اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
Shahriar Zarshenas and Mohammad Quchani, on the program Zavieh, examined and critiqued the state of liberalism and neoliberalism in Iran, discussing the state apparatus's embrace of neoliberal models; a report on the debate of February 26, 2020.

The debate between Shahriar Zarshenas and Mohammad Quchani, titled “Is the Institution of the State in Iran Becoming Neoliberal?”, was broadcast on Wednesday, February 26, 2020, on the program Zaviyeh on Channel Four.
In its twenty-sixth installment this season, the humanities program “Zaviyeh,” by elucidating the state of liberalism and neoliberalism in Iran, asks humanities scholars: “Is the institution of the state in Iran becoming neoliberal?”
Shahriar Zarshenas, a faculty member at the Research Institute for Culture and Islamic Thought and author of the book “Indications of Liberalism in Iran,” and Mohammad Quchani, editor-in-chief of the political thought quarterly “Siasatnameh” and author of the article “Revivalists of Liberalism,” engaged in a dialogue on this program, examining and critiquing the state of liberalism and neoliberalism in Iran and the political, economic, and social models arising from it, discussing the state institution’s inclination or lack thereof toward neoliberal models and its nature and extent.
This episode of the humanities program “Zaviyeh” was produced under the editorship and hosting of Habibollah Rahim Pour Azghadi and the production of Hossein Pour Salehi Naeini.
.
.
.
.
Economic Sciences
Religion
Political Science
Religion
Economic Sciences
Discussion6 comments
2 فریب در جامعه ایرانی اذهان ایرانی های شیفته تصویر رسانه ای دانشگاهی غرب رومانتیسیایز شده را از خود بیخود کرده و می کند: یک دوالیته برخورد دانشگاهی- هنرمند-رسانه ای در معرفی، توصیف، اندیشه، و دفاع از لیبرالیسم که یک شاخه اش نظری و شاخه دیگرش میلیتاریستی است. وقتی با روستایی، دانشجو، خورده بورژوا، کاسب، ایرانی مادی و مصرف گرا و در شرف مهاجرت و یا دانشجوی بدنبال پذیرش دارای تصوری رمانتیک و ایده ال از غرب به نفی و یا تایید سخن گفته می شود تصویری یوتوپیایی و رؤیایی مانند settingزیبای فیلم های جری لوییس و American Dream همراه با ژان ژاک روسو، جان لاک، و رالز به حدی زیبا و جذاب ارائه می شود که اشک بر چشم مخاطب جاری می گردد. و اگر با سالوادر اجنده (تلفظ محلی) و یا سالوادر آلنده یا هر حکومت منتخب مردم و یا حتی غیر منتخب که جرم عدم تسلیم در برابر Machinery آ لیبرال مرتکب شود با موشک های اتمی، با carpet Bombingجنگل های ویتنام، با کودتای 28 مرداد، با اشغال افغانستان، با 1.5 میلیون کشته عراق، با جبهه النصره و داعش هیلاری کلینتون، با سرنگونی نویرگا( پاناما)، و سرنگونی 50 حکومت دموکراتیک بوسیله ارتش و یا سی آی ای آمریکایی در دوران مالکیت دلار آمریکایی پس از Breton Woods مواجه خواهد شد. Take your pick!انتخاب با شماست. اشک شوق در اثر شنیدن سخنان دانشگاهی و هالیوودی یا اشک و شیون در سوگواری هم وطنان مدافع خاک میهن تان در برابر تهاجم نظامی غرب و یا جنگ های نیابتی که با حمایت غرب اما با نام جعلی ایستادگی کنند و جان دهند. اگر دانشجویی و اهل فکر با لبخند جان رالز و strategemآکادمیک تحویلت می دهند و اگر شجاعی و مردم دوست و هژمونی تحمیلی خارجی را نمی پذیری گلوله در دهانت و در قلبت می کارند. The Ballot or the Bullet! دانشگاه و گلوله دو برخورد غرب با دنیا. وقتی مدرنیته از طریق فاشیسم و مارکسیسم مسلط نشد لیبرالیسم همان اهداف را با لبخند برآورده ساخت.
ادعای علمی بودن نظریه پردازی مبتنی بر تجربه مطلق در رئالیسم راسلی، در رئالیسم خام، در شکست پروژه استقراء کارنپ، در شکست ماشین استقراء بیکن، در عدم توفیق نچرالیست ها شکست خورد. در اِنده نه چندان دور این آگاهی که نگاه دانشگاهی حاوی ارزشهای غیر قابل دفاع است در ایران هم روشن خواهد شد. همان که به شکل ضعیفی در سخن میشل فوکوآمده و علم را ایزار دست یابی به قدرت وصف می کند.
ادعای ایدئولوژی بودن برخی مواضع یک بیان بیسوادانه و اظهار نظری عوامانه است. این موضگیری تظاهر وامانده های پوزیتیویسم شکست خورده در لوای واژگان غیر فلسفی و غیر علمی است. کسی که pejorative termایدئولوژی بودن دیگر نگاه های آلترنتیو را برا یتوصیف مخالف یکار می برد در یک معنا می گوید که خودش حاق واقع می داند. این که اسلام تئوری اقتصادی ندارد بواسطه استعمار، age of discovery، collonialization است . اگر کشتار ، سرکوب، تحمیق، حکومت های دست نشانده، و استبداد کشورهای فاتح جنگ های بین المللی و جنگ های جهانی نبود اگر نگاه حقارت کشورهای مورد ظلم و تحمیل و حس کوچکی و حقارت مردم بواسطه فریب و سوء استفاده قدرت های جهانی نبود اگر اجازه اندیشه ورزی بوسیله دانشگاه های ی که در ظاهر دم از اندیشه و علم می زنند ولی کار یبجز تحقیر فرهنگ های بومی ندارند نبود در کشور شما هم جواناننی بودند که از اصول عدالت، سود غیر ربوی، حق کار ، حقوق انسانی، کرامت انسانی، حقوق الهی انسان و حق کسب و غیره اقتصادی غیر کارتل ساز و غیر تراست ساز و غیر کاپیتالیستی روابط اقتصادی انسانی و اخلاقی که سازنده جامعه باشد و نه مثل بانک مدرن که عامل انشقاق جامعه و شیوع اخلاق مکس وبری در ایران بوده تئوریزه کنند.احساس حقارت در برابر آدام اسمیت ، کینز و دیگران مانع خلاقیت فکری و نظریه سازی اقتصادی است.
شهریار زرشناس مدعیست که از سال 68 سایتهای نئولیبرالی توسط دولتها در ایران اجرا شده واین امر کشور را از ارمانگرایی اسلامی دور کرده است واینها را عمدتا به کارگزاران سازندگی وبه امید واصلاحات نسبت میدهد شهریار زرشناس یادش رفته کهما اصلا در ایران هیچ حزبی به معنای وافعی نداریم شهریار زرشناس یادش رفته که سیاستهای کلی نظام به تایید رهبر وولایت فقیه میرسد واگر مادراین جهت که هستیم حرکت کردیم باتایید ولایت فقیه ورهبر بوده است شهریار زرشناس تاکید رهبر جمهوری اسلامی روی اصل 44 قانون اساسی وخصوصی سازی وچابک کردن دولت را یادش رفته اصلا خصوصی سازی اقتصاد لیبرالی وسرمایه داری را بهمراه دارد واین خواست همه ی ارکان نظام بود که البته هرگز بصورت اصولی شکل نگرفت شهریار زرشناس باید توجه کند که اسلام تئوری اقتصادی ندارد برنامه اقتصادی ندارد با ارمانگرایی وشعار به جایی نخواهیم رسید اگر واقعا شهریار زرشناس بدنبال کف رفاه با استاندارد بالا برای همه ی جامعه است ماباید بکوشیم شیوه ای از نظامهای سوسیال دموکرات را درایران پیاده نماییم شیوه ای از نظامهای سوئد ونروز وسوییس و... که البته اینکار با ایدئولوزی حاکم همخوانی ندارد چون نظامهای سوسیال دموکرات در عین تامین رفاه در سطوح بالا برای احاد اجتماع بسیار شکننده هستند وبه هیچعنوان خودشان را در گیر جنگ وسیاستهای خارجی پرتنش وهجومی نمیکنند که کشور ما دلیل اندشیه های ایدئولوزیک بشدت با ان درگیر است
آقای جانان شما خود غرق در ایدئولوژی هستید. نگاه شما اوج ایدئولوژی است.
دکتر زرشناس از لیبرالیسم و گرایشات لیبرالیستی گفته . ایشان که نگفتن چرا و یا نظری در مورد این که کی باعث شده اظهار نکردن . شما اگرذ با یک ارگانوگرام یا نوود های آن مخالفید این ربطی به یک نگاه نظری ندارد. چقدر بی دقت سخن می گویید. بحث ایشان را توجه کنید . بی ربط سخن می گویید.