اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
The inclination toward monarchy is more a sign of dissatisfaction with the status quo than an inherent yearning for kingship. The author argues that although material prosperity is greater today, the former regime was not hostile to rationality, and its disrepute was partly the product of intellectual exaggerations.

After that surprising gathering beside the tomb of Cyrus the Great, certain relevant centers were commissioning research to investigate the reasons for this resurgence of attention toward the monarchy. Also, recently, following the slogans heard during last year's unrest, and their wider echo in the virtual realm, to the effect of—in the words of the late king—
It is not that there was no evil at that time; there was plenty. Bribery, sycophancy, the harsh and humiliating treatment by officials, the relative dysfunction of the administrative system, one-sided state propaganda, non-competitive and unhealthy elections, and the like existed and were, of course, distressing. But, firstly, a portion of these (perhaps the major part) stemmed more from the social and cultural backwardness of the people than from the government's deviance. (As an example, one can consider indicators such as the average level of education, the state of awareness about the world, the score one would give to social behavior—for instance, the percentage of car accidents that led to brawling, the catcalls directed at women and girls in streets and alleys, how common cursing and swearing were even among family members, and their quantity and quality, and so forth).
Secondly, despite certain flaws rooted in the irrationality of the rulers themselves, the government had not made obstinacy toward the people, the world, and rationality its primary duty; the country was experiencing a high rate of development; generally, reasonable laws were drafted and implemented; usually, qualified individuals were appointed to positions; every organization did not issue its own separate statement to determine the country's stance on domestic and foreign issues; also, the financial corruption of state grandees and their affiliates, security-related arbitrary actions, lawlessness, and parallel and intersecting feudal influences were by no means comparable in scale, extent, and quality to our experiences in these recent years; the government intended to compete rapidly with the world, but through domestic development, not the expansion of its sphere of influence abroad. The choice of lifestyle and personal affairs was not under the threat of scarcity or the pressure of restriction. The government was not a propagator of violence, hostility to art, aversion to science, and backwardness, nor a reviver of sectarian religious conflicts; moreover, the many, more or less gratuitous, statements made about the injustice and relative deprivations of that time were largely the result of the rising expectations of a rapidly developing society, which, when its bread and cheese had turned into chelo kebab and its donkey into a Paykan, naturally demanded even more amenities, and, due to degenerate teachings about justice, thought that everyone could enjoy equal or nearly equal facilities.
But in explaining why some of our intellectuals insist that no matter how bad the situation is, it was worse back then, some believe it is because they themselves were involved in bringing about this change and do not want to admit their mistake. This is, of course, possible, but there is something more important than this, which situates the problem beyond its personal and generational levels; and that is that intellectuals often believed that where there is inequality, there is injustice, and where there is injustice, one must struggle, and when the literate masses enter the struggle, they will surely win, and when they win, they will surely lay golden eggs. Up to this point, the issue might not be strange, perhaps by appealing to the context of that period, but the problem is that now, in this transformed context and with all this experience, they still do not want to admit that the aforementioned reasoning was flawed and inconclusive. They lack the capacity to base the effort to escape this predicament and the striving for better conditions on other principles.
The existence of significant flaws and shortcomings in that period and the existence of benefits in this period is undeniable, but my suspicion is that many of the flaws of that time stemmed from backward social conditions that the government was, to some extent, working to remedy, whereas in our present time, society has grown considerably, but the contexts and obstacles created by the macro-frameworks are a major incentive toward the expansion and deepening of irresponsibility. The rule of "approve blindly, and in return, do whatever you want," which is instilled from the highest levels, incites the general public not to miss out on the spoils. The previous regime was, of course, not immune to this either, but to a much, much lesser extent.
On this basis, not denying the evils of that time is one thing, and being fair about where we would be now had we continued with that same situation is another. The idea behind those monarchist slogans is the latter, not the former.
A word about today: the Shah and Mosaddegh were both first-rate national figures, with personal and intellectual differences. Demonizing one and portraying the other as angelic is the work of that very political culture which, as the saying goes, has landed us in this mess. Foreign governments, neither then nor now, played the primary role in our destiny. Yet the tweets of the people’s elected officials are also understandable: if the fire burns, is it not because of Abu Lahab?!
.
.
.
.
Political Science
Sociology
Political Science
Political Science
Political Science
Discussion34 comments
با درود به استاد مردیها بیطرفانه و ساده و روان ، هم مشکلات را بیان کردند و هم راهکار در دل متن مشخص است... ""لجاج با مردم و با دنیا و با عقلانیت"" از دستور کار حکومت خارج شود توسعه و رفاه در دستور کار حکومت قرار گیرد و غیره ......
چه خوب بود روشنفکران میانسال به جای افسوس خوردن ,که آیاشاه بهتربود یا رضاشاه ومقایسه کردن آن حکومت باحکومت جمهوری اسلامی.بگویند راهکارچیست؟ هیچ روشنفکری راهکار ارائه نمی دهدفقط تحلیل می کند.همه شدند تحلیل گر!قدری اجازه بدهند اساتید جوانترهم نظردهند.شاید راهکاروایده های بهتری پبشنهاد دارند.
درود ارائه راهکار برای اساتید داخل کشور خطرناک است.. شما خودتان هم راهکار را می دانید دوست گرامی
من متولدم دهه هفتادم با تمام وجودم میگم که متنفرم از رضاشاه و دولت وابستش,یه مرد حقیر پست که اون قدر وجودنداره وبرای روی کار امدن ادعای دین و دیانت میکنه بعد خون مردمو میکنه تو شیشه اون قدر بی اصالته که به زور شده میخواد وضع لباس زن و مد رو عوض کنه به جای این که تکیه کنه به فرهنگ ایرانی چیزی که دین هیچ وقت نخواست عوضش کنه وتفاوت فرهنگ هاروپذیرفت ,مردی که حتی اطرافیانش ازدستش در امان نموندن ,مردی که نه اومدنش دست خودش بود نه رفتنش با حقارت تبعید شد اون حرفی که ک یکی گفته بود درباره گاز و برق مجانی اتفاقابهتره برید تحقیق کنید و بینید این شما بودید که فایل صوتی سانسور شدهرو گوش کردید من به عنوان یه دختر بیست ساله میگم که پیرو خط امام خمینی هست اکر لیاقت داشنه باشم از خون شهدای کشورم که این همه به بحث ولاایت فقیه تاکید میکنن دفاع میکنم اگر لیاقت داشته باشم چون دیدم کسایی که واقعا دلشون با عزت و استقلال واقعی کشوره جون دادن و زن و بچه های کوچکشون رو گذاشتن و رفتن جنگیدن و خون دادن اینهامردن مرد یعنی عمل , الان هم مشکلات زیاده و تقصیر از ماس که دینی عمل نکردیم تقصیر ماس که به حرف ها و چهارچوب هایی که رهبری تعیین کردن عمل نکردیم خدایا بصیرتی به ما عنایت بفرما که کوتاهی های خودمون رو گردن کسی نندازیم و اگر مشکلی داشتیم بفهمیم و درک کنیم که ازمسببانش مطالبه داشته باشیم کساییکه خودمون انتخابشون کردیم
حال که انتشار گزینشی نظرها بوسیله شما ضعف نگاه مورد علاقه شما را لااقل برای خود شما روشن کرده، کمی فکر کنید که این ضعف به چه علت است. موضع عقلانی نگاه رقیب شما بایست برای شمابسیاری چیزها را روشن کرده باشد از جمله مغالطه آمیز بودن نگاه های پرسرو صدا اما غیرکارا.با خود صادق باشید. دگماتیسم متظاهرانه به ضرر شماست
وقتی رضا قلدر گردن نماینده مجلس خورد میکرد و زمانی که مردم جلوی خواهر و برادر خودشون جرات اسم شاه را بردن را از ترس ساواک نداشتند وقتی زنان از ترس مردان نظامی از ترس بی سیرت شدن عمری در خانه می ماندند وقتی خفقان ساواک، سیاهکل، جمعه سیاه، خفه کردن صدای خسرو گلسرخی، کودتا علیه دکتر محمد مصدق قهرمان ملی کردن نفت، کشتار میدان ژاله، حمله نظامی ظفار، ترس و وحشت صدای همه را بریده بود تنها یک صدا همه را تحت وحدت کلمه دین اسلام شیفته خود و متحد نمود روح الله خمینی
مردم در رفاه کامل بودن همه چیز گل و بلبل بود شرایط کویت بود اما مردم برای بیرون کردن شاه جلوی گلوله ژ 3 رفتند! در اون شرایط اقتصادی (توهمی) عالی وعده اقتصادی دادن! ولیام سولیوان، برژنسکی، ژنرال رابرت هایزر، و و و نتوانستن شاه را نگه دارن!عربستان سعودی، اسراییل و عوض کردن چندین نخست وزیر و اعتراف شاه جلوی دوربین به ظلم و خفقان و ساواک با وجود پشتیبانی دست پاچه کارتر، و ملکه انگلیس،جیمز گالاگان نخست وزیر انگلیس و زیسکاردستن فرانسوی هلموت اشمیت صدر اعظم آلمان شاه دوام نیاورد و این همه بخاطر وعده اقتصادی بود!!! حالا هم همه چیز افتضاحه، رژیم بیسواده، مسئولین هیچ چیز نمی فهمن، مردم هم همه طرفدار فردی منطقی!!!!!!!مانند فرد محترم بالا هستند، آمریکا هم که وعده سرنگونی دو ماهه داده، مخالفین هم تحصیلکرده و فهمیده هستند و حرفشون علمی ست، طرف مقابل هم که نفهمه، دیکتاتوره و منفور: خوب همه چیز فراهمه آقای حجت (هخا)بفرمایید حکومت را بدست بگیرید!
بجای بهانه اوردن وشعار دادن کمی منطقی فکر کنید هر چند میدانم همانطور که مدیر محترم سایت هم گفته یک نفر با نامهای مختلف مینویسد تا طرفداران حکومت را زیاد نشان دهد انچه باید مد نظر قرار گیرد محتوای نوشته هاست نه اینکه کامنتهای فاقد محتوا را یک نفر با نامهای مختلف بنویسد تا مثلا انقلابیون را زیاد نشان دهد من دلایلی برای خواست دموکراتیک مردم ایران در انقلابی که انجام شد ارائه کردم شمااگر میتوانید دلایل من را رد کنید بگویید در جمهوریت دموکراسی نیست!!!ویا اینکه مجلس اول با اسم اسلامی نماینده کمونیست نداشته ایا میتوانید چنین ادعا کنید ؟قرار بود کشور بطرف ازادی بیان وعقیده وازادی احزاب حرکت کند قرار بود مطبوعات ازاد داشته باشیم وحقوق اقلیتها رعایت شود وتجمعات مخالفان ازاد باشد ایا اینها براورده شد ؟شما که شاه را بد میدانید ودوران حکومت شاه را غیر دینی میدانید که فساد بوده که .... چطور میگویید که مردم عاشق اسلام بودند ؟مردم زمان شاه از اسلام چه میدانستند؟این دروغگویی اشکار است مردم جمیله وگوگوش و پوری بنایی را میشناختند اما از اسلام چیزی نمیدانستند فقط محرم وسینه زنی دیده بودند از حکومت دینی واحکام وقوانین ان شناختی نداشتنداصلا فضایی نبود تا تلیغ دینی فراگیر باشد مردم را با وعده رفاه اقتصادی فریب دادند والبته با وعده ایجاد کشوری ازاد ودموکراتیک با احزابی ازاد که در قدرت شریکند ومردم این اختیار را داشته باشند که با ارای خود حاکم خود را نصب یا معزول نمایند ولی دریغا که هرگز این اتفاق نیفتاد ودر حال حاضر اصلا هیچ حزبی در ایران نداریم از وضعیت مطبوعات وانتخابات و نظارت استصوابی هم که خود بهتر میدانید حقوق اقلیتها که زیر پا له شد مجوز دادن به تجمع مخالفان که رویایی بیش نبود وهرگز محقق نشد و...
آیا شما در مورد نحوه گفتگو سخن می گویید؟ یا در مورد رضا شاه؟ یا در مورد جمهوری اسلامی؟ یا در مورد دموکراسی؟ یا در مورد رابطه دموکراسی و جمهوری؟ یا هر چی دلتون می خواهد می گویید؟ یا هر وقت گیر می کنید یک جمله انتقالی واسطه می گویید کاری هم ندارید که ربط دارد به سخن یا نه و کاری هم ندارید به این که موجه است یا نه کاری هم ندارید که مطابق عالم واقع است یا نه؟ پاسخ به شما: نظر مامان من اینه که من درست می گم!آیا این غلطه؟آیا این که در زمان چنگیز خان مشکلاتی وجود داشته غلطه؟ پس من درست می گم!
آقای جانان، آرزوهای خود را بر تاریخ و اهداف انقلاب تحمیل نکنید. رهبر این انقلاب امام خمینی بود نه روشنفکران و احزاب. تئوری ولایت فقیه امام هم از سال 48منتشر شده و اغلب مردم تصور اجمالی از اسلام و حکومت اسلامی داشتند.
این که توان انتشار اندیشه دیگران را ندارید بایست شما را به فکر وادارد که این ضعف شما به چه علت است. از ضعف به قدرت رو آورید. به جای مد گرایی و تظاهر کمی با خود صادق باشید. چقدر سخت است احساس حقیر بودن.
یک نام مشخص برای خود انتخاب کنید و همیشه با آن کامنت بگذارید. حروف الفبا نام مناسبی نیست
یکی از دوستان در بالا فرمودند که توصیف {رمانتیک و ساده انگارانه } ام را از کسی تکرار نمی کنم بلکه خودم شاهد بودم ایشان می خواهد اطلاعاتی کاملا برگرفته از حال را با محتوایی انکرونیستیک به مخاطب ساده لوح بقبولاند جالب است با ادعای شاهد بودن تصور می کند مخاطب فریب می خورد با فرض ساده لوح بودن مخاطب با توجه به گذشت 40 سال از انقلاب احتمالا ما با کاربری کهنسال و دارای دلی جوان و طرفدار آن چه از ایشان شنیده شده که بیشتر به نوجوانی شیفته غرب می ماند در شبکه اجتماعی مواجهیم!!!!!!!
تسلط انگلیس برایران و تبعید شاه دست نشانده رضا بوسیله ملکه انگلیس و ذلت مردم ایران تحت ضربات چکمه های رضامیر پنج و دزدی های دستدرازی های او به دارایی های مردم ایران سیاه ترین دوران تاریخ مردم ایران است
این که دین خواهی و غیرت مذهبی و بیرون کردن فرهنگ آمریکایی دلیل تحول جامعه ایران بود از جزء جزء انقلاب و رهبری روحانیت قابل درک است. اگر حرف های شما صادق بود انقلاب دوام نمی آورد.حضورآمریکایی و فرهنگ تفرعن غربی را مردم نمی پسندند. فرهنگ تنبلی دوبی قابل تبلیغ کردن در جامعه ایرانی نیست بخود زحمت ندهید
مگر می شود در انقلاب این طوری بی علت و مبارزه جدی مطرح شد چقدر مخاطب را ساده فرض کردید. مذهبیون هم موج سواری کردند و کل مردم هم بهمین سادگی پذیرفتند!
یک نام مشخص برای خود انتخاب کنید و همیشه با آن کامنت بگذارید. حروف الفبا نام مناسبی نیست
اين كه يك جمله در مورد آب و برق مجاني از متني بيرون كشيده شود بيشتر به فني یورنالبستي مي ماند كه البته ادعايي است كه منبعش رو من هم هيچوقت پيدا نكردم. درضمن از سخنان يك فرد انقلابي و رهبر محبوب مردم خيلي مطالب هست كه مي توان گوش فرا داد چرا به ظلم ستيزي و حركت مردمي و شجاعت رهبر ديني توجه بفرماييد و كل سخنراني و موضع گيري هاي دموكراتيك را بيان بفرماييد
98 درصد راي موافق با جمهوري اسلامي نشان دهنده چيز ديگريست . مخالفت يك صداي مردم عليه شاه نشان دهنده شناخت ، اتحاد و مصمم بودن يك ملت بود
اقای رضا وخانم نازنین نه سی میلیون ونه 98 درصد مردم حکومت مبتنی بر ولایت فقیه را نمیخواستند همانطور که استدلال کردم قرار بود حکومتی دموکراتیک بر سرکار بیاید که البته گرایش دینی داشته باشد این گرایش دینی داشتنش را مذهبیون گردن مردم انداختند وگفتند که با دین میتوان به عدالت اجتماعی رسید !!! مردم را فریب دادند ومردمیکه تجربه انقلاب نداشتند وشناختی از حکومت دینی نداشتند چون گزینه ی بهتری نداشتندپذیرفتند البته این را هم فراموش نکنید که در انزمان مذهبیون هم فیگور دموکرایتک میگرفتند تا بدین طریق بتوانند مردم را راحتتر فریب داده جذب نمایند ایت الله مطهری در کتابش با نام پیرامون انقلاب اسلامی میگوید این درست نیست که من در دانشگاه کمونیسم را مطرح کنم وبعد انرا رد نمایم باید یک استاد کمونیسم بیاید انرا طرح نماید ومن هم اسلام را توضیح دهم ودانشجو هرکدام را خواست انتخاب نماید ببینید اینان چنین ادعا میکردند شنونده گمان میکرد که مذهبیون اخر مدارا ودموکراسی هستند مردم بلند نظری اینان را باور کردند ولی چه شد ؟ایا هرگز چنین فرصتی به کمونیستها داده شد که استاد دانشگاه شوند؟ اصلا تمام کمونیستهای ایران مسلمان زاده هستند وطبق حکم فقه مرتد محسوب شده محکوم به مرگ هستند بعد چطور یک محکوم به مرگ قرار است استاد دانشگاه شود ؟ اینطور مردم را فریب دادند شعار عدالت و ازادی دادند ولی در عمل طریق دیگری را برگزیدند یادم میاید که مجاهدین خلق شعار جامعه بی طبقه توحیدی را مطرح میکردند ولی مذهبیون که مخالف مجاهدین خلق بودند میگفتند این شعار توهین به توحید است !!!!!!!!چرا که بی طبقه بودن در توحید نهفته است واینکه کسی بگوید جامعه بی طبقه توحیدی در واقع به توحید بی حرمتی کرده !!!!! وشان انرا حفظ نکرده !!!!! حالا انصافا وجدانا بعد از چهل سال این جامعه توحیدی که قرار بود جمهوری اسلامی ایجاد کند بویی از بی طبقه بودن دارد ؟ یا تماما یک جامعه طبقاتی است که به طرف سرمایه داری حرکت میکند تازه انرا هم بدرستی انجام نمیدهد وکج ومعوج میرود واین بر لطماتیکه بر اجتماع وارد میکند میافزاید همه ان شعارها ادعاهای بی پایه وبنیان بود پوچ وتوخالی ....
اين كه انتخاب مردم با راهپيمايي سي ميليوني مردم عليه رژيم وابسته را با چند كلمه نفي كنيد خود غيردموكراتيك ترين موضع ممكنه است گرچه كه آزادي انديشه محترم است
فقط با انصاف به این جمله کلیدی متن فکر کنید که اگر با همان وضعیت ادامه میدادیم الان کجا بودیم...نگاهی به کشورهای که به لحاظ شاخص های توسعه ای مشابهت هایی با ما داشتن میتواند کمک کننده باشد...کره جنوبی،ترکیه،....بنیادگرایی اسلامی وایجاد تتش های منطقه ای ضربات زیادی به منافع ملی ما زده اند.به قول جناب دیپلمات این سبکی رفتاری است که خود ما انتخاب کرده ایم در ارتباط با جهان.
کجابودیم؟ مصرف گرایی حداکثرمقلد حقیرغرب وتکرار کننده توهمات غرب که با ترکیب کردن ترجمه مقالات غربی نام تالیف به ترجمه می دادیم. طبیعی است که جوانی که به دانشگاه اهمیت می دهد و سر در موبایل و کامپیوتر فرو برده تحت تاثیر و بلکه مبهوت تبلیغات تجاری، و کلا غرب قرار بگیرد این از کمال خواهی اوست و این خصلت مستحسن است. اما دوست من به دو نسخه تبلیغاتی پوچ غربزدگی توجه بفرمایید آن چه قشر عامی بی مطالعه و بی دقت تحت نام دوبی و ترکیه ارئه می شود که همیشه پیرو حقیر و یا مقهور کامل غرب است و در آن همه چیز تحت اداره و اندیشه و ساخت غربی است. این انفعال و حقارت فکری سیاسی است که در نتیجه آن بیسوادی و دیکتاتوری و خفه کردن مردم به سبک رضای چکمه پوش قزاق نوکر خارجی را بدنبال دارد و یا آن چه اندیشمندان واقعی دلسوزان هزینه ده همیشه از آن شکایت داشته اند یعنی تحصیل کرده غرب که ترجمه های آثار را به هم می ا»یزد و با مخفی کردن انتحال به جای اندیشه بخورد جوان روستایی و یا از همه جا بی خبر ایرانی می دهد و نتیجه اش پیروی و حقارت ابدی در برابر خارجی است. بکار بردن واژگان تهمت آ»یز زورنالیستی غربی تنها ضربه زدن به میهن و باورهای عمیق ایرانی است بنیادگرایی یک دژواژه است که با تکرار، خبرخوان های خوش سیمای جذاب، و اساتید خود باخته غرب زده بمنظور حذف اندیشه و هویت غیر غربی به خورد شما داده شده. از خواب گران برخیزیم و به جای حقارت و تکرار واژگان، توهمات حقارت آمیز غربی، انتحال مقاله ها و جا زدن آن ها به نام خودمان، راه اندیشه، زحمت و حل مسأله را پیش بگیریم. دست بر زانوی خود بگذاریم و از همه از جمله رقبای زرنگ خارجی خود بخش سودمند را بیاموزیم و به جای تقلید و حقارت کار، تلاش، اندیشه، و دفاع از خود را در همه عرصه ها پیش گیریم. نسخه بیرحمانه رضامیرپنج، فرهنگ تنبلی حقارت آمیز دوبی، و نسخه های التقاطی غربی شرقی و مواضع فراماسونری سیاسی اعتقادی را بشناسیم و اندیشه کار تلاش و اعتماد بنفس پیش گیریم.شایعه و تلقینات دانشگاهی به هیچ جا نمی رسد.شکایت های اندیشمندان قبل از از انقلاب که از تبختر و تظاهر و فریب دانشجو و جامعه با ترجمه بی تفکر به مسأله خودی و راه حل حاصل اندیشه بدیع توجه جدی کنیم. بسیار از دلسوزی شما و اهمیتی که کشور و هویت خود می دهید مسرورم
این که سخن روشنفکران مبنی بر بدتر بودن آن زمان صادق یا کاذب است یک مسئله است و نتیجه گرفتن که حکومت سلطنتی مطلق برخطا نبود مسئله ای دیگر. حتی اگر پاسخ روشنفکران درست نباشد نتیجه ای نویسنده گرفته از متن ایشان برنمی آید. اگر جوانان برای نیل به حقیقت راهی نداشته باشند دلیل آن نمی شود که برعکس اندیشه ادعایی صادق باشد. در ضمن حذف فیزیکی مردم معترض به شاه را کاملا نادیده گرفتید.
رضا خان با امحای نهادهای دموکراتیک برآمده از انقلاب مشروطیت، ساختمان یک استبداد مدرن را پایهریزی کرد و ضمن زنده کردن بخشی از بدترین سنن کشورداری گذشته عدم تمکین حاکمان به قانون را به سنتی جزمی تبدیل کرد. سنتی که هنوز گریبان گیر ماست.
اینکه وضعیت اقتصادی مردم در زمان شاه بهتر بوده شکی نیست ولی این بدان معنی نیست که انزمان هیچ مشکلی وجود نداشته است تمرکز قدرت در یک نفر که همان پادشاه است استبداد میاورد فضای سیاسی انزمان بسته بود وحزبی اجازه فعالیت نداشت جز حزب رستاخیز که به حکومت وابسته بود کسر وکمبود اقتصادی وجود داشت ولی نه به صورت امروزین ان منتها بیشتر وضعیت کشور از دید روشنفکران اجتماع مشکل دار بود انها که در بند مسایل سیاسی بودند بیشتر با وضع موجود مشکل داشتند وهم انان مردم را تحریک میکردند به این امید که درپس انقلاب هم وضعیت اقتصادی بهتری برایشان ایجاد میشود وهم کشور از استبداد خارج شده حکومتی دموکراتیک برسرکار خواهد امد تا ملت بتواند هروقت اراده کرد باارای خود انرا انتخاب یا عزل نماید حال باید دید چه کسانی میبایست چنین امری را به پیش میبردند وبه نتیجه میرساندند جبهه ملی وملی گرایان تنها کسانی بودند که میتوانستند انقلاب را در مسیر دموکراتیک ان به پیش ببرند که متاسفانه انان پایگاه مردمی چندانی نداشتند ومهمترینشان که مرحوم بازرگان بود زیر عبای خمینی رفت این بود که انقلابی که قرار بود بطرف دموکراتیک شدن برود وحکومتی بر اساس احزاب ازاد تشکیل دهد که با ارای مردمی جابجا شود بطرف حکومتی دینی رفت واستبداد دینی جای استبداد شاهی را گرفت دیگر نه از فضای باز سیاسی خبری بود ونه انتخابات دموکراتیک و نه بهتر شدن معیشت واقتصاد مردم . با کمال پررویی حکومتیان ادعا میکنند که اصلا حرکت مردم وجهه اقتصادی نداشته وانقلاب دینی بوده است !!! دین وحکومت دینی را مردم نه میشناختند ونه خواسته انان بود این شعار را همین مدعیان دین ومذهب به مردم تلقین کردند که کشور با شعار دین بطرف عدالت اجتماعی خواهد رفت !!! به مردم گفته بودند که شاه پول حاصل از فروش نفت را به امریکا وشوروی میدهد واگر جلوی اینها گرفته شود ایران پاریسی دیگر خواهد شد مردم نمیدانستند که اگر امریکا وشوروی کنار بروند جایشان را عراق وسوریه وافغانستان ویمن و فلسطین ولبنان و .....پرخواهد کرد وباز هم دست ملت خالی تر از همیشه خواهد شد وما را قرار است با دنیا سرشاخ کنند تا شاید بتوانند در بیت المقدس نماز بخوانند !!!!!!!! شعار میدادند که نفت و کی برد امریکا گاز وکی برد شوروی مرگ براین سلطنت پهلوی خوب الان نفت وگاز را چه کسی میبرد ؟یمن وفلسطین خوب است عراق چطور لبنان وبقیه چی ؟ با کمال پررویی تازه ادعا میکنند که ما اصلا شعار اقتصادی نمیدادیم !!! ومردم خواسته اقتصادی نداشتند!!!وما وعده اقتصادی ندادیم !!! پس ان اب مجانی وبرق مجانی و ....چه بود ؟
لطف میکنید اقای جانان با مدرک و مستندات بفرمایید چگونه درزمان گذشته زندگی بهتر بوده است،نشخوار کردن حرفهای تکراری مزدوران بدون پشتوانه دقیق علمی و اسناد تاریخی بسیار سهل است ،صادرکردن بیش از دوبرابر نفت دربرابر جمعیت سی و شش میلیونی مردم وبیسوادی نزدیک به هفتاد درصد مردم ،فقرزیر صفر مردم و هزاران مورد از این قبیل ثابت میکند که اقتصاد ایران و توان مردم درچه حدی بوده است،سفارش حقیر این است که چند کتاب در این مورد مطالعه بفرمایید بعدا اظهار نظر بفرمایید.
در بند 3 شما گفته اید که این نظر را نداشتند و بعد این که به مردم تلقین شد! بالاخره نظر را داشتند یا نداشتند؟ اگر تصور شما این است که تلقین شد پس نظر را داشتند. قرار بود به سمت دموکراتیک شدن رود منظورتان از قرار بود تصور شماست بهتر است به شعارهای مردم توجه شود و سخن خود مردم. در ضمن لطفا مرجع و منبع ادعایی آب و برق مجانی را در اختیار بگذارید سال هاست که دنبالش می گردم. اگر دین را مردم دوست دارند به سبب برتری آن است نه تلقیناتی که شما و برخی افراد متبختر که به بدنبال شهرت هستند مرتبا تکرار می کنند و برخی هم باور می کنند
البته که باید چنین اجازه ای داد، اما ایا ان جوانان هیجانی اساسا در این حد هستند که نقد کنند و اساسا به دنبال خردمندی و مطالعه میروند!؟؟کمی واقعیت جامعه را باید دید،جوانان این جامعه نیاز دارند به جای داد و بیداد اندکی هم از خردمندان با تجربه بهره بگیرند و به پوپولیسم دامن نزد این متن شبیه سخنان احمدی نژاد یا ترامپ استنمیدانم صدانت چگونه این متن های مفتضح را منتشر میکند