اندیشهفلسفهخردگفتگوحکمتمعناپرسشفرهنگ
Industrial meat consumption is morally indefensible because of the immense suffering it inflicts on animals and the environmental destruction it causes. Seyyed Hassan Eslami Ardakani presents two ethical arguments for reducing or abandoning it, and addresses common objections.

Today, the consumption of industrial meat has become widespread, and industrial animal farming centers have replaced traditional methods. This article takes as its point of departure the idea that there are fundamental differences between industrial and non-industrial meats that are morally decisive, and given the way industrial meat is produced, eating it is not morally defensible. In this article, the author advances two arguments to prove his point: first, the argument based on the infliction of widespread and unjustified suffering on animals, and second, the widespread destruction of the environment. Each argument is based on a scientific premise and a moral premise, and if these scientific and moral premises are accepted, there is no choice but to stop consuming industrial meat, or at least to reduce its consumption. After presenting these arguments, the author addresses three fundamental objections and attempts to answer them.
This article was also published in the Scientific-Research Quarterly of Ethical Research (Issue 9-10, Fall and Winter 2012) (although the publication details were printed incorrectly on the first page of the article and are correct on subsequent pages).
.
.
Author: Seyyed Hassan Eslami Ardakani (Faculty Member, University of Religions and Denominations)
.
.
Religion
Philosophy
Religion
Philosophy
Economic Sciences
Discussion1 comments
سلام و درود به همهی دوستان مسئول سایت وزین صدا نت. با تشکر از زحماتتون، میخواستم یه تذکری داده شود به نویسندگان و شرکت کنندگان در نشستهای مجازی اهل اندیشهای که در این سایت حضور دارند: آدم سواد دار و یا به عبارت دیگر، آدم روشنفکر، یا آدم نظریه پرداز لازم نیست سیاسی باشه تا در بارهی دردها و رنجهای مردم زمانهی خود سکوت در پیش بگیره. از این بزرگواران باید خواسته بشه که در نوشتهها و گفتههاشون، از یکی دو تا از هزاران درد و رنجی که امروزه مردم ایران دارند میکشند، درد و رنج هایی که از دوران فروپاشی صفویه سابقه نداره تووی این سرزمین، یاد بکنند. لازم نیست که حتما به عامل سیاسی و اجتماعی تولید کنندگان این رنج ها اشاره کنند (مثلا برای احتراز از پیامدهای دردآور ناشی از گفتار و نوشتارشان ). یا لازم نیست به راه حل های ممکنه اشاره ای شود، چرا که حتما یا احتمالا گوینده یا نویسنده ممکن است اصلا تخصصی در آن موضوعات نداشته باشد. اما همین که نشان بدهند که ما شما رنج کشیدگان را درک میکنیم و با شما هستیم و به یادتان هستیم، از دو وجه با معنی و با ارزش است: - ایجاد نور امید و قوت قلب و همینطور اعتماد به روشنفکر جماعت در رنج کشیدگان. - ایجاد شفقت در همان گویندگان و نویسندگان و در مخاطبین شاید دیده باشید یا شنیده باشید نفرت زندانیان عادی از زندانیان سیاسی را. اینها نتیجهی بیخیالیِ روشنفکر و اهل نظر نسبت به مشکلات آدم های عادی است که در این نفرت بروز میکند. زندانیان عادی میگویند این بیخیالها همدست دستگاه هستند در اوضاع بد ما در سراسرِ زندگی مان. بگذریم، ... این نکته را لطفا به همهی مهمانانتان و همکاران گرامیتان و در همهی نوشتههای تان یادآوری کنید و خود دوستان همکار سایت هم لطفا این نکته را لحاظ کنند تا فردای احتمالیِ روزگار کمتر دچار نفرت طبقات لهشده بشویم. با احترام