اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
The ritual of sacrifice in religion and everyday life rests on the assumption of human superiority over other beings. Justifying this practice requires answering three questions—about existential primacy, function, and the absence of a better alternative—the latter two of which remain unanswered.

The rite of sacrifice is an ancient and enduring custom among religions, creeds, and myths. The essence of the act of “sacrifice” is that I sacrifice another being (usually an animal) before God or the gods so that the god/gods may be pleased and no harm or injury befalls me from them. This rite is not exclusive to Islam or any particular religion or creed; indeed, many of us perform sacrifices in daily life: we buy a house and sacrifice a sheep, we buy a car or obtain a job or hold a wedding, and so on. Moral philosophers who advocate vegetarianism usually appeal to the principle of not inflicting unnecessary suffering on sentient beings, arguing that killing animals for their meat or other products causes them suffering that is unnecessary. Instead of using meat, one can consume plants and avoid unnecessary suffering. Despite accepting this argument, I point to the other side of the issue. The entire philosophy of sacrifice lies in the idea that I/we are superior to another being/other beings, and that they can, and indeed must, be sacrificed for our sake. A similar conception can be observed in many wars and other relations among humans. For instance, America attacks Afghanistan or Iraq and takes the lives of thousands of people so that the lives of its own people remain safe—meaning that the people of other lands can, or indeed must, be sacrificed so that the people of my land remain unharmed.
Proponents of the act of sacrifice, in order to justify this act, must be able to answer at least three questions. First, they must show that their existence and belongings are superior to the existence of the sacrifice. Second, even if they show that their existence is superior, they must demonstrate that the act of sacrifice precisely fulfills the intended function—that is, through sacrifice, a serious danger to them will be averted. Third, they must show that there is no morally better way to secure their existence and belongings than the way of sacrifice. As far as I know, some arguments, however insufficient, may have been made regarding the first question, but no effort has been made regarding the second and third questions to show that sacrificing another being/other beings is the best way among the possible ways.
.
.
.
.
Religion
Religion
Religion
Religion
Religion
Discussion25 comments
همین استدلالات را میتوان در مورد گیاهخواری هم به نوعی ارائه کرد! چه این که گیاهان نیز دارای مرتبهای از مراتب حیات هستند و ما اگر نفس حیات را دارای حرمت و ارزش میدانیم فلذا حق گیاهخواری هم نداریم. اگر بخواهید بگویید نوع و جنس حیاتشان متفاوت است پاسخ خودتان را هم دادهاید زیرا در مورد حیات حیوان نسبت به انسان هم همین پاسخ داده میشود. فلذا گیاهخواری هم طبق همین استدلالات محکوم است!
گیاهخواری و یا گوشت خواری ، یک نوع انتخابِ شخصی است . آیا شایسته است که این انتخابِ شخصی را محکوم کنیم ؟
در ضمن، گیاهخواری و دفاع از آن مطلب جدیدی نیست و در بیشتر ادیان شرقی و فرزانگان شرق باستان به آن توصیه شده است مانند بودا. و نیز از منظر علم روانشناسی و پزشکی نیز بررسی شده و نظریه هایی در دفاع ازآن وجود دارد. لذا گمان نمیکنم مربوط به گرفتن ژست روشنفکری و امثالهم باشد
می گویند قربانی کردن حیوان برای انسان به جهت تقرب و نزدیکی به خدا یا خدایان جایگزین قربانی کردن انسان برای انسان شده است اقوامی بوده اند که دخترات و پسران خویش را لرای تقرب به خدایان یا شاهان قربانی می کرده اند و اکنون می تکانیم نتیجه بگیریم که موضوعیت قربانی حیوان برای انسان به جهت تقرب به خدا از بین رفته
تعریف و کارکرد عمل قربانی کردن و مشخصن آنچه در عید قربان صورت میگرد مطلقن مواردی نیست که نویسنده مطلب بدان اشاره کرده است. اگر نقدی مینویسیم منصفانه بنویسیم
وقتی نقدی بر مطلبی از دین مینویسید لازم است به رویکرد خود دین از متن دین استناد کنید، نه از کتاب کلثوم ننه. لطف کرده دلایل قبح قربانی را ارایه کنید تا بدان پاسخ دهیم. برخی به زجر کشیدن حیوان استناد کرده اند، اما خدمت شما عرض کنم که با ذبح اسلامی، عصب هایی که وظیفه انتقال درد را بر عهده دارند قطع شده و حیوان دردی را متحمل نمیشود . از سویی اگر قربانی حیوان قبیح باشد، گیاهان نیز دارای حیات هستند، پس ما انسانها بمیریم؟ امیدوارم دلایل خود را مبنی بر قبح قربانی حیوان مستدل بیان فرماید.
من خودم گیاهخوارم. دلیل گیاهخواری ام صرفا بی علاقگی به کشتن حیواناته. حتی تحمل دیدن کشته شدن و خورده شدن حیوانات تو مستندها رو هم ندارم. به عبارتی با طبع من جور نیست. فقط همین. اما نمیخوام علاقه مو توجیه کنم. گاهی اوقات علاقه و میل ما درست عکس حقایقه. مثلا شاید یکی خوشش نیاد آدم بکشه اما به وقت دفاع باید بکشه. درباره ی حیوانات یک حقیقت رو نباید فراموش کرد: همین حفاظت انسان از حیوانات اهلیه که باعث میشه تعداد اینها این قدر زیاد بشه و ضمنا در مدت زندگیشون یک زندگی نسبتا راحت داشته باشن. غذاشون تامین باشه و از سرما و گرما محفوظ باشن. به عبارت دیگه «زندگی در عیش، مردن در خوشی». فرض کنیم همه ی انسانها گیاهخوار بشن. در اون صورت کسی دیگه به این شکل وسیع از اینها نگهداری نمیکنه. وارد طبیعت میشن و بعد طعمه ی حیوانات گوشتخوار میشن. نه جمعیتشون این قدر زیاد میشه و نه حتی زندگی راحتی دارن. اگه انسان با چاقو در چند لحظه جونشون رو میگیره، در طبیعت، بعضی ها با دریدن یا حتی زنده زنده میخورنشون. در واقع این جمعیت مازاد حاصل همون نگهداری انسانه. مثل این که انسان برای خودش چیزی تولید کنه و بخوره. وقتی نگهداری حذف بشه، اون جمعیت مازاد هم حذف میشه. این ها مخلوق نگهداری انسانه که اونا رو از شر حیوانات درنده و سرما و گرما و بیماری ها حفظ میکنه. ممکنه کسی بگه که خورده شدنشون توسط حیوانات دیگه ما مربوط نیست و ما مسئول رفتار خودمونیم. اما اگه فرض بر اینه که حیوانات زجر نکشن، اتفاقا پیش انسان ها کم تر زجر میکشن. پس این استدلال باطلی هست. جمعیت زیاد حیواناتی مثل مرغ و گاو و گوسفند حاصل نیاز انسانه. اگه این نیاز نباشه کسی در این مقیاس وسیع از اینها نگهداری نمیکنه. اگر سوال درباره ی درده، همونطور که گفتم رها کردن این ها وضع رو بدتر میکنه. حالا ممکنه یکی بگه حیوان هم حق زندگی داره. فکر نمیکنم موجودی که زندگی هر روزش یه تکراره فرقی داشته باشه که چند روز زندگی کنه. در این صورت گیاه هم حق زندگی داره! این مفاهیم متعلق به انسانه که مثلا میتونیم احتمال بدیم یه آدم در مدت زندگیش تغییر کنه یا برای عزیزانش مهم باشه. یک عده ی دیگر هم میگویند ترویج خشونت است. والا ما که بچه ی قدیمیم، خیلی از این قربانی ها دیدیم. خشن که نشدیم هیچ، دلمون هم به این نازکی شد. شاید بهتر باشه یه فکری به حال این نسل جدید کنین که زیادی ننر شدن. این چیزها باعث ترویج خشونت نیست. خشونت حاصل ساختار غلط یه سیستمه که نیاز به خشونت داشته باشه. از اون طرف هم برای مقابله با زور و خشونت، نیاز به خشونت هست. ننر بار آوردن مردم هم باعث خورده شدن اونا توسط طرف مقابل میشه. به نظر من این مطالب بیشتر صورت اعتقادی داره. یه عده دوست دارن ژست روشنفکری بگیرن و بدون دیدن تمام جوانب قضایا هیاهو راه بندازن. میتونین مثل من راحت بگین من گوشت نمی خورم.
سلام به رهگذر، و بقیه دوستان در مطالبی که بیان فرمودید نکاتی قابل تأمل است گفتید اگر انسان از حیوانات نگهداری نکند تعدادشان زیاد نشده و همچنین زندگی راحتی نخواهند داشت. اولا زیادشدن تعداد حیوانات بخودی خود دارای ارزش مثبتی نیست که اگر انسان باعث میشود تعداشان زیاد شود کار خوب و مثبتی کرده باشد، برعکس، با زیادن کردن تعداد حیوانات،باعث میشود تعداد بیشتری از آنها سر بریده شوند. دوما اگر انسانها با نگهداری از حیوانات، باعث زندگی راحت از آنها میشوند، در آخر آنها را میکُشند و درد و رنج ناضرور به آنها وارد میکنند. همین روند در طبیعت نیز برایشان اتفاق میافتد، یعنی با آزادی و طبق غریزه خودشان زندگی کرده و در آخر نیز اغلب به دست حیوانات دیگر میمیرند. منتها در حالت اول، انسان علت است و در حالت دوم حیوانات. و سخن بر سر این است که انسان نباید علت آن باشد. چون انسان ساکن دنیای ارزش هاست و طبق عقل و وجدان اخلاقی خود عمل میکند. اینکه میفرمایید اگر ملاک زجر نکشیدن حیوانات است پیش انسانها کمتر زجر میکشند، به نظرم نخیر، ملاک این است که علت زجر کشیدن، انسان نباشد، آنهم برای منفعت های غیرضروری خود و نه برای دفع ضرر و غیره. در مورد مغایرت نداشتن کشتن حیوانات با ترویج خشونت که ذکر کردید، باید عرض کنم که شخص شما ملاک نیستید که صحنه های قربانی را دیده و نازک دل شده اید. بلکه باید به طور کلی و روی هم رفته مسئله را در نظر گرفت، به نظرم این مطلب باید بدیهی باشد که اگر کسی بار اول قصد سر بریدن خروسی را دارد، برایش بسی سخت تر از بار پنجم است، یا دیدن صحنه های سربریدن یمنی ها توسط داعش، بسی ناراحتکنندهتر از بار دهم است، که بیشتر ماها د این موارد تجربه داریم. در روایات دینی هم استشهادی در این باره هست که میگوید کسانی که شغل قصابی دارند باید هرازگاهی شغل خود را عوض کنند زیرا قساوت قلب در آنها پدید میآید.
سلام به همه دوستان اولا کی گفته تعریف قربانی، اینی هست که نویسنده محترم گفتن؟ حداقل از دیدگاه قرآن، این حرف صحیحی نیست. دوما کی گفته حیوان زجر میکشه؟ آیا گیاه زجر نمیکشه؟ اگر روزی ثابت بشه گیاهان هم زجر میکشن، اونوقت دیگه گیاه نمیخورن؟ سوما: خوردن حیوانات، در همه طبیعت رواج داره، شیروپلنگ آهو و گاو میخورن، روباه و سگ مرغوخروس میخورن، پرندگان هم، حشرات میخورن و.... چهارما: وقتی انسان میمیره، بدنشو باکتریا و حشرات تجزیه میکنن. پنجما: خوردن همدیگه، چه گیاه ، چه حیوان، چه حشرات و... جزء قوانین طبیعته و در آخر، خود انسان قربانی میشه. ششما: لطفا نگین اونا طبق غریزشون کار انجام میدن و ما که خودمون عقل داریم نباید انجام بدیم، خب شیروپلنگم بندازین تو قغس فقط بهش علف بدین اگه میتونین. منظورم اینه طرفداران گیاهخواری باید ثابت کنن با نخوردن گوشت، انسانها هیچ چیزیشون نمیشع. هفتما: کلماتت دوما سوما چهارما... غلطه خودم میدونم
اصلا قربانی کردن غیراخلاقی، بد، زشت، اخ، پیف ... من نمیدونم چه اصراریه به بعضی چیزای کم اهمیت تر گیر میدیم و بعضی چیزای مهم تر رو اصلا نمیبینیم. خیلی وقته که مخاطب بسیاری از امثال این نویسنده ها هستم اما دریغ از یک بار صحبت در مورد قربانی کردن انسانها مثل قربانی کردن کودکان در یمن. شما که کارتون فلسفیدنه و مانند سقراط از این کوچه به اون کوچه میرید تا فلسفه رو بیارید توی زندگی خلق الله تا درست زندگی کنیم؛ حالا بیایید برای یک بار هم که شده این دفعه از کوچه پس کوچه های ایران و منا و عرفات رد نشید و قدمی به کوچه های صنعا بذارید البته اگه کوچه ای باقی مونده باشه...
چطور با گرفتن جان یک انسان یا یک حیوان توجیهی برای بهبود شرایط میتوان داشت صرفا پیروی کور کورانه از عقاید گذشتگان است و بس به نظرم با قتل عمد فرقی نداره
کشتار حیوانات به صورت دسته جمعی در شرایط غیر بهداشتی و آن هم در یک روز بر اساس یک سنتی بدوی موهوم در سرتاسر جهان اسلام باعث بوجود آمدن صحنه های زشت حمام خون در خیابانها میشود. دو مقیاس برای سنجش آلودگی ناشی از خون در محیط زیست بسیار مطرح است و برای سنجش وضعیت فاضلاب مورد بررسی قرار میگیرد Biochemical Oxygen Demand "BOD", Chemical Oxygen Demand "COD" در شرایط غیر بهداشتی که حیوانات ذبح شده و حمام خون به راه می افتد تنها کسی که ضرر میبیند انسان است زیرا محیط زیست او آلوده شده و خون باعث بالا رفتن شدید اندازه دو معیار گفته شده در محیط زیست انسانی میگردد.
توصیه میکنم این فیلم را ببینید کشتارگاههای آمریکا است و هیچ ربطی هم به اسلام و عید قربان و ... ندارد. شما ببین این شرایط بهداشتی است؟ انسانی است؟ اخلاقی است؟ برای محیط زیست خوب است؟ https://www.youtube.com/watch?v=ksFlFuqeQVk
موضوع بهداشت هم ربطی به این بحث نداشت. تصدیق می فرمایید؟ شما فقط با ترکیب کوتاه "سنت بدوی موهوم" پرونده رو به زعم خودتون بستین. به عبارتی هیچ جوابی به پرسش های نویسنده نتونستین بدین. یا نخواستین.
امیدوارم علم در آینده بجایی برسد که بتواند از مواد طبیعی بافت های پروتئینی تولید کند تا شر انسان از سر این موجودات زبان بسته کم شود وگرنه مزه آبگوشت و کباب تمام این استدلال های درست را عقب خواهد راند.
اگر نویسنده خود اهل کباب خوردن و گوشت خوار است این متنی که نوشته به درد خودش میخورد و صرفا خواسته اظهار لحیه ای کرده باشد. شما کبابت را میخوری حالا یا با گوشت قربانی یا گوشت غیرقربانی. اگر گیاهخواری چرا به قربانی کردن صرف گیر داده اید، به گوشت خواری به طور کلی گیر بده. مثل این دوست ما که گوشت خوار است از برتری اخلاقی برگ بر کوبیده شعر می سراید.
نفرمایید جناب. چه ربطی به این داره که نویسنده گیاهخواره یا همه چیز خوار؟ بحث چیز دیگه ای بود. تازه به فرض که نویسنده همه چیزخوار باشه، چون بعید می دونم هیچ انسانی گوشت خوار صرف باشه، باز هم تفاوت زیادی ایجاد نمی کنه. پرسش اول شاید از نظر شما بی معنا بشه و شاید هم هر دو پرسش اول و سوم. ولی پرسش دوم همچنان به قوت خود باقی میمونه.
عید و شادمانی انسان ها در دین اسلام با کشتن موجودات زنده دیگری غیر از انسان اتفاق میفته. چه پارادوکس غم انگیزی!
موضوع هر قربانی باید جداگانه بررسی شود. اگر قربانی کردن، تذکار و یادآور تسلیم به امر الهی و دوری از وسوسه شیطانی (که برای ابراهیم مجسم و ظاهر شده بود) در حادثه ای تاریخی و مهم باشد، تکرار آن به معنای ارجح بودن وجود قربانی کننده بر قربانی و مانند آن نیست، بلکه برای فراموش نشدن و عبرت و پند دوباره یا مثل آن است. برای مثال، در المپیک، مواردی از مراسم و قوانین یادآور اجرایشان در نخستین المپیک است و این معنای ارجحیت و ... نمی رساند.
کشتن حیوانات در حیاط خانه یا در کوچه و خیابان جلوی چشمان کودکان تذکار خشونت و یادآور قتل و کشتار است.تصویر همراه با احساس مشاهده ی این صحنه که در ذهن کودک نقش میبندد بخشی از شخصیت بزرگسالی او خواهد بود. بهتر است که استدلال ها براساس واقعیت باشد نه اسطوره ها
قیاس دوری بود به نظرم. مراسم المپیک چه آسیب و رنجی به موجودات میزنه؟ اینجا حرف از رنجوندن یه موجوده.
به نظر بنده قربانی کردن فقط هنگامی مفید است که گوشت حیوان به افراد نیازمندی که توانایی تهیه گوشت ندارند داده شود و در غیر این صورت هیچ فایده ای نخواهد داشت.
ربطی نداره به نظر من. با کمال احترام، یعنی یه کار اشتباه اگه به هدف خوبی باشه دیگه اشتباه نیست؟ یعنی توی این مثال، رنجاندن یه موجود دیگه به هدف خشنود کردن یه موجود سوم اشکالی نداره؟ چه استدلالی میتونه این رو توضیح بده؟ اساسا پشت این حرف شما همون اهمیت ندادن به پرسش اول نویسنده وجود داره. یعنی اصلا به پرسش های دوم و سوم هم کاری نداشتین.
سلام قربانی رسمی کهن و تعبدی است که عقلای قوم باید ان را بازنگری کنندمثال: جای قربانی درخت کاری واجب شود، میرفندرسکی بخاطره نکشتن حیوانی (قربانی)به حج نرفت .
مسئله ی قربانی کردن مسئله ی پیچیده ای است. و سوال بزرگ و مبهمی در ذهن انسان امروز ایجاد کرده است.