نظریهای شد که بعدها دستور زایشی نام گرفت.
چامسکی در سال ۱۹۵۵ به مؤسسه فناوری ماساچوست رفت و در آنجا بخش بزرگی از عمر دانشگاهی خود را گذراند. کتاب ساختهای نحوی که در سال ۱۹۵۷ منتشر شد، یکی از مهمترین آثار قرن بیستم در زبانشناسی است. او در این کتاب نشان داد که زبان را نمیتوان فقط مجموعهای از عادتها یا پاسخهای آموختهشده دانست؛ بلکه ذهن انسان دارای ساختاری مولد است که میتواند بینهایت جملهٔ تازه بسازد. صفحهٔ رسمی MIT حوزههای پژوهشی او را نظریهٔ زبانشناختی، نحو، معناشناسی و فلسفهٔ زبان معرفی میکند.
نقد مشهور چامسکی بر رفتارگرایی زبانی، بهویژه نقد او بر نظریهٔ بی. اف. اسکینر، نقش مهمی در افول رفتارگرایی و تقویت انقلاب شناختی داشت. او با طرح ایدهٔ دستور جهانی، استدلال کرد که توانایی زبانآموزی انسان بر پایهٔ ساختارهایی ذهنی و زیستی استوار است. نظریههای او در طول زمان دگرگون شدند و از دستور گشتاری و نظریهٔ حاکمیت و مرجعگزینی به برنامهٔ کمینهگرا رسیدند.
چامسکی در فلسفهٔ زبان و ذهن نیز چهرهای مهم است. او زبان را پنجرهای به ساختار ذهن انسان میدانست و برخلاف رویکردهای صرفاَ رفتاری یا اجتماعی، بر جنبهٔ درونی، زیستی و شناختی زبان تأکید میکرد. از این نظر، آثار او نه فقط در زبانشناسی، بلکه در روانشناسی شناختی، علوم کامپیوتر، فلسفهٔ ذهن و هوش مصنوعی نیز اثرگذار بودهاند.
در کنار کار علمی، چامسکی از دههٔ ۱۹۶۰ به یکی از منتقدان برجستهٔ سیاست خارجی آمریکا، جنگ ویتنام، مداخلهگرایی نظامی، نئولیبرالیسم، تمرکز رسانهای و سرمایهداری شرکتی تبدیل شد. مقالهٔ مسئولیت روشنفکران در سال ۱۹۶۷ او را بهعنوان روشنفکری عمومی در سطح ملی مطرح کرد. از آن پس، فعالیت سیاسی و نوشتارهای انتقادی او بخش جداییناپذیر چهرهٔ فکریاش شد.
یکی از آثار سیاسی مهم او تولید رضایت است که با همکاری ادوارد هرمان نوشته شد. در این کتاب، چامسکی و هرمان «مدل پروپاگاندا» را مطرح کردند؛ مدلی برای توضیح اینکه چگونه رسانههای جریان اصلی در جوامع سرمایهداری، از راه مالکیت، تبلیغات، منابع خبری، فشارهای سیاسی و ایدئولوژیک، چارچوبهای خاصی از خبر و واقعیت را بازتولید میکنند.
چامسکی از پرکارترین نویسندگان معاصر است و بیش از صد کتاب در حوزههای زبانشناسی، فلسفه، سیاست، رسانه و نقد اجتماعی منتشر کرده است. او از نظر میزان ارجاع دانشگاهی، از چهرههای بسیار اثرگذار علوم انسانی و اجتماعی بهشمار میرود. در سالهای اخیر، بهویژه پس از سکته و دورهٔ درمان در برزیل، حضور عمومی او کمتر شده است؛ با این حال جایگاه او در زبانشناسی و اندیشهٔ سیاسی معاصر همچنان برجسته است.