اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
Kaveh Behbahani's lectures on critical thinking, delivered in summer 2019 at the Arche Thought Forum, are now being published by Sedanet. This seven-session course covers cognitive biases, fallacies, science and pseudoscience, and the virtue of skepticism.

Kaveh Behbahani: Critical Thinking is the title of a series of lectures delivered this summer at the Arche Institute of Thought for friends from various disciplines. I am grateful to the Sedanet website for publishing these lectures. I also thank Kamyar Behbahani for refining the files by removing unintelligible or repetitive Q&A segments, as well as inaudible conversations during the sessions.
.
.

.
Lecture Audio | Q&A Audio | Slides
July 11, 2019, Arche Institute of Thought
Flawed Data Mining
.
Lecture Audio | Q&A Audio | Slides
July 19, 2019, Arche Institute of Thought
Constructed Memory and Perception
.
Lecture Audio | Q&A Audio | Slides
August 1, 2019, Arche Institute of Thought
Mental Shortcuts and Cognitive Biases
.
August 8, 2019, Arche Institute of Thought
Reasoning and Fallacy
.
August 29, 2019, Arche Institute of Thought
Science and Pseudoscience
.
September 22, 2019, Arche Institute of Thought
Logical Induction - Mathematical Induction
.
26 September 2019, Arche Thought Forum
The Virtue of Skepticism
.
.
.
.
Art
Philosophy
Philosophy
Philosophy
Philosophy
Discussion6 comments
دکتر بهبهانی جزو بهترین و عمیق ترین فیلسوف های معاصر ایران هستند که بسیار دقت در مهنی کلمات و تعاریف و مکانیک جسم و ذهن انسان دارند و با تسلطی که روی متون فلسفی و ادبیات دارند کنار هم یک مجموعه ی ذهنی شگفت انگیز به وجود میارند کنار ایشون می تونید در جهان از دید جدیدی قدم بزارید که شاید قبل از مطالعه کردن منابع ذکر شده در ادبیات گفتاری ایشون غیر ممکن باشه برامون من خیلی ازشون یادگرفتم
خیلی ممنون عالی بود . فقط جلسه آخر نیاز به فیلم بود ، کاش این موضوع رو تو توضیحات میگفتید
متاسفانه ایشون خیلی داد میزنه و هیجانی میشه اصلا مناسب تدریس فلسفه نیست و پراکنده گویی باعث میشه درسگفتار مفید واقع نشه. درسگفتارهای بسیار بهتری از اساتید هست که اونها رو توصیه میکنم. البته برای کسانی که اهل هیجان و شلوغی هستن خوبه ایشون :)
شما با توصیه خودتان مغالطه شخصی می کنید.
اینکه ایشون فن بیان عالی ای دارن رو شما اسمش رو میذارید هیجانی شدن؟
با تشکر از جناب دکتر بهبهانی درسگفتارها خیلی خوب و منسجم بود. فقط یک پرسش در ذهن من ایجاد شد. اگریک متفکر انتقادی تقریباً در همه چیز شک کند.در واقع می توان گفت از یک شک دکارتی به طور دقیق استفاده می کند برای اینکه بتواند براساس یک شک واقع گرایانه به یک نتیجه مطلوب برسد. یک متفکر انتقادی (ساختارشکن ) است. اما به نظر من ساختارشکنی او منجر به "تمرکز زدایی" و" تکثر گرایی" می شود. چرا؟ چون برای او( حقیقت )"ساختنی" است ونه "کشف" کردنی. شخصی که به عنوان یک منتقد رادیکال به نقد می پردازد(در هر حوزه ایی) معمولا می خواهد که حقیقت را بر اساس واقعیت بیرونی خودش بسازد و این را به همه عموم مردم نشان دهد و در نهایت راهکاری را هم ارائه دهد. تفکر نقادانه در سطح کلی جامعه به جای تاکید بر (عقل نظری و عملی) , بیشتر تاکید می کند بر" تمرکز زدایی" و تکثرگرایی.. با این روش متفکر به ساختار شکنی می پردازد و عموم جامعه را دعوت می کند به ساختار شکنی. اما به نظرم مسأله اینجاست که شهروندانی که با این روش تعلیم و تربیت می شوند شهروندانی ساختار شکن هستند, که جهان را فاقد حقیقت ثابت می دانند و دنبال ساختن حقیقتی برای خودشان هستند. همانطور که شما در مورد نیچه فرمودید: نیچه یک متفکر رادیکال بود.او متفکری بود که مفاهیمی مانند حقیقت , اخلاق, معرفت را به چالش کشید و اتفاقا چالشهای خوبی را هم بیان می کرد ولی خود نیچه هم به نوعی در دام تکثرگرایی افتاد. حقیقتِ مطلق در نزد نیچه افسانه ایی بیش نیست. در تفکر انتقادی رادیکال معمولاً انسان به عنوان عاملِ شناسا و صاحب اراده و اختیار نیست , چرا که انسان به عنوان سوژه آگاه و صاحب اراده است . به نظرم در اینجا تفاوتی بین عامل شناسا و سوژه آگاه وجود دارد. در عامل شناسا , متفکر هم بر اساس شهودهای درونی خودش عمل می کند و هم بر اساس واقعیت بیرونی,, ولی در حالت سوژه آگاه بیشتر مبتنی بر واقعیت بیرونی و تجربی است. پرسش اصلی من این است. ما چگونه می توانیم که تشخیص دهیم خودِ متفکر منتقد ما را دچار تکثرگرایی نکند؟ هنگامی که در یک جامعه تمرکز زدایی باشد , به مرور آن جامعه حالت وحدت و یکپارچگی را از دست می دهند. به قول حافظ: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. در واقع حافظ هم به نوعی یک متفکر منتقد رادیکال در زمان خودش بود, البته برخی حافظ پژوهان معتقد هستند که خودِ حافظ هم در دام تکثر گرایی افتاده است, برخی هم معتقد هستند خیر حافظ تکثر گرا نبود..