Westoxification as Nihilism | Sedanet

Discussion1 comments

ا
انگشت اشاره استاد فردید

آقای ایمان مطلق، نویسنده محترم. غلط های نگارشی شما بسیار زیاد است. بنده اینجا چند نمونه را ذکر می‌کنم. در ضمن با این همه غلط، ترجیح دادم که بیش از ۳-۴ پاراگراف نخوانم. ۱-صبغه را «سبقه» نوشتید. ۲-«ما تحت عنوان» باید بشود «تحت عنوان» یا «زیر عنوان» ۳-این جمله:‌«نیم قرن پیش تا به امروز ما تحت عنوان غرب زدگی...» فعل ندارد. باید بنویسید «...تحت عنوان ... آمده است». ۴-« پای سنت و اسلام را ... مطرح کرد» باید بشود «سنت و اسلام را ... مطرح کرد» ۵-«اقشار متخلف» باید بشود «اقشار مختلف» ۶- «مشخص کنم» در جمله «اول اینکه تعریفی از غرب اراده دهد و نسبت غرب را با خودمان به عنوان شرقی/ایرانی مشخص کنم» باید بشود «مشخص شود» ۷- در جمله «اول اینکه تعریفی از غرب اراده دهد و نسبت غرب را با خودمان به عنوان شرقی/ایرانی مشخص کنم و سوم آنکه» هدف دوم فراموش شده است. ۸-«حامیت سزار» در جمله «به قدرت رسیدن روم و حامیت سزار» چیست؟ منظور حمایت سزار هست؟ ۹- درجمله«اساساً جنگ جهانی اول و دوم در میان خود غربیان بود »، آیا دولت عثمانی هم غرب به حساب می‌آید؟ ۱۰-« که ما امروز غرب میگیریم» باید بشود «ما امروز به آن‌ها غرب می‌گوییم» ۱۱- بل ذات و فی‌الذات؟ اگر یکی بل ذات است، دومی هم باید فل ذات باشد. در ضمن املای درستش بالذات است. ۱۲- جمله زیر خود به درازی یک مقاله است. بی زحمت آن را به چند جمله معنا دار تقسیم کنید؛ جملاتی که فعل داشته باشند. «اگر ما با این نگاهی که در کلی ترین شکل ممکن بیان شد موافق باشیم و خرده گیری نکنیم و همچون نیچه ء بزرگ دقتی به خرج ندهیم و تفاوتها را با ظرافت بر نشماریم و حتی به این مسئله التفاط نکنیم که اساساً جنگ جهانی اول و دوم در میان خود غربیان بود و جبهه های متفین و متحدین به استثنای ژاپن متشکل از کشورهایی بود که ما امروز غرب میگیریم و امر چه دموکرات باشیم و چه توتالیتر و چه مارکسیست و سوسیالیست باشیم و چه لیبرالیست و پیرو نظام کاپیتالیستی و چه و چه و چه همه ی اینها منبعث از جهان غرب است که بل ذات و فی الذات با هم متفاوت و بعضاً در تضاد و تناقض با یکدیگر هستند، را باز یکی فرض کنیم، پرسش این است که آیا غرب زدگی که همچون طاعون زدگی،وبازدگی، سل زدگی، مار زدگی بار منفی دارد آیا اتفاقی معاصر است که در زمان ناصرالدین شاه به دست منورالفکران وقت نظیر تقی زاده و آخوند زاده مطرح شد، چرا که ایشان بودند که معتقد بودند از کلاه تا کفش باید غربی شد و از غرب آموخت زیرا که غرب به دستآوردهایی رسیده است که ما به ثلث آن هم نرسیده ایم و یا آنکه سبقه ی تاریخی بیشتری دارد.»