هرچه در هستی است، یا واجبالوجود است یا ممکنالوجود. واجبالوجود آن است که وجودش از خودش باشد و ممکنالوجود آن است که وجودش از دیگری باشد.
ابنسینا، فیلسوف، پزشک و دانشمند ایرانی (۳۷۰–۴۲۸ قمری)، از اثرگذارترین متفکران پیشامدرن در جهان اسلام و اروپا بود. او با تألیف کتابهایی چون شفا و قانون در طب، سنتهای فلسفی و پزشکی یونانی و اسلامی را در نظامی منسجم ترکیب کرد.
ابنسینا، زادهٔ حدود ۳۷۰ قمری / ۹۸۰ میلادی و درگذشتهٔ ۴۲۸ قمری / ۱۰۳۷ میلادی، فیلسوف، پزشک، منطقدان، دانشمند و نویسندهٔ ایرانی است. او از بزرگترین چهرههای تاریخ فلسفه و پزشکی در جهان اسلام و از اثرگذارترین متفکران پیشامدرن در شرق و غرب بهشمار میآید. در سنت اسلامی او را «شیخالرئیس» خواندهاند و در سنت لاتینی قرون وسطی نیز نام او یکی از نامهای بنیادین فلسفه و طب بود.
منبع اصلی زندگینامهٔ ابنسینا، روایت خود او و سپس تکملهای است که شاگرد و همراهش، ابوعبید جوزجانی، بر آن افزوده است. دانشنامه ایرانیکا تأکید میکند که تقریباً همهٔ روایتهای بعدی زندگی ابنسینا به همین زندگینامه و گزارش جوزجانی بازمیگردند و باید با احتیاط از افسانهها و افزودههای بعدی جدا شوند.
ابنسینا در حوالی بخارا، در قلمرو سامانیان، به دنیا آمد. از کودکی نبوغی کممانند داشت؛ قرآن، ادبیات، منطق، ریاضیات و پزشکی را در سنین پایین آموخت و بنا بر گزارشهای زندگینامهای، در حدود هجدهسالگی در بسیاری از علوم زمان خود به درجهای عالی رسیده بود. دسترسی او به کتابخانهٔ سامانیان در بخارا، بهویژه پس از درمان امیر نوح سامانی، در رشد علمیاش بسیار مؤثر بود.
با افول قدرت سامانیان، زندگی ابنسینا رنگی ناآرام گرفت. او از بخارا به خوارزم، گرگان، ری، همدان و سرانجام اصفهان رفت. در ری و همدان با دربار آلبویه پیوند یافت و حتی مدتی وزیر شمسالدوله بود. پس از کشمکشهای سیاسی و زندان، به اصفهان رفت و در خدمت علاءالدوله کاکویه قرار گرفت. این دوره از آرامترین و پربارترین دورههای زندگی او بود. ابنسینا سرانجام در سفری به همدان بیمار شد و همانجا درگذشت.
فلسفهٔ ابنسینا ادامهٔ سادهٔ ارسطو نیست؛ او سنت ارسطویی، نوافلاطونی، فارابی، کلام اسلامی و علوم زمان خود را در دستگاهی منسجم بازسازی کرد. دانشنامه فلسفهٔ استنفورد او را متفکری میداند که شاخههای گوناگون فلسفهٔ یونانی و اسلامی را در نظامی عقلانی و خودبسنده ترکیب کرد.
در متافیزیک، مهمترین نوآوری ابنسینا تمایز میان «ماهیت» و «وجود» و تحلیل موجودات بر پایهٔ امکان و ضرورت است. او از این مسیر به مفهوم «واجبالوجود» میرسد؛ موجودی که وجودش از ذاتش جداییپذیر نیست و علت نهایی همهٔ موجودات ممکن است. در دستگاه او، متافیزیک علمِ «موجود بماهو موجود» است و خداوند در مقام مبدأ نخستین در دل همین علم اثبات میشود.
در منطق، ابنسینا از منطق ارسطویی فراتر رفت و نظامی پدید آورد که بعدها در جهان اسلام به «منطق سینوی» شهرت یافت. بحثهای او دربارهٔ قیاس، شرطیات، موجهات، تعریف، برهان و نسبت منطق با علم، تا سدهها در سنت فلسفی و کلامی اسلامی اثرگذار بود.
در روانشناسی فلسفی، او نفس انسانی را جوهری مجرد میدانست و برای نشان دادن استقلال نفس از بدن، برهان مشهور «انسان معلق» یا «انسان پرنده» را طرح کرد. این اندیشه بعدها در فلسفهٔ اسلامی و حتی در مقایسه با برخی بحثهای فلسفهٔ جدید دربارهٔ خودآگاهی اهمیت یافت.
شهرت پزشکی ابنسینا بیش از همه به کتاب قانون در طب بازمیگردد. این اثر دانشنامهای عظیم در طب نظری و عملی است و برای قرنها در جهان اسلام و اروپا متن مرجع آموزش پزشکی بود. قانون نه فقط مجموعهای از نسخهها، بلکه نظامی منسجم از تشخیص، مزاجشناسی، داروشناسی، بیماریشناسی و درمان است.
اهمیت ابنسینا در پزشکی از آن جهت است که دانش پراکندهٔ یونانی، اسلامی و تجربی را در قالبی منظم و آموزشی گرد آورد. آثار پزشکی او در دانشگاههای اروپایی قرون وسطی تدریس میشد و تا آغاز دوران جدید همچنان اعتبار داشت.
ابنسینا بر فیلسوفان و متکلمان بسیاری اثر گذاشت؛ از خواجه نصیرالدین طوسی، سهروردی و ملاصدرا در سنت اسلامی تا آلبرت کبیر و توماس آکوئیناس در سنت لاتینی. بسیاری از بحثهای فلسفهٔ اسلامی پس از او، یا ادامهٔ ابنسینا است یا نقد او. غزالی و فخر رازی از مهمترین منتقدان او بودند و ابنرشد نیز از موضعی ارسطویی به بخشی از دستگاه او اعتراض کرد.
با وجود این نقدها، سنت سینوی از میان نرفت؛ بلکه در منطق، متافیزیک، الهیات، فلسفهٔ نفس و پزشکی به یکی از ستونهای اصلی اندیشهٔ اسلامی تبدیل شد. در ایران، زادروز او، یکم شهریور، به نام روز پزشک شناخته میشود و آرامگاهش در همدان از نمادهای مهم تاریخ علم و فلسفه در ایران است.