زندگی غلط را نمیتوان درست زندگی کرد.
تئودور آدورنو (۱۹۰۳–۱۹۶۹) جامعهشناس، فیلسوف و موسیقیدان برجسته آلمانی و از چهرههای اصلی مکتب فرانکفورت بود. او به همراه ماکس هورکهایمر با تدوین «نظریه انتقادی» و مفهوم «صنعت فرهنگ»، به نقد مدرنیته، عقلانیت ابزاری و نظام سلطه در جوامع سرمایهداری پرداخت. اثر او «دیالکتیک روشنگری» یکی از مهمترین متون فلسفی و جامعهشناختی قرن بیستم به شمار میرود.
تئودور ویزنگروند آدورنو در سال ۱۹۰۳ در فرانکفورت آلمان متولد شد. او که در خانوادهای علاقهمند به هنر رشد یافته بود، علاوه بر فلسفه و جامعهشناسی، به شکل حرفهای به مطالعه موزیکولوژی و آهنگسازی پرداخت؛ علاقهای که تا پایان عمر در تمام تحلیلهای فرهنگی و فلسفی او حضوری پررنگ داشت. آدورنو در دهه ۱۹۳۰ به مؤسسه تحقیقات اجتماعی فرانکفورت پیوست، اما با روی کار آمدن رژیم نازی و به دلیل تبار یهودیاش، مجبور به مهاجرت به انگلستان و سپس ایالات متحده آمریکا شد.
تجربه مهاجرت به آمریکا و مشاهده جوامع مصرفی غربی، در کنار فاجعه هولوکاست در اروپا، محور اصلی اندیشه او را شکل داد. آدورنو در شاهکار مشترکش با ماکس هورکهایمر، کتاب «دیالکتیک روشنگری» (۱۹۴۷)، نشان داد که چطور عقلانیت روشنگری که قرار بود انسان را از جهل و ترس آزاد کند، خود به نوعی عقلانیت ابزاری و سلطه جدید بدل شده است. آنها مفهوم «صنعت فرهنگ» را مطرح کردند تا بگویند چگونه هنر و فرهنگ در جوامع مدرن به کالاهایی استانداردشده و انبوهتولید برای مهار تفکر انتقادی و سرگرمسازی تودهها تبدیل شدهاند.
پس از بازگشت به آلمان در دوره پس از جنگ، آدورنو اثر مهم دیگر خود «دیالکتیک منفی» (۱۹۶۶) را نوشت که در آن هرگونه سیستمسازی مطلق فلسفی (مانند سیستمهای هگل و کانت) را رد کرد و بر ضرورت نقد مداوم، توجه به جزئیات غیراصلی و خروج از تمامیتخواهی فکری تأکید ورزید. او همچنین با جمله معروف خود که «سرودن شعر پس از آوشویتس بربريت است»، به بازاندیشی مسئولیت اخلاقی و فکری هنر و فلسفه در جهان پس فاجعه پرداخت. آدورنو در سال ۱۹۶۹ در سوئیس درگذشت.
هنوز مطلبی برای این اندیشمند ثبت نشده است.